پرسشنامه طرح وارة یانگ

2- آزمونها
 
3- بریدگی و طرد

وقتی نیاز فرد برای امنیت، محبت، همدلی، احساس مشترک، پذیرش و احترام به شیوه قابل قبول ارضاء نشده باشد، این طرح واره رخ میدهد.

1-3- محرومیت هیجانی

انتظار اینکه تمایلات و نیازها به اندازه کافی توسط دیگران ارضاء نمیشود.

1-1-3- رها شدگی

بی ثباتی تزلزل یا بی اعتمادی افراد.

2-1-3- بی اعتمادی

بدرفتاری انتظار اینکه دیگران ضربه می زنند.

3-1-3- انزوای اجتماعی

بیگانگی احساس اینکه فرد با دیگران متفاوت است.

4-1-3- شرم و نقص

شرم احساس اینکه فرد در مهمترین جنبه های شخصیت اش ناقص و حقیر است.

5-1-3- ناخوشایندی اجمتاعی

پذیرش و جلب توجه، تاکید افراطی در کسب تایید، توجه و پذیرش از سوی دیگران که موجب عدم شکل گیری معنایی مطمئن و واقعی از خود میشود.

4- خودگردانی و عملکرد مختل

انتظار فرد از خودش و محیط که با توانایی محسوس او برای جدایی، بقا و عملکرد مستقل یا انجام موفقیت آمیز کار تداخل دارد.

1-4- شکست

باور فرد به این که یک شخص شکست خورده است یا در آینده شکست خواهد خورد یا شکست برای او اجتناب ناپذیر است.

1-1-4- وابستگی بی کفایتی

باور به اینکه شخص بدون کمک دیگران نمی تواند مسئولیتهای روزمره را انجام دهد.

2-1-4- آسیب پذیری نسبت به بیماری

ترس افراطی از اینکه فاجعه نزدیک است و هر لحظه احتمال وقوع آن وجود دارد.

3-1-4- گرفتاری

خود تحول نیافته، درگیری هیجانی شدید و نزدیکی بیش از حد با یکی از افراد مهم زندگی (اغلب والدین)، به قیمت از دست دادن فردیت یا رشد اجتماعی مطلوب.

5- دیگر جهت مندی

تمرکز افراطی بر تمایلات احساسات و پاسخهای دیگران به گونهای که نیازهای خود فرد نادیده گرفته میشود.

1-5- اطاعت

واگذاری افراطی کنترل خود به دیگران به این دلیل که فرد احساس اجبار میکند.

1-1-5- ایثار

تمرکز افراطی بر ارضا نیاز دیگران در زندگی روزمره که به قیمت عدم ارضای نیازهای خود شخص تمام میشود.

6- گوش به زنگی بیش از حد و بازداری

تاکید افراطی بر واپس زنی احساسات و تکانه های خود انگیخته، انتخاب ها یا ارضای قوانین خشک و درونی شده و انتظارات درباره عملکرد و رفتار اخلاقی که اغلب خوشحالی، خود بیانگری و آرامش را از بین می برد. منفی گرایی، بدبینی، تمرکز مداوم بر جنبه های از زندگی نظیر درد و مرگ همراه با دست کم گرفتن جنبه های مثبت و خوش بینانه یا غفلت از آنها.

1-6- بازداری هیجانی

بازداری افراطی اعمال، احساسات یا ارتباطات خودانگیخته که معمولا برای اجتناب از عدم پذیرش از سوی دیگران و شرمندگی صورت می گیرد.

1-1-6- معیارهای سرسختانه

عیب جویی افراطی، باور اساسی مبنی بر اینکه یک فرد باید برای رسیدن به معیارهای عالی درونی شده درباره رفتار و عملکرد خود کوشش فراوانی انجام دهد که این معمولا برای جلوگیری از انتقاد صورت می گیرد. تنبیه و باور به این که افراد برای اشتباهاتشان باید به شدت تنبیه شوند.

7- محدودیت های مختل

نقص در محدودیتهای دورنی، احساس مسئولیت در قبال دیگران یا رعایت جهت گیری نسبت به اهداف بلند مدت زندگی. این طرخ واره منجر به بُروز مشکلاتی در رابطه با رعایت، همکاری با دیگران و سایر موارد میشود.

1-7- استحقاق

باور به اینکه فرد نسبت به دیگران برتر است.

1-1-7- خویشتن داری

خود انضباطی ناکافی، مشکلات مستمر یا امتناع از خویشتن داری مناسب و تحمل ناکافی برای دستیابیِ شخصی یا جلوگیری از بیان هیجان ها و تکانه ها.

 

 

8- انجام آزمون

 

پاسخگوی گرامی ضمن عرض تشکر از همکاری شما ، خواهشمند است ، برای هر یک از سؤالات بعد از فکر کردن صادقانه نظر خودرا از کاملاً غلط تا کاملاً درست به هر عبارت باگذاشتن عدد( 1 )درمقابل ستون مربوطه اعلام فرماید . نام ونام خانوادگی: سن: تحصیلات: شغل:               ردیف عبارات کاملاً غلط تقریباً غلط بیشتر درست است تا غلط اندکی درست است تقریباً درست کاملاً درست 1 کسانی که نیازهای عاطفی مرا برآورده کنند وجود ندارند.             2 من عشق و توجه کافی را دریافت نکرده ام.             3 غالبا من کسی را نداشتم که برای نصیحت و حمایت عاطفی به او تکیه کنم.             4 اغلب کسی را نداشتم که از من حمایت کند حرف هایش را با من بزند و عمیقا نگران اتفاقهایی باشد که برایم می افتد.             5 در بیشتر اوقات من کسی را نداشتم.             6 به طور کلی کسی نبوده که به من عاطفه محبت و صداقت نشان دهد.             7 در بیشتر اوقات زندگی این احساس به من دست نداد که برای فرد دیگری شخص ویژه و ممتازی به شمار می روم.             8 در اغلب اوقات من کسی را نداشتم که واقعا به من گوش دهد، مرا بفهمد یا اینکه احساسها و نیازهای واقعی مرا درک کن.             9 وقتی که نمی دانستم کاری را چگونه انجام دهم، به ندرت شخصی پیدا می شد که از او یک نصیحت و راهنمایی سالم دریافت کنم.             10 من از این نگران هستم افرادی را که دوست دارم در آینده ای نزدیک بمیرند حتی وقتی که دلایل پزشکی کمی برای تایید این امر وجود داشته باشد.             11 من به افراد نزدیک خودم خیلی وابسته ام چون از اینکه آنها مرا ترک کنند، می ترسم.             12 نگرانم از اینکه افرادی که به من نزدیکند مرا ترک و رها کنند.             13 احساس میکنم که فاقد حمایت عاطفی پایدار بوده ام.             14 احساس نمیکنم که روابط مهمم تداوم داشته باشد و انتظارم این است که این روابط بزودی تمام شود.             15 به شرکای زندگی خود که نمی توانند نسبت به من تعهدی داشته باشند عادت کرده ام.             16 در نهایت من تنها و بی کس خواهم ماند.             17 وقتی احساس میکنم کسی که برایم مهم است از من دوری میکند، مایوس می شوم.             18 برخی اوقات آنقدر نگران آن هستم که مردم مرا ترک کنند که آنها را از خود می رانم.             19 وقتی شخصی حتی برای یک مدت زمان کوتاه مرا ترک میکند خیلی ناراحت می شوم.             20 همیشه نمی توانم روی کسانی که از من حمایت میکنند، حساب باز کنم.             21 من نمی توانم رابطه نزدیک با مردم برقرار کنم چون به اینکه آنها در کنارم بمانند اعتماد ندارم.             22 به نظر می رسد افراد مهم زندگی من همیشه تغییر میکنند.             23 نگرانم از اینکه افرادی را که دوستشان دار فرد دیگری را پیدا کنند و او را به من ترجیح دهند و مرا ترک کنند.             24 افراد نزدیک به من غیرقابل پیش بینی بوده اند لحظه ای حضوری مهربان دارند و لحظه ای بعد عصبی، ناراحت، غرق در خود و پرخاشگر هستند.             25 آنقدر به مردم دیگر نیازمندم که نگران از دست دادن آنها هستم.             26 اگر کسانی را نداشته باشم که حامی من باشند و نگران از دست دادنشان باشم، خیلی احساس بی کسی میکنم.             27 نمی توانم خودو باشم یا چیزی را که واقعا احساس می کنم بیان کنم، چون از اینکه مرا ترک کنند، می ترسم.             28 احساس میکنم مردم از من سودجویی میکنند.             29 اغلب احساس میکنم که باید از خودم در برابر مردم محافظت کنم.             30 احساس میکنم که باید در حضور دیگران از خودم محافظت کنم.             31 اگر فردی کار خیلی خوبی برایم انجام دهد، فرض میکنم که حتما قصد و انگیزه ی خاصی داشته است.             32 خیانت به من فقط زمانش مطرح است و این اتفاق رخ خواهد داد.             33 اغلب مردم تنها به فکر خودشان هستند.             34 در اعتماد کردن به دیگران مشکل دارم.             35 نسبت به انگیزه های دیگران سوء ظن شدید دارم.             36 مردم به ندرت درستکار هستند آنها معمولا آن چیزی نیستند که نشان میدهند.             37 معمولا بطور جدی به انگیزه های نهانی مردم فکر می کنم.             38 اگر فکر کنم فردی میخواهد به من ضربه بزند پیش دستی می کنم و اول من به او ضربه می زنم.             39 مردم معمولا مجبورند خودشان را به من ثابت کنند چون من به آنها اعتماد ندارم.             40 برای ببینم مردم به من راست می گویند یا نیت خوبی دارند، آنها را آزمایش می کنم.             41 با این باور موافقم کنترل کردن یا کنترل شدن.             42 وقتی فکر می کنم که دیگران چگونه در طول زندگی ام با من به خشونت رفتار کرده اند، عصبانی می شوم.             43 در طول زندگی ام مردم به من نزدیک شدهاند تا از من سودجویی کنند یا برای رسیدن به اهدافشان از من سوء استفاده کنند.             44 افراد مهم زندگی ام از نظر عاطفی جسمانی یا جنسی با من بدرفتاری کرده اند.             45 نمی توانم خودم را تطبیق دهم.             46 اساسا با مردم دیگر فرق دارم.             47 نمی توانم به کسی تعلق داشته باشم، انسان گوشه گیری هستم.             48 احساس میکنم از مردم بیگانه شده ام.             49 احساس تنهایی و انزوا می کنم.             50 همیشه احساس می کنم خارج از گروهها هستم.             51 هیچکس واقعا مرا درک نمیکند.             52 خانواده من با خانواده های اطرافمان تفاوت داشتهاند.             53 برخی اوقات احساس میکنم یک غریبه ام.             54 اگر فردا ناپدید شوم هیچکس توجهی نمیکند.             55 مردان یا زنانی که دوستشان دارم وقتی عیب های مرا می بینند، نمی توانند دوستم داشته باشند.             56 اگر کسی واقعا مرا بشناسد، تمایل پیدا نمیکند با من رابطه ای نزدیک پیدا کند.             57 ذاتا آدم ناقص و معیوبی هستم.             58 مهم نیست که چگونه تلاش میکنم احساس می کنم نمی توانم با یک زن یا مرد خوب رابطه برقرار کنم به گونهای که به من احترام بگذارد و از این طریق احساس کنم انسان ارزشمندی هستم.             59 شایستگی عشق، توجه و احترام دیگران را دارم.             60 احساس میکنم دوست داشتنی نیستم.             61 در بسیاری جنبه ها بیش از آن ناپذیرفتنی هستم که بتوانم خودم را به دیگران نشان بدهم.             62 اگر دیگران بفهمند که من نقص دارم، نمی توانم تو رویشان نگاه کنم.             63 وقتی افراد مرا دوست دارند، احساس میکنم گولشان زده ام.          
/ 2 نظر / 5 بازدید
سعید

جالب بود. موفق باشید

اسماعیلی

سلام وبلاگتون روز به روز پربار تر میشه بعتون تبریک میگم . در مورد طرحواره یانگ اگه مقاله ای دارین لطف کنید برام بفرستید ممنون میشم موفق باشین .