اسرار پنهان مردان و رازهای مخفی زنان ( از دیدگاه روانشناسی )

چکیده: 
نوشته ی فوق بر اساس هفت فصل تهیه و تنظیم گشته است .اولین فصل آن را پیرامون شاخصه های تفاوتی زنان و مردان پیرامون تغییر می باشد. در این فصل به این امر اشاره خواهد شد که از نظر چارچوب شخصیتی ،عمدتاً زنان از تغییر کردن در زندگی ، لذت برده و در مقابل آن ها ، مردان غالباً ، تغییر کردن را دوست ندارند .(همان گونه که به آن اشاره خواهد شد ، به عنوان مثال زنان ، هر روز فرم و مدل لباس هایشان ، متفاوت است ، اما در مقابل آنان مردان عمدتاً یک مدل لباس ، با رنگ ثابت می پوشند و شاید مردان بسیاری را مشاهده کنیم که شاید چند دست لباس خریداری نموده ، لکن رنگ و مدل تمام آن ها به یک شکل است.در فصل دوم، به دومین تفاوت شخصیتی اشاره خواهد شد .زنان ، صحبت کردن رادوست دارند و از آن به عنوان یک مُسَکّن برای مقابله با مشکلات و نگرانی ها استفاده می کنند ، لکن مردان وقتی با مشکلی روبرو می شوند، صحبت کردن پیرامون آ ن موضوع، بر نگرانی آن ها می افزاید .بنابراین زنان صحبت کردن رادوست داشته ، ولی ازآن رنج می کشند .سومین شاخصه ی شخصیتی ، این است که زنان عمدتاً از خرید کردن لذت برده و آن را نوعی تفریح می دانند لکن در مقابل آنان ،مردان به آن به عنوان یک نوع ،رفع نیاز نگاه کرده ، به همین عنوان وقتی یکی مرد در یک فروشگاه ، خرید نمی کند، مدام ، خودش را می خورد که چرابدون هدف ، به این فروشگاه آمدم ، ولی در مقابل ، زنان آن را نوعی تفریح می دانند.فصل چهارمی که به آن اشاره میکنیم ، این است که زنان بیش از مردان گریه می کنند وگریه کردن از نظر بیولوژیکی ، به انسان آرامش موقتی می دهد که می توان در مقابله با ترس و استرس ، از آن استفاده نمود.فصل پنجمی که به آن اشاره میشود این است که زنان در یک لحظه می توانند به چند کار همزمان فکر کرده و در مورد تصمیمات مختلف ، نظریه پردازی کنند ، ولی در مقابل آنان مردان در یک لحظه نمی توانند به بیش از یک موضوع فکر کنند .فصل ششمی که انشا الله به آن اشاره می شود، معیارهای ارزشی است که برای مردان و زنان حائز اهمیت است ، به عنوان مثال مردان غالباً برای کارهای جدی ، سخت و پر استرس ارزش، قائل شده لکن زنان ، غالباً برای کارهای احساسی و عاطفی ،ارزش بیشتری قائل اند .فصل هفتم ، نیزبه اهمیت زمان برای زنان و مردان ، اختصاص دادیم ، زنان از نظر شخصیتی ، برای جشن های مختلف(تولد –سالگرد ازدواج –و...) ارزش گذاری می کنند و از نظر حفظ خاطرات ، حافظه ی بسیار عجیبی دارند ، لکن مردان در مقابل آنان به عدد حساب بانکی ، خود بیش از هر چیزی توجه می کنند و اهمیت بیش از اندازه ی زمان را ، موضوعی پیش پا افتاده تلقی می کنند . 
کلید واژه: حامد –آرزو –زنان –مردان –تفاوت های شخصیتی –معیارها –آمار –روانشناسی -
مقدمه: 
تفاوت در انسان امری است که هیچ فردی نمی تواند آن را زیر سوال برد، زیرا یک امر کاملاً بدیهی است .این تفاوت های روحی و معیاری، خود را در غالب سلایق، برخوردها، نگاه ها و حتی نوع صحبت کردن، نشان می دهد .واژه ی تفاوت امری است که می تواند مفید تلقی شود و لی بعضاً همین تفاوت می تواند، مخرب و زیان آور نیز باشد .مسلماً اگر این اختلاف میان انسان ها وجود نداشت، ایرادات و مشکلات بر طرف نمی شد، اگر تمام انسان ها به یک شکل فکر می کردند، نقائصی که در جامعه، و حتی گرو ها ی کوچک آن مثل خانواده ها وجود داشت، هرگز برطرف نمی شد.این اختلافات در انسان به دلیل به کمال رسیدن وی بوده است، تا انسان ها بتوانند، اشکالات خود را برطرف سازند .پیامبر اکرم (ص)در این باره می فرماید: اخْتِلَاف َأُمَّتِی رَحْمَةٌ(اختلاف و تفاوت های میان امت من از رحمت است )همان گونه که اشاره شد، اختلاف در انسان یک امر حیاتی است، و مسلماً افکار هیچ کدام از ما انسان ها در تمام موارد مثل یک دیگر نیست .این تفاوت های شخصیّتی در میان زنان و مردان، به گونه ی چشم گیری، وجود دارد، که بعضاً ما از آن بی خبریم .البته نباید هرگز این نکته را فراموش کنیم، که اگر در ارتباط ها، شیوه های صحیح برخوردی اجرا شود، نه تنها، این اختلافات مشکل ساز نیست، بلکه می تواند، زندگی را بسیار زیبا سازد – به عنوان مثال زنان اصولاًاز نظر درک وقوه ی احساسات بسیار بالاتر از مردن اند، و در مقابل اصولاً مردان از نظر احساسات، خشک، بی روح هستند امّا از نظر جسمی و روحی، بسیار بالاتر از زنانند، که اگر این دو در کنار هم زندگی کنند، می توانند انتظارات یک دیگر را بر طرف سازند .جالب است بدانید دریک مصاحبه که اززنان و مردان پیرامون شخصیّت زن و مرد، سوال شد پاسخ ها اینگونه بود:مردان، دارای شخصیّتی هستند که این مصادیق از نمونه های آن به حساب می آید: (مرد میدان ها –برنده ی تمام عیار –جسور-میل بر بردن –جان سخت –رقابت طلب و متمایل به انجام کارهای شخصی) و در مقابل ویژگی زنان این گونه نامبرده شد: زنان افرادی هستند که به (همکاری –پیچیدگی ارتباطی-احترام به دیگران و متمایل به تقسیم قدرت و نیازمند محبوبیت )هستند .(1)اصولاً اختلاف میان دو مرد و یا میان دو زن، بر سر مسائل جزئی است، امّا همین اختلاف میان دو موجود ناشناخته (مرد-زن ) به گونه ی چشم گیری، متفاوت است .در میان اختلافات شخصیّتی زنان و مردان، تا به حال نوشته های زیادی ، تحریر شده که هر کدام از آن ها از نظر تئوری، این اختلافات را مورد بررسی قرار داده اند و در مواردی این اختلافات به شکل عملی، پیرامون داستان و یا مثال، آورده شده است .، امّا متاسفانه تاکنون، نوشته ای به صورت کامل این اختلافات را به شکل عملی، نمایش نداده است، به همین دلیل، خواننده غالباً متحیرشده و نه تنها بر علم وی نمی افزاید، بلکه بر تحیّر فرد، افزوده است .به همین دلیل، در این نوشته تصمیم بر این شد تا با بررسی اجمالی و اساسی از تفاوت های شخصیّتی زن ومرد، به شکل داستان میان یک زوج که اختصاراً در این نوشته ازآن ها به اسم (حامد و آرزو )به عنوان یک زوج (دو شخصیّت خیالی )، نام برده شده است .در این نوشته به لطف خداوند متعال، تصمیم بر آن است، تا شیوه های صحیح برخوردی، را برای زنان و مردان آشکار کنیم .البته باید توجّه کرد که نمی توان صد درصد این اختلافات را بیان نمود، زیرا در موارد بسیاری، شخصیّت مردان، شبیه زنان و بالعکس می باشد، به عنوان مثال شاید در مواردی، مردان شیوه ی اخلاقی و رفتاری زنانه داشته و در مواردی، زنی، به شکل مردان برخورد نماید .به همین دلیل، نمی توان این اختلافات را به صورت کلی، بیان نمود، به همین عنوان این اختلافات به صورت غالبی تقسیم بندی شدو به همین دلیل در این مقاله شما، کلمه ی (اصولاً )را زیاد می بینید .
فصل اول: 
دیدگاه زنان و مردان پیرامون تغییر -مردان از تغییر متنفرند و زنان از آن لذت می برند .از نظر شخصیّتی، مردان موجوداتی هستند که نمی خواهند استقلالشان به هم بخورد، آنها معتقدند، اگر کسی، بخواهد، آن ها را تغییر دهد، در اصل به مردانگی، آنان توهین کرده است، (زیرا مردان، مردانگی را در یکه بودن، وتکیه دیگران بر خود میدانند .) به همین دلیل وقتی کسی می خواهد آن ها را تغییر دهد، فکر می کنند، وی قصد دارد تا به آن ها توهین کند –امّا در مقابل مردان، زنان احساس می کنند که باید تحت حمایت دیگری، زندگی کرده و خودشان نمی توانند، به چارچوب های صحیح برسند، به همین دلیل، همیشه در فکر تحول در( فکر، رفتار و حتی تغییر قیافه و...) هستند .به همین دلیل، است که مدل موی یک مرد، شاید از اول زندگیش، تا آخر عمرش یک شکل باشد، امّا در مقابل زنان، هر روز نوع و فرم موهایشان را تغییر می دهند و شاید زنی را پیدا نکنید، که موهایش همیشه یک شکل یا حتی یک رنگ باشد، شاید زنی را پیدا نکنید، که لباس هایش همیشه به رنگ خاص باشد، امّا در مقابل مردان همیشه این جمله را به زبان می آورند که: من فلان رنگ را همیشه برای لباس هایم، انتخاب می کنم، و به هیچ رنگ یا مدل دیگری علاقه ندارم.همان طور که گفته شد، زنان از نظر روحی، انعطاف پذیری، بسیار بالایی دارند، و آن را یک ویژگی معمول ومفید می دانند، به همین دلیل زنان، دوست دارند، تا مردان را تغییر دهند، امّا مردان شدیداً از آن رنج می برند .زنان فکر می کنند، در حال کمک کردن به مرد هستند، ولی مرد در آن لحظه فقط و فقط در فکر راهی است، که از شنیدن صدای شما فرار کند .همان طور که در مقدمه اشاره کردم مثال هایمان را بر اساس دو شخصیّت آرزو و حامد، (دو زوج تخیلی ) برنامه ریزی کردم، هم اکنون نوبت به اولین مثال می رسد: 

رفتار غلط: 
 

حامد روی کاناپه دراز کشیده و با یک دست تخمه می خوره و با دست دیگه با کنترل، شبکه های تلویزیون را تغییر می ده، آرزو هم از آشپزخانه بیرون میاد و کنار شوهرش میشینه -آرزو این گونه آغاز می کند: صد بار به تو گفتم، وقتی توی خونه تخمه می خوری، یک بشقاب زیر دستت بزار، تا این همه خونه را کثیف نکنی .همیشه همین کار را می کنی ! دقیقاً مثل بچه ها می مونی ! شلخته –تو نمیگی، کی باید خونه را تمییز کنه، دست به سیاه و سفید که نمی زنی، فقط می خوای من را حرص بدی ! حامد که تازه به خودش آمده بود، از اون حالت خودش را جمع و جور کرد و گفت: چی ! ؟توجّه داشته باشید که: مردان بعضی اوقات اصلاً نمی فهمند که شما چه می گویید ! آرزو فقط می خواست، تا رفتار شوهرش را تغییر دهد، او اصلاً قصد ایجاد دعوا، نداشت، او اصلاً انتظار نداشت، که حامد با عصبانیت سرش داد بزنه که: تو هم همیشه نِق نِق می کنی، خسته ام کردی، اگه تو نبودی خیلی، راحت تر بودم .کاشکی اصلاً زن نمی گرفتم ! توجّه کنید: وقتی با یک مرد این گونه برخورد شود، وی تنها و تنها فکر می کند، که زنش قصد ایجاد یک دعوا و یا توهین به وی را دارد، به همین دلیل، سعی می کند تا حدّ ممکن از خودش دفاع کند –پس در چنین مواقعی به او حق دهید، که این گونه صحبت کند .در ایالات متحده آمریکا سالانه دو هزار مورد قتل زنان توسط شوهرانشان، گزارش می شود که این گروه از مردان، عامل قتل زنانشان را، غُرغُر های بی اندازه ی آن ها دانسته اند .(2)در هنگ کنک نیز مردی سر همسر خود را به وسلیه ی یک چکش زخمی کرد .وقتی دادگاه ازعلت این کار از وی پرسیده بود، تنها پاسخ داد: او زیاد غُرغُر می کرد !(3)جالب است بدانید: تا قرن 19 در اروپا و آمریکا قانونی وجود داشت که اگر زنی به شوهرش غرغر ویا توهین کرد ومرد از وی شکایت کرد، زن به شکنجه ی با آب محکوم شود .زنان مجرم با یک طناب به پایه چوبی بسته می شدند و پایه را نزدیک یک رودخانه میبرند و تعداد دفعاتی که این پایه داخل آب می رفت، بستگی به میزان اهانت ها و غرغرهای زن متهم داشت .(4)«زنان فکر می کنند، مردان نیز مثل خود آنها از تغییر لذت می برند، در حالی که مردان از آن رنج می کشند.(5)

رفتار صحیح: 
 

آرزو، پیش حامد می یاد در حالی که یک بشقاب زیر دستی، در دستش قرار دارد، او اینگونه شروع می کند: ظاهراً این زیر دستی را فراموش کرده بودی، روی میز آشپزخانه جا گذاشته بودی -حامد هم زیر دستی را از آرزو می گیره و پوسته تخمه را یکی در میان در زیر دستی می ریزه –آرزو، می خنده و میگه: چکار می کنی، حواست کجاست، من انتظار دارم، شوهرم خونه را تمییز نگه داره –حامد هم لبخند می زنه و میگه: دیگه تکرار نمیشه .
توجّه کنید: 
1- مردان، حاضرند برای انتظاراتی که از آن ها دارید، هر کاری را انجام دهند، زیرا خود را یک الگو فرض می کنند و شما را یک الگو پذیر .
2-سعی نکنید، رفتارتان مادر گونه باشد، به عنوان مثال زن نباید در مثال فوق، آرزو با حالتی مواخذه گرانه پیش دستی را به حامد می داد، بلکه بهترین شکل برخوردی آرزو این بود تا ظاهراً نشان دهد، حامد پیش دستی را فراموش کرده –آرزو خوب می دانست که حامد اصلاً چیزی را فراموش نکرده بود، لکن به شکلی برخورد کرد تا احترام فردی حامد را نگاه دارد – بنابراین به یاد داشته باشید که: مرد نمی تواند رفتاری را که از مادرش دیده است، از همسرش نیز مشاهده کند .( اگر چنین شد، خواهید دید که رابطه ی شما از حالت یک زوج موفق (یک عاشق و معشوق)به رابطه ی یک مادر و فرزند تبدیل خواهد شد .)انتقاد کردن از مردان، همیشه یک راه تدافعی را از طرف مقابل در پیش دارد، وقتی زن، انتقاد می کند طرف مقابل نمی خواهد بپذیرد که مقصر است، به همین علت به عناوین مختلف، این نوع برخورد را تلافی می کند –به عنوان مثال: اگر مرد، بسیار صبور باشد و اهل دعوا و درگیری نباشد، لا اقل عصبانیت خود را با بازی کردن با کنترل تلویزیون، نگاه به صفحه ی روزنامه و حتی نقش های قالی و بعضا ً با حالت عصبانیت همراه با سکوت یا حتی اخم و تَخم جلوه گر می کند.(6)البته باید به این نکته نیز توجّه کنید: که نه تنها مردان، بلکه زنان نیز از شنیدن انتقاد متنفرند، و دوست ندارند، کسی آن ها را مورد انتقاد قرار دهد، بلکه تنها حاضرند، تغییر کنند، نه مورد انتقاد قرار گیرند) به همین دلیل به مردان نیز توصیه می کنیم: اگر خواستند، همسرشان را مورد انتقاد قرار دهند، این کار را به صورت کاملاً غیر مستقیم انجام دهند، تا طرف مقابل در موضوع شما، دخیل نباشد .(7) به عنوان مثال، وقتی حامد می خواهد به آرزو بگوید: که این نوع برخورد تو در مقابل شوهرت صحیح نیست: نباید با عصبانیت بگوید: تو همیشه غرغر می کنی ! -بلکه حامد می تواند این گونه شروع کند: شاید من اشکالاتی داشته باشم، امّا باور کن یک لحظه ترسیدم ! حامد می تواند با یک لبخند بسیار ساده، در آخر جمله اش، همه چیز را به نفع خودش، تمام کند .( او در رفتار بعدی، کاملاً تغییر رفتار آرزو را به وضوح خواهد دید )اگر شما مرد بودید، و یک نفر از شما این گونه انتقاد میکرد، چه میکردید ؟ ! تا به حال به این فکر کرده اید، که چرا شما زنان همیشه جمله ی: (همه ی مرد ها این طوری هستند) را بیان می کنید .تا به حال کمی به رفتار گذشته فکر کرده اید، تا به حال کمی به خود خنده اید ! شاید باورش برایتان سخت باشد امّا: مردان موجودات خاصی هستند، که رفتارهایشان، مطابق با نوع انتقاد به آن ها شکل می گیرد به عبارت دیگر: مردان فقط به این دلیل سرِ شما داد می زنند که شما زنان شیوه ی صحیح برخوردی با آنان را نمی دانید –اصولاً مردان احساس هم دردی زن در بهبود زندگی(که همان انتقاد از مرد است ) را تسلط بر خود می دانند، به همین دلیل نمی توانند با آن کنار بیایند، همیشه در مرد صفتی وجود دارد که دوست دارد، بر زنش تسلط داشته باشد، نه اینکه مطیع امر وی باشد –
به داستان زیر توجّه کنید: 

رفتار غلط: 
 

ساعت 9شب، آرزو با تندی، شروع به سخن گفتن می کنه: چرا آشغال ها را بیرون نذاشتی ؟ ! تو نمی دونی، دکتر به من گفته: چیز سنگین بلند نکن. ! تو نمی دونی من از اینکه این موقع آشغال ها توی خونه باشه، تنفر دارم ! شوهر مریم، همیشه، سر موقع آشغال ها را بیرون می ذاره، اون موقع من باید، این موقع شب تازه بگم: چرا آشغال ها را بیرون نمی ذاری ؟ ! تو اصلاً به من فکر نمی کنی ! من برای تو اصلاً اهمیت ندارم ! 
فکر می کنید، چه اتفاقی بیفته ؟ ! حامد با عصبانیت تمام داد می زنه و میگه: حالا انگار چی شده، دوست دارم بیرون نذارم، همینه که هست ! دیگه هم حق نداری، بدون اجازه ی من خونه ی دوستات بری، تا رفتارهای شوهرهاشون را یاد بگیری و بخوای به من تلقین کنی ! آرزو، بغضش می ترکه و گریه کنان، از اتاق بیرون می ره –

رفتار صحیح: 
 

آرزو: حامد، نمی خوای آشغال ها را بیرون بذاری، صدای ماشین شهرداری میاد ! با یک لبخند ادامه می ده: خونه را بوی آشغال برداشت، نمی خوای بلند بشی ! حامد: اومدم، اومدم –راستی امروز خونه ی دوستت(مریم ) بودی، خوش گذشت ؟ ! حالشون خوب بود ؟ ! می خواستی به شوهرش سلام من را هم برسونی -

توجّه کنید:
 

1-هیچ کدام از مردان، دوست ندارند، با دیگری مقایسه شوند –بدترین کاری که یک زن می تواند انجام دهد، این است که شوهرش را با مرد دیگری مقایسه کند .مردان دوست ندارند، عزت نفسشان، خورد و شکسته شود. تمام انتقادهایی که آرزو از حامد می کرد، یک طرف و مقایسه ی او با شوهر مریم، طرف دیگر می باشد .(8)
2- شما می خواهید، به مرد بفهمانید که چرا آشغال ها را، بیرون نذاشته، امّا اصلاً به این نکته توجّه نمی کنید که: مرد اصولاً غالب های احساسی را درک نمی کند، شما می خواهید با این جملات، او را کمی به خود بیاورید، امّاتوجّه داشته باشید، که مردان این نوع ادبیات را در هیچ مکتب خانه و دانشگاهی، نیاموخته اند .وقتی با مردی این گونه سخن می گویید، او چنین تصور می کند که شما اصلاً او را مرد زندگی نمی دانید –توصیه ای به مردان: وقتی زن از شما گله و شکایت می کند و می گوید: تو، من را به کُشتن می دی، فقط قصدش این است که بگوید: کمی بیشتر توجّه کن .این نوع ادبیات زنان است، که آنان آن را از مادرهایشان، به ارث برده اند.پس در مواقع ایجاد چنین موضوعی، بسیار معمول برخورد کنید .زیرا زن هدفش اصلاح امور است، نه ایجاد یک دعوا، ولی متاسفانه نمی داند آن را چگونه بیان کند .توجّه کنید: زنان از ادبیات رُک و بدون حاشیه، چیزی نمی دانند، آن ها عادت دارند وقتی می خواهند، سخنی را بیان کنند، با سخنانی که احساسات شما مردان (بی احساس ) را تحریک کند، صحبت هایشان را بیان کنند، امّا آن ها نمی دانند که شوهرشان، بویی از ادبیات احساسی نبرده است ! 

توصیه ای به زنان:
 

تا می توانید از گفتارهای حاشیه ای و جنجالی، دوری کنید (مرد نمی فهمد شما چه می گویید ؟ ! ) مردان در مقایسه با زنان، کارکرد مغزشان، بسیار ساده تر است و نمی توانند صحبت های غیر مستقیم را درک کنند .
3-مردان ازدواج را نوعی استقلال شخصیّتی می دانند، آن ها علاقه ی بسیاری به این استقلال دارند و از نظر هویتی برای آن ها سخت است که تحت نظارت و انتقاد دیگران باشد( شاید آن ها انتقاد را نوعی عدم استقلال فرض می کنند ) به همین خاطر وقتی همسر او با وی رئیس مابانه برخورد می کند، همین موضوع باعث میشود، وی از نظر شخصیّتی پایین آید –همین احساس حقارت در وی اغلب با برخوردهای خشن و عصبی، خود جلوه گر می کند .حتی شاید مرد چون در سالهایی که زندگی مجردی را تجربه کرده است، از طرف والدین مورد انتقاد های مختلف قرار گرفته، و در چنین مواقعی که با برخورد همسرش مواجه می شود، بعضاً تمام عقده هایی که در این مدت در سینه اش مانده است و درآن حالت وی چاره ای جز سکوت در مقابل آن ها، نداشته است، را برسر همسرش خالی می کند –(9)

این توصیه را جدی بگیرید ! 
 

امّا جالب است بدانید "تحقیقات و مدارک رسمی نشان می دهد: برخلاف انتظار، (با وجود رفتارهای غیر قابل تحملی، که بعضاً زنان نسبت به شوهرانشان دارند، مردان متاهل بیش از مردان مجرد عمر می کنند . ! )(10)امّا تحقیقات نشان می دهد: میانگین سنی زنان، هفت سال بیش از مردان است.(11)توصیه ای خنده دار، امّا جدی: سعی کنید، این قدر مردان را حرص ندهید .
فصل دوم:

صحبت کردن
 

چرا مردان به سخنان زنان، اهمیت نمی دهند ؟ !وچرا زنان این قدر حرف و جیغ می زنند ؟ ! و چرا مردان یا داد می کشند یا سکوت می کنند ؟ ! یکی از مهم ترین شکایتی که غالباً زنان از مردان می کنند، این است که چرا آنان به سخنان آنها توجّه نمی کنند و یا بسیار کوتاه و اجمالی گوش می دهند و سپس صحبت های زن را قطع کرده و به ارائه ی پیشنهاد می پردازند .
به مثال زیر توجّه کنید: 

رفتار غلط: 
 

آن روز، خواهرحامد، به خانه ی آن ها آمده بود و هرچه از دهانش در آمده بود، به آرزو گفته بود .او گفته بود، برادر من شانس های زیادی را به خاطر تو از دست داده است .او می توانست با زن دیگری خوشبختی را تجربه کند، امّا نمی دانم، چگونه او را جادو کردی، که این قدر به تو علاقه مند شده بود، با وجود اینکه تو هیچ چیز نداشتی، حتی زیبایی ! آن روز آرزو، این قدر ناراحت و نگران بود که فقط می خواست شوهرش به خانه بیاید و تمام ماجرا را از سیر تا پیاز برای او تعریف کند .او خیلی خودش را تحمل کرده بود، تا به خواهر حامد(کیمیا )چیزی نگه ! به همین خاطر لحظه شماری می کرد تا تمام عقده هاش که توی دلش جمع شده بود را بر ای حامد تعریف کنه ! به همین خاطر به حامد زنگ زد و گفت: امروز زودتر مرخصی بگیر و بیا خونه، دیگه داره بغضم می ترکه ! حامد آن روز یک ساعت زودتر به خانه آمده، در حالی که یک مجله ی ورزشی، زیر بغلش بود ! جالب است بدانید، او در عمرش به هیچ ورزشی علاقه نداشت، حالا چی شده می خواست، مجله ی ورزشی بخواند، بماند .وقتی حامد به خانه آمد، بسیار خسته است.آرزو سریعاً پیش او می آید و اینگونه شروع می کند: امروز خواهرت اینجا بود ! حامد: خوب ، آرزو: هرچی از دهنش در اومد بارم کرد .حامد: مثلاً چی گفت ! آرزو با حالت گریه، گفت: هرچی فکرش را بکنی ! امّاحامد، مجله را باز کرد و شروع به خواندن نمود.آرزو گفت: دارم باهات حرف می زنم ! حامد: خوب بگو –دارم گوش می دم ! آرزو شروع به تعریف کرد و گفت: او به من میگه: تو برادر من را فریب دادی ؟ ! حامد، که یک نگاهش به روزنامه و یک چشمش به تلویزیون بود، سریعاً حرف های او را قطع کرد و گفت: می خواستی بهش بگی: اگه این طوریه، تو هم شوهرت را فریب دادی، که اومده تو را گرفته ! آرزومی گه: گوش کن –حرف های من راهم قطع نکن –خیرِ سرم می خوام باهات درد و دل کنم –حامد با حالت عصبانیت داد می زنه و می گه: خوب –گوش میدم آرزوجیغ می زنه و می گه: اصلاً تو کجایی ؟ ! اگه گوش می دی، پس چرا روزنامه می خونی ؟ ! چرا تلویزیون نگاه می کنی ! ؟حامد، هم برای این که کم نیاره، گفت: کنار تو نشستم .می خوای تمام حرف هایی را که زدی برات تکرار کنم .آرزو: اصلاً نمی خوام حرف بزنم –تو آدم را از حرف زدن هم سیر می کنی ! حامد: من هم حوصله ندارم –یک ساعت، به خاطر تو مرخصی گرفتم ! آرزو: میخواستی نگیری ! شما فکر می کنید، چرا این اتفاق افتاد، چرا حامد این گونه برخورد کرد ! چرا آرزو ناراحت شد ؟ ! عدم ابراز احساسات و حتی ارائه اعمال منطقی از طرف مرد، همان شی است که بسیاری از مردان رااز زنانشان جدا کرده است !حتی بعضاً زن ها تعجّب می کنند، که مرد کلمات، احساسات و عواطف آن ها را نمی فهمد، ولی وقتی همین زن، با زن دیگری صحبت می کند، او حرف هایش را با تکان دادن سرش تایید می کند، وی در چنین حالی به حال شوهرشان تاسف می خورد، که چرا او نیز این حرف ها را نمی فهمد، بلکه شاید بارها اتفاق افتاده است که همین حرف ها را برای شوهرش گفته است، و او فقط و فقط خیره مانده، انگار اصلاً بویی از احساس نبرده است .-زیگموند فروید، بنیانگذار اتریشی علم روان درمانی، به عنوان یک مرد دراین باره می گوید: من بعد از سی سال تحقیق درباره ی روحیات زنان هنوز نتوانسته ام جوابی برای این سوال بزرگ که تاکنون بی جواب مانده است، پیدا کنم و آن این است که زن واقعی چه می خواهد ؟ ! (12)شما زنان باید نکته هایی را پیرامون مردها بدانید: 
1-مردان اصولاً سعی می کنند با خواندن یک روزنامه و حتی نگاه کردن به صحنه ی بسیار بی محتوا، فکر خود را آزاد کنند .
2-یکی از عادت های مردان این است که وقتی برای او درد و دل می کنی، به جای گوش دادن، اصولاً سعی می کند، طرف مقابل را راهنمایی کند – همان گونه که در داستان مشاهده کردید، حامد، حرف های آرزو را قطع کرد و شروع به پیشنهاد داد: تو باید این کار را می کردی .(او حقیقتاً نمیدانست که آرزو از وی چه میخواهد ؟ ! )آرزو فقط و فقط تقاضا داشت، کسی صحبت های وی رابشنود، وی نه پیشنهاد می خواست و نه راه کاری برای حل مشکلاتش ! 
3-زمانی که زن از شوهرش تقاضای همدردی می کند، مردان فکر می کنند با ارائه ی پیشنهاد به زنان، از نظر آنان دوست داشتنی، خواهند شد، در صورتیکه زنان در آن لحظه تنها به این فکر می کنند که شوهرانشان، نسبت به آن ها بی تفاوت بوده و با گوش نکردن، به دنبال سرکوب احساس آن ها هستند مردان فکر می کنند، وقتی زن با آن ها صحبت می کند، قصدش مشورت خواستن است، به همین خاطر ذهن خود را درگیر موضوع کرده و سریعاً، پیشنهادات خود را بیان می کنند . در صورتی که زن اصلاً مشورت نمی خواهد .او تنها می خواهد صحبت کند و گوشی می خواهد که فقط صحبت های او رابشنود .
4-سعی کنید، وقتی مرد از سرِ کار می آید و از نظر روحی و جسمی خسته است، کمی به او استراحت، دهید.(سریعاً مشکلات خود را با وی در میان نگذارید )حتی به زنان توصیه می شود، هرگاه خواستید در مورد مشکلتان با مرد صحبت کنید، از وی وقت قبلی بگیرد .از وی بپرسید چه موقع وقت و حوصله ی کافی برای گوش دادن به صحبت های شما را دارد ؟شاید مرد از سر کار آمده و خسته باشد و حوصله ی کافی نداشته باشد، شاید امروز کسی کیف پول او را در خیابان دزدیده باشد، شاید امروز در شرکت، نتوانسته تمام پرونده ها را تمام کند، یا امروز با یکی از ارباب رجوع ها دعوا کرده باشد، یا حتی شاید امروز تصادف کرده باشد، و هزاران هزار شاید دیگر که شما زنان ازآن بی خبرید .حتی توصیه میشود علاوه بر وقت قبلی گرفتن برای صحبت کردن با مرد، با یک استکان چایی داغ یا یک فنجان قهوه به ملاقات او بروید، در چنین مواقعی درصد گوش دادن وی نیز بیشتر خواهد شد .
5-امّا چرا حامد مجلات ورزشی می خواند و به حرف های آرزو توجّه نمی کرد ؟ ! حامد، اصلاً علاقه ای به مجلات ورزشی نداشت، فقط برای اینکه بتواند، صحبت های تکراری آرزو را، تحمل کند، یک مجله خریده بود .(زیرا او قبلاً نیز از همسرش این گونه برخورد را دیده بود، لذا سعی کرد با نگاه به صحنه ی تلویزیون و مجله، کمی خود را آرام نشان دهد –(چرا قبلاً به شکلی برخورد نکرده اید، که او با کمال میل به صحبت هایتان گوش دهد، و از قبل منتظر یک دعوا نباشد -اصولاً وقتی مردها می خواهند همسرشان را کلافه کنند، کنترل تلویزیون را دست میگیرند و مدام کانال های تلویزیون را عوض می کنند 
6-وقتی شما برای او صحبت می کردید، او اصلاً توجّهی به صحبت های شما نداشت، فقط وفقط ذهنش همچون یک رادیو ضبط، صدای شما را عیناً به صورت موقتی ضبط کرده بود، تا بتواند در صورت نیاز برایتان بازگو کند .
یک پیام بازرگانی (نکته ی اضافی ): 
جالب است بدانید ؛ از نظر ساختار شخصیّتی، وقتی مرد به صحنه ی یک فیلم در تلویزیون نگاه می کند، دو هدف می تواند از آن داشته باشد، که مطمئن باشید هدف دیگری در آن مستتر نیست 
1- آن ها می کوشند با پرسه زدن در میان کانال های تلویزیون و دیدن فیلم های مسخره، (با دیدن مشکلات دیگران)، مشکلات خود را فراموش کنند ) و برای آن ها اصلاً اهمیتی ندارد که این فیلم به کجا خواهد رسید، یا اینکه بازیگران در این فیلم چه رفتاری را از خود نشان داده اند .
2-هدف دومی که می توان، تلویزیون دیدن مردان را در آن خلاصه نمود اینکه: آنان می کوشند، تا رفتارهای بازیگران را تجزیه و تحلیل کنند، آنان سعی می کنند، حتی برای بازیگران نیز پیشنهاد دهند .(پس بدانید، آن ها فقط برای شما پیشنهاد نمی دهند )(13)به همین دلیل است که وقتی یک مرد با همسرش تلویزیون نگاه می کند، همسرش مدام جمله ی (ساکت باش، می خوام ببینم )را تکرار می کنه.امّا در مقابل مردان، زنان وقتی تلویزیون نگاه می کنند، رفتارهای عاشقانه، کلمات قصار، و نوع احساسات تک تک بازیگران را به خاطر می سپارند .با توجّه به معیارهایی که برایتان بازگو کردم، به مثال توجّه کنید: 

رفتارصحیح: 
 

آرزو گوشی تلفن را بر می داره و به حامد زنگ می زنه .سلام حامد، امروز اگه می تونی، کمی زودتر خونه بیا، می خوام کمی باهات درد و دل کنم .توجّه کنید، او اصلاً از خواهر او چیزی نگفت .توجّه کنید: حامد تازه از سر کار آمده، او نیاز به استراحت دارد-وقتی وارد خانه شد، آرزو، اول برایش یک استکان چایی داغ آورد و به او خسته نباشید گفت –آرزو: فعلاً خسته ای، هر وقت حوصله داشتی، بگو می خوام باهات درد و دل کنم .حامد: باشه برای یک ربع دیگه ! وقتی نوبت به صحبت کردن رسید، آرزو این طور شروع می کند: من می خوام باهات حرف بزنم، فقط قصدم درد ودل کردنه، اصلاً از تو پیشنهاد و یا مشورت نمی خوام، خواهشاً فقط و فقط به حرف هام گوش کن –اگه ممکنه تلویزیون را هم خاموش کن ویکتر هوگو، شاعر و داستان نویس فرانسوی، در این باره به مردان توصیه میکند: " وقتی که زن با شما صحبت می کند، به آنچه که چشم هایش به شما می گوید، گوش کنید."مطمئناً چشم های زن هیچ تقاضایی جز تکان دادن سر و تایید نمودن آن نمی خواهد ! مارل آکارد، نمایش نامه نویس فرانسوی می گوید: "زنان، مردان ساکت را دوست دارند چون فکر می کنند آن ها در هنگام سکوت به حرفهایشان گوش می دهند "(14)یک هشدار ؛ مردان نمیدانند که شما از آن ها چه انتظاری دارید، همان گونه که گفته شد، آن ها فکر می کنند شما از آن ها، مشورت می خواهید، پس با کمال جسارت به آن ها توضیح دهید، که فقط از او به عنوان یک همدم، انتظار دارید، که به صحبت هایتان، توجّه کند .فقط همین مطمئن باشید او نیز با شما همکاری خواهد کرد .(زیرا حداقل می داند که چه انتظاری از او دارید.)حامد، هم با کمال خونسردی، تمام صحبت های آرزو را گوش داد، و در حین صحبت هایش، با نوع اشارات صورت و گونه ها و حالت همدردی، او را در گفتارش همیاری نمود –اینجا نوبت به آرزو رسید: تو فکر می کنی من باید به او چه می گفتم ؟ ! نکته ای برای مردان: 1-وقتی با کمال خونسردی به صحبت های، زن توجّه کنید، اگر وی نیاز به مشورت کردن داشته باشد، مطمئناً خودش از شما تقاضای پیشنهاد می کند .پس بدون تقاضای او، به او مشورت ندهید.حتی به او نگویید: چه باید می کرد و چرا اینگونه نکرد ! زیرا او خودش از لحاظ روحی، حالش مسائد نیستازنظر روانشناسی، یکی از مصادیق آرام شدن زن، از نظر روحی، صحبت کردن است .او اصلاً پیشنهاد و مشورت نمی خواهد، او فقط می خواهد صحبت کند و فقط انتظار دارد، طرف مقابل به صحبت هایش، صمیمانه گوش دهد.(15)جان گری در این باره می گوید: زنی که تحت استرس قرار گرفته است بلافاصله به دنبال پیدا کردن راه حل برای مشکلات خود نمی رود، بلکه بجای آن ترجیح می دهد ازطریق بیان آن وجلب همدردی دیگران خود را اززیر بار تنش ها نجات دهد .(16)جالب است بدانید در اکثر اوقات که از زن پیرامون صحبت هایش می پرسیم، وی هیچ غرض خاصی برای صحبت کردن ندارد، وی فقط و فقط می خواهد صحبت کند .انجمن پزشکی بریتانیا گزارشی را پیرامون ناراحتی چانه و آرواره پخش نمود، در این گزارش آمده است، زنان 4برابر بیش تر از مردان به درد چانه و آرواره مبتلا هستند .آیا این میتواند دلیلی جز پرحرفی داشته باشد ! ؟

یک طنز واقعی:
 

یک مرد کمدین می گوید: یک بارشش ماه تمام با همسرم حرف نزدم، زیرا نمی خواستم صحبت های وی را قطع کنم!!(17)آناتول فرانس، داستان نویس فرانسوی می گوید: ما داروهایی برای به حرف آوردن زنان داریم، امّا هنوز هیچ دارویی برای ساکت کردن آن ها نداریم .(18)مک کینی هوبارد، روزنامه نگار و طنزپرداز آمریکائی نیز میگوید: من هر وقت در جایی می خوانم که یک زن مصاحبه ی کوتاهی انجام داده است، تعجّب می کنم که اوچطور توانسته است، کوتاه صحبت کند .(19)امّاتوجّه داشته باشید؛ درست بر خلاف زنان، مردان وقتی استرس یا مشکلی ذهنشان را درگیر می کند، سعی می کنند با سکوت خود را آرام کنند، در چنین مواقعی می بینید که مرد با گوشه گیری سعی بر آرامش دارد، اگر در چنین مواقعی، سر به سر مردان گذاشتید، یا مدام با آن ها از خاله و عمه ومادرجانتان صحبت کردید، یا حتی از او خواستید مشکلش را با شما در میان بگذارد، هر رفتاری از وی دیدید، تعجّب نکنید –(20)
زنگ خطر: مردان صحبت کردن را زیاد دوست ندارند، خواهشاً به آنان زور نگویید –لکن توجّه داشته باشید که اگر مردی زیاد حرف نزد، این هرگز به این معنا نیست که وی، شما را دوست ندارد.جالب است وقتی مرد با استرسی مواجه می شود، ساکت می شود، درِ اتاقش را قفل می کند، به یک نقطه زُل می زند و مدام از شما زنان تقاضا می کند، ساکت شوید –
به داستان توجّه کنید: رفتار غلط: 
حامد برای یک ماه دیگر یک چک بانکی، داده و امروز به علتی، به این نتیجه رسیده است، که نمی تواند این پول را تهیه کند، لذا با ناراحتی به خانه می آید –وقتی حامد وارد خانه می شود، آرزو شروع می کند: امروز چرا ناراحتی ؟ ! حامد پاسخ می ده: چیزی نیست –آرزو ادامه می ده: ما زن و شوهریم، ما نباید چیزی را از هم مخفی کنیم –حامد پاسخ میده: گفتم چیزی نشده ! آرزو دوباره ادامه می ده: نه انگار تو من را غریبه می دونی –و الا ما باید مشکلاتمون را با هم حل و فصل کنیم –حامد با صدای بلند داد می زنه: اصلاً نمی خوام باهات حرف بزنم –ولم کن –می خوام راحت بمیرم –آرزو بسیار متعجّب می شه، با خودش زمزمه می کنه: آخه من که چیزی به او نگفتم –چرااو ناراحت شد ! نکنه من را دوست نداره –نکنه زیرسرش بلند شده و هزار نکته ی بی ربط و بی معنای دیگرکه مدام زن ها در فکر خود آن ها را مرور می کنند .
رفتار صحیح: حامد با ناراحتی به خانه می یاد –آرزو متوجّه شده، که حامد ناراحته، ولی اصلاً به روی خودش نمی یاره، که چرا او ناراحته؟ ! به او خسته نباشید می گه و با او هیچ حرف دیگه ای نمی زنه .حامد با همان حال به اتاقش می ره و پس از یک ساعت از اتاقش بیرون می یاد، ولی تغییر در رفتار وی کاملاً مشهود است .آرزو در این یک ساعت به او اجازه داد، تا او با مشکلش دست و پنجه نرم کند –آرزو خوب می دانست که اگر با او کم ترین صحبتی پیرامون مشکلش می کرد، مشکل وی را دو چندان می کرد (یکی از آن ها مشکل خودش و دیگری جواب پس دادن به صحبت های آرزو –)وقتی یک مرد ازمشکلات خود صحبت می کند، استرس وارده بر وی، افزایش می یابد، این در حالی است که وقتی یک زن در موردمشکلش صحبت می کند، استرس وارده بر وی کاهش می یابد.جالب است بدانید از نظر مطالعات جامعه شناسی و تحقیقات به عمل آمده وقتی یک مرد در مورد مسائل شخصی و خصوصی خود با فردی صحبت می کند، تا شب خود رامی خورد و به خود توهین می کند که من چرا به خود اجازه دادم مسائل خصوصی خود رابا دیگران در میان بگذارم، این در حالی است که وقتی یک زن خصوصی ترین مسائل زندگی خود رادر اختیار دیگران می گذارد، نه تنها ناراحت نمی گردد بلکه، احساس آرامش می کند –زن در چنین جایی احساس می کند استرس به عمل آمده رابا دیگران تقسیم کرده است –شاید شنیدن این جمله مردان برای زنان یک نوع عادت باشد (چرا این قدر به دیگران اطمینان می کنی ؟ ! )به همین خاطر دیگر به این توصیه ها توجّه نمی کنند !!(زیرا وقتی ما به توبیخی عادت کردیم، آن نهی کردن، برایمان مثل یک پیشنهاد دوستانه می ماند، که یک عروسک زبان دار آن را بیان کرده باشد، به همین علت اصلاً این توصیه ها را جدی نمی گیریم . ! )زنان اصولاً این صحبت همیشگی مردان را بر بدبینی بیش از حدّ آن ها از جامعه حمل می کنند، لکن شما زنان باید قبول کنید که ؛ بدبینی مردان، گاهی کاملاً به جا است .مصداق کامل این مباحث را می توانید در اتاق های انتظار برای مطب پزشکان، مشاهده کنید: (زنانی که تا به حال هرگز هم دیگر را ندیده اند، با هم دیگر چنان با صمیمت سخن می گویند و آن چنان صمیمی می شوند، که یک مرد هرگز با بهترین دوستش نیزنمی تواند این گونه باشد-شاید گرفتن شماره ی تلفن کم ترین مصداق این صمیمیت ها باشد-).البته هرگز فراموش نکنیم که: زنان و مردانی که هم دیگر را دوست دارند، سعی می کنند تا در جهت بهبود زندگی طرف مقابل، وی را از اشتباهات، دور کنند .پس بدانید، هر وقت همسرتان، شما را مورد انتقاد قرارداد، وی شما را از تَه قلب دوست دارد، او فقط نمی داند، چگونه آن را بیان کند –مطمئن باشید وی فقط می خواهد زندگی خویش و شما را به بهترین شکل ممکن اداره کند .«مردان، دوست دارند، خودشان کارهای، خود را انجام دهند، زنان دوست دارند، از دیگران کمک بگیرند»جمله ی بالا شما را به یاد چه می اندازد –آیا این جمله خاطراتتان را زنده نمی کند؟ ! تا به حال چند بار این رفتار را از شوهرتان دیده اید ؟ ! مردان از نظر روانشناسی، ایده هایی دارند که شاید تصور آن نیز برای زنان بسیار خنده دار باشد –

به نکته های زیر توجّه کنید:

1-مردان اصولاً نمی خواهند و نمی توانند از کسی برای حل مسائل زندگی کمک بگیرند، حتی اگر در آن موضوع، هیچ تجربه ای نداشته باشند .
2-اگر به فرض محال، دیدید، که مردی با اسرار شما زنان، از فرد دیگری کمک خواست، به شما قول می دهم، او تنها برای این، از دیگری کمک گرفته است، که از دست غُرغُر های شما خسته شده است .
یا شاید تحمل خفّت کمک گیری از دیگران برایش بس آسان تر از تحمل ضربه ای (با گوشت کوب یا قابلمه ) بر روی سرش بوده است .
3-مردان کمک گرفتن از دیگران را، برای خود ضعف تلقی می کنند و آن را جزء خصوصیات (زنانه ) می دانند .(21)
4- مردان به جای کمک گرفتن از دیگران، سعی می کنند مشورت کنند (زیرا آن ها مشورت کردن را راهی برای خلاصی از کمک گرفتن می دانند.((22)
5-در چارچوب شخصیّتی مردان مشورت کننده، تحقیر نمی شود، زیرا آنان مشورت را نوعی تبادل حرفه می دانند .در شخصیّت آنان، همیشه مشورت دهنده (احساس غرور )می کند و از اینکه مورد اعتماد مرد دیگری بوده است، خرسند می گردد.
به مثال توجّه کنید: رفتار غلط "
حدود یک هفته است که کولر خراب شده و نیاز به یک سرویس کامل دارد–آرزو، ازحامد تقاضا می کنه، از یک تعمیرکار بخواد تا کولر را تعمیر کنه .حامد با کمال غرور می گه: مگه پولامون اضافیه ! –خودم خیلی بهتر از تعمیرکار، تعمیرش می کنم.به پشت بام می ره، و بعد از یک ساعت با کمال نا امیدی، از پشت بام بر می گرده –آرزو: درست شد؟ ! حامد: نه –امّا فکر کنم، فهمیدم عیبش چیه ؟ ! آرزو: می دونی، چند روزه داریم، گرما می خوریم ! می دونی چند روزه داری این حرف را می زنی ؟ ! حامد: باشه، فردا درستش می کنم –فردا صبح، آرزو به یک تعم

/ 0 نظر / 85 بازدید