روانشناسی علم زندگی

زندگی باید کرد، گاه با یک گل سرخ، گاه با یک دل تنگ... گاه باید رویید در پس این باران... گاه باید خندید بر غمی بی پایان... زندگی باوری می خواهد، آن هم از جنس امید... که اگر سختی راه به تو یک سیلی زد! یک امید قلبی به تو گوید که خدا هست هنوز..
 
می خوام دوست داشتنی باشم!
ساعت ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ امرداد ۱۳٩۳ : توسط : آسمان ها

این در فطرت ماست که دوست داریم دوست داشته شویم! اما این کارها و افکار ماست که باعث محبت یا نفرت آدم ها از هم می شود.



طبق حدیث قدسی، اولین قدمی که در خلقت برداشته شد این است که:

«یا داود، انی کنت کنزا مخفیا فاحببت ان اعرف فخلقت الخلق جمیعا»

ای داود من گنج مخفی بودم دوست داشتم که شناخته شوم پس خلایق را خلق کردم.

«حب» اولین قدم در خلقت بوده است و یا در جایی دیگر می فرماید من اول عاشق تک تک مخلوقاتم شدم و سپس آنها را خلق کردم.

در عالم محبت اکسیر گرانقدریست که معجزاتی بسیار دارد تا آنجا که مولوی می گوید:

از محبت تلخ ها شیرین شود /  از محبت مسّ ها زرّین شود

از محبت دردها صافی شود  /  وز محبت دردها شافی شود

از محبت خارها گل می شود /  وز محبت، سرکه ها مُل می شود

از محبت، سجن ،گلشن می شود  /  بی محبت، روضه، گلخن می شود

از محبت، نار، نوری می شود  /  وز محبت دیو حوری می شود

از محبت، سنگ، روغن می شود  /   بی محبت، موم، آهن می شود

از محبت، حزن، شادی می شود  /  وز محبت، غول، هادی می شود

از محبت، نیش، نوشی می شود  /  وز محبت، شیر موشی می شود

محبت ، محبوب تمام قلوب است و کسی موفق به دریافت آن می شود که از محبت خود اطراف خود را سیراب کند. به زبان ساده اگر دوست داری دوستت داشته باشند، باید دوست بداری. باید محبتت را ابراز کنی و اطرافیانت را از چشمه محبت خود سیراب کنی. به زبانی ساده تر باید قبل از همه، دوست بداری تا دوست داشته شوی.

مکان محبت دل است و محبت هر کسی را داشته باشی، او در دلت ساکن می شود. نام و ذکر و یاد او دلت را فرا می گیرد.

اما از آنجا که صاحب اصلی دل خالق رب العالمین است محبت غیر او، اصلی و ماندگار نیستند. مگر آن فرد و محبت به او از جنس الهی باشد.

اگر می خواهی دوستت داشته باشند، اول تو به دوست داشتن آغاز کن و خدا را در هر لحظه در نظر داشته باش و رضایت او را دنبال کن و بعد اطمینان داشته باش که محبت ثمر می دهد و همگی از ثمره آن بهره می برند

به عبارت دیگر اگر محبت تو به فردی مورد تایید خدا بود اصالت و ماندگاری پیدا می کند و الا وضعیت این محبت، مشخص نیست. فرد مورد محبت، مسیر محبتی، هدف و علت محبت و... همه در سرانجام خوب آن محبت مۆثرند. 

 در روایتی دیگر آمده است : «اگر توبندگی مرا بکنی، من قلبها را بنده قلبت می کنم».

به زبان ساده اگر بخواهی که مورد محبت واقع شوی بندگی خدا کن. او خودش محبت تو را در دلها می اندازد. که او خودش صاحب همه قلبهاست. و اوست «مولف بین القلوب».

مثالی ساده و ملموس بزنم: امام خمینی (ره). این پیرمرد عزیزی که محبوب قلوب بود. او کسی بود که از جماران امر می کرد در زمانی که در روستاها برق و تلویزیون نبود تا او را ببینند، پیرزن روستایی تمام دارایی اش که شاید چند تخم مرغ نمی شد می داد. چرا؟ شاید عکس امام را هم ندیده بود فقط شنیده بود امام فرمان کمک به جبهه را داده و... . این نبود مگر به خاطر خوب بندگی کردن امام که خدا وعده خود را تحقق داده بود و قلوب کثیری را بنده و اسیر او کرده بود. حتی زمانی که برای ملاقات او می رفتند اشک شوق و محبت از دیدگان مردم سرازیر می شد و این برای دشمنان امام قابل هضم و فهم نبود.امام خوب بنده ای بود و خدای مهربان هم خوب مولایی بود و این رابطه برای کسانی که از این ماجراها دور بودند فهمیدنی نبود.

 

 

حال با این بینش به اطراف و اطرافیانت بنگر. محبت های بین آنها و علت های جلب انسانها به هم و مسیری که پیموده اند تا این محبت به اوج و بلوغ برسد. حتی از ظاهر خیلی از زندگی ها می توانی راه درست را پیدا کنی. نتیجه زندگی چندین و چند سال افراد نشان دهنده خیلی از اعتقاداتشان می باشد.

عشق ها و محبت های آتشینی که چند ماه دوام نیاوردند و افرادی که از طریق خانواده فردی شایسته را برای همسری و همراهی انتخاب کردند و به امید خدا زندگی آغاز کردند و با محبت به یکدیگر سعی در ساختن زندگی خداپسندانه داشتند که صد البته خدا با کسانی که با مسیر درست همراهی می کنند همراه و پشتیبان است.

پس اگر می خواهی دوستت داشته باشند، اول تو به دوست داشتن آغاز کن و خدا را در هر لحظه در نظر داشته باش و رضایت او را دنبال کن و بعد اطمینان داشته باش که محبت ثمر می دهد و همگی از ثمره آن بهره می برند.

 

به امید آن که محبوب خدا و اهل بیت علیهم السلام باشی که در آن وقت سعادت با تو هم آغوش خواهد شد.

منبع خانه مهر