روانشناسی علم زندگی

زندگی باید کرد، گاه با یک گل سرخ، گاه با یک دل تنگ... گاه باید رویید در پس این باران... گاه باید خندید بر غمی بی پایان... زندگی باوری می خواهد، آن هم از جنس امید... که اگر سختی راه به تو یک سیلی زد! یک امید قلبی به تو گوید که خدا هست هنوز..
 
روان شناسی مثبت گرا ، مارتین ای.پی. سلیگمن
ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٩ تیر ۱۳٩۳ : توسط : آسمان ها

روان شناسی مثبت گرا ،

 مارتین ای.پی. سلیگمن

زان چه می بافی همه روزه بپو ش

زان چه می کاری همه روزه بنو ش

گر ز خاری خسته ای خود کشته ای

ور حریر و قز دری خود رشته ای

پیش گفتار

       مارتین سلیگمن در 12 اگوست 1942 در شهر آلبانی از ایالت نیویورک زاده شد.مارتین در خانواده‌ای مذهبی رشد یافت. در بسیاری از کتاب های او می توان رد پای مذهب را دید تعابیر وی از انجیل بسیار ژرف است و دوست دارد مسایل مربوط به نظریه اش را با کتاب مقدس بیان کند.اودانشمندی است که جرات رویارویی با روی کرد غالب زمان خود ، رفتارگرایی آن هم در برابر بزرگانی هم چون بی‌اف اسکینر را به خود داده و در یک همایش بزرگ در دانشگاه آکسفورد آن را زیر سؤال می‌برد و از پدیده‌ای سخن می‌گوید با نام درماندگی آموخته شده چیزی که شاید پوزخند اسکینر رفتار گرای نامی را در پی داشته است. آرون بک ، آلبرت الیس ،مارتین سلیگمن و دیگران به دیگرگونی در باورها و شیوه پردازش اطلاعات ، خلق و خو  و تفکر باوردارند ولیکن روی کردی که سلیگمن پرداخته است دیدگاهی است شناختی با درون مایه ای مشخص بدون درون نگری های روان کاوانه و غیرقابل توجیه هم چون عقده اودیپ.

      به راستی سلیگمن را می توان نسخه به روز شده شناختی ، پست مدرن میانه رو و انسان گرایی نو فرویدی هم چون آلفرد آدلر به شمار آورد.

          مارتین سلیگمن و سیکزِنت میهالی، درباره روان شناسی مثبت گرا گفته اند : ما باور داریم که روان شناسی ازکارکرد مثبت انسان پدید خواهد آمد و مورد پذیرش علمی قرار خواهد گرفت و سهم مؤثری در رشد و شکوفایی افراد، خانواده ها و اجتماعات خواهد داشت.

¢ افراد مهم در روان شناسی مثبت گرا
     مارتین سلیگمن،
میهالی سیکزِنت میهالی،
کریستوفر پترسون،
کارول دِوِک،
دانیل گیلبرت،
کنون شلدون،
آلبرت بندورا، 
سی آر اسنایدر، 
فیلیپ زیمباردو،

¢ و...

مروری کوتاه بر تاریخچه تحول فکری سلیگمن                                                                                                                             تلاش تلاش گران در پیچ وخم های زندگی هیچ گاه با درماندگی رو به رو نخواهد شد. ناپلئون

         سلیگمن در میانه دهه 1960 در دانشگاه پنسیلوانیا پژوهشی را درباره جنبه محدود شخصیت  آغاز کرد که آن را درماندگی آموخته شده نامید پس از آن تمایلات پژوهشی خود را گسترش داد تا موضوع شخصیت خوش بینی در برابر بد بینی را در برگیرد. سلیگمن بر این باور است تنها نداشتن کنترل در شرایط درماندگی آموخته شده بر سلامتی ما تاثیر نمی گذارد بلکه این هم اهمیت دارد که این نداشتن کنترل را برای خودمان چگونه توجیه می کنیم و برای توجیه این پدیده مفهوم سبک تبیینی را برگزید.سبک تبیینی خوش بینانه از درماندگی آموخته شده جلو گیری می کند ، سبک تبیینی بد بینانه درماندگی آموخته شده را به همه جنبه های زندگی می کشاند . کسانی که سبک تبیینی خوش بینانه دارند از کسانی که سبک تبیینی بد بینانه دارند تندرست تراند . خوش بینی و بدبینی آموختنی است و می تواند بر کارکرد شناختی ما تاثیر بگذارد.

         هم چنین میان درماندگی آموخته شده و افسردگی ارتباط وجود دارد . نشانه اصلی افسردگی احساس ناتوانی در کنترل روی داد های زندگی است . سلیگمن افسردگی را <اوج بدبینی> می نامد. کسانی که به شدت افسرده اند باور دارند درمانده اند و برای انجام هیچ کاری ارزش نمی گذارند چون انتظار ندارند چیزی به سود آن ها پایان یابد.گرچه در ماندگی آموخته شده می تواند در طول زندگی روی دهد سلیگمن بر این باور است که ما نسبت به این گونه احساس ها در طفولیت و اوایل کودکی بسیار آسیب پذیر هستیم.تجربه درماندگی آموخته شده در این سال ها می تواند ما را مستعد سبک تبیینی

 بد بینانه کند چون سبک تبیینی پایدار در حدود 8 سالگی ساخته می شود و قویا" تحت تاثیر سبک تبیینی پدر و مادر قرار دارد.

پیشینه روان شناسی مثبت گرا

رمز پیروزی این است که یاد بگیریم  از نیروهای رنج و لذت به سود خود استفاده کنیم.آنتونی رابینز

        روان شناسی مثبت گرا در سال های پایانی دهه 1990 به دست سلیگمن هنگامی که رئیس انجمن روان شناسی امریکا بود شکل گرفت این همان چیزی است که مزلو و دیگر روان شناسان انسان گرا بیش از 30 سال پیش از این مورد تاکید قرار دادند. مارتین سلیگمن بنیان گذار روان شناسی مثبت گرا و شاگردش طیب رشید روان درمانی مبتنی بر روان شناسی مثبت گرا را مطرح کردند و استفاده از آن را در درمان افسردگی و نیز کاربرد فنون آن را در افزایش شادی و نشاط انسان هزاره سوم عرضه داشتند.

         در روان شناسی مثبت گرا گفته می شود شناخت توانایی ها و پتانسیل درونی آدمی و کاربرد ویژگی های مثبت افراد و خانواده ها می تواند اثر بخشی فنون و درمان های روان شناختی را بیش از پیش کند و افزون بر درمان مشکلات روان شناختی و ناهنجاری های رفتاری به بالا بردن کیفیت زندگی و بهباشی افراد و جوامع  بینجامد.در حالی که روان شناسی بالینی به گونه ای سنتی بر کم بودها و ناتوانی های روانی می پردازد و بر انعطاف پذیری ، تدبیرمندی و توان مراجعان برای بازیابی کم تر پرداخته است سلیگمن و همکاران اش ایجاد بنیان های روان شناسی مثبت گرا را به عنوان متمم روی کرد های کم بود مدار شروع کرده اند.

        هرچند روان شناسان از بیماری های روانی و چگونگی بقای انسان در شرایط ناگوار شناخت نسبتا" کاملی دارند ، درباره چیستی معنای زندگی و شیوه کمال و شکوفایی انسان در شرایط مناسب فاقد دانش اند پس اکنون هنگام آن است که به بررسی سلامت روان مثبت بپردازیم. (سلیگمن و سیکزنت میهای 2000)                                    

        مارتین سلیگمن در دوره ریاست اش بر انجمن روان شناسی امریکا به سال 1998 از روان شناسان کاربردی درخواست کرد به اصل خود برگردند و در کنار (1)درمان و شفای بیماران روانی(2) به پربار تر و رضایت بخش تر کردن زندگی انسان ها (3) و هم چنین شناسایی و پرورش استعدادهای آنان بپردازند.

        به راستی این ها هدف های روان شناسی کاربردی تا پیش از جنگ دوم جهانی بود اما روان شناسان پس از جنگ کاملا" بر درمان بیماری های روانی پرداختند و از دو هدف دیگر تقریبا" به طور کامل غفلت کردند.روان شناسی مثبت گرا مطالعه علمی کارکرد های بهینه و مطلوب انسانی است با این هدف از عواملی که به افراد چه به گونه فردی و چه به گونه گروهی کمک می کند تا به رشد و بالندگی برسند ، شناخت بیش تری پیدا می کنیم و آن را بهتر به کار می بندیم.

مفاهیم و نظریه اصلی روان شناسی مثبت گرا

در هنگام توانایی اگر بستانکاری دیگران را ندهی،به ویژه هنگامی که او درمانده باشد،فر و جایگاه خویش را برای همیشه از دست می دهی.ارد بزرگ

      اگرچه هنوز راه درازی تا شناخت و کاربرد آن چه که روان شناسی مثبت گرا می گوید در پیش است  لیکن این روان شناسی در مشاوره و روان درمانی نقش مهمی دارد . به شماری از مفاهیم و نظریه ها که از روان شناسی مثبت گرا گرفته شده است به گونه ای کوتاه می پردازیم.

1- نظریه توانمندی ها 

برای رسیدن به کام یابی نباید از شکست های پیشین آسان بگذرید ، شناخت مو شکافانه آن ها ، پیش رفت شما را در پی خواهد داشت.ارد بزرگ

        هم زمان با شناخت و بالا بردن توانمندی های فردی ، کنترل و مدیریت نقاط  ضعف و نه جبران یا توجه صرف به آن امری حیاتی است.(کلیفتن و نلسن ، 1996) البته این دیدگاه چندان رواج ندارد بسیاری از والدین ، آموزگاران ، رهبران و شاغلان ازاین قاعده نانوشته پیروی می کنند که مواظب خطاها و اشتباه های تان باشید ، توانمندی ها کار خودشان را می کنند اکنون باید دید چرا پرداختن به خطا ها و ضعف ها و غفلت از توانمندی ها و قابلیت ها این چنیین رواج دارد ؟

        به باور کلیفتن و نلسن ( 1996) پاسخ چها ر باور نادرست در این زمینه است که بیش تر مردم بازیچه آن می شوند: (1) مردم می پندارند مشخص کردن یا تصحیح یک نقطه ضعف به قوی تر شدن فرد یا سازمان می انجامد (2) مردم می پندارند نیازی به پروراندن توانمندی ها نیست چون خودشان به طور طبیعی شکل می گیرند و رشد می کنند (3) مردم می پندارند نقاط ضعف متضاد نقاط قوت اند با شناختن خود ، ضعف ها به قوت تبدیل می شود (4)مردم می پندارند دست یابی به یک دیدگاه توانمند محور در زندگی بدین معنا است که می توانند هر کاری که به ذهن شان رسید را انجام دهند فرض بر این است هرکسی چنانچه اراده داشته باشد و کار و تلاش کند می تواند به هر چیزی برسد اما این باور هم نادرست است چون هر کسی مجموعه ای از توانمندی های منحصر به فرد است که احتمالا" وی را در یک زمینه خاص موفق می کند نه در همه زمینه ها

      در پنجاه سال گذشته پژوهشگران سازمان گالوپ پژوهش در زمینه توانمندی ها را مدیریت کرده اند در واقع  بخش عمده ای از راه کار شادکامی سلیگمن (2002) کشف توانمندی های منشی فرد و یافتن راه هایی برای پروراندن آن ها به شکلی منظم است با این کار فرد به زندگی اشتیاق پیدا می کند و در زندگی خوشنود تر و شاد تر می شود.

2- نظریه ساخت و گسترش هیجان های مثبت

خوش بختی هم چون پروانه ای است که روی برگ های گل به خواب رفته باشد تا نزدیک اش بروی بال های خود را باز کرده و در فضا پرواز می کند. آندره توریه

          نظریه ساخت و گسترش هیجان های مثبت  توضیح می دهد که هیجان های مثبت کارش تنها این نیست که پیام بدهد مشکلی نیست بلکه برای بقای انسان وتوانایی بالندگی و شکوفایی او در زندگی به همان اندازه هیجان های منفی اهمیت دارد . نظریه ساخت و گسترش هیجان های مثبت الگویی چند وجهی از هیجان های مثبت است که فرضیه های گسترش،ایجاد (ساخت)، ابطال،تاب آوری و بالندگی(شکفتن)در برمی گیرد. (فردر یکسن ،1996،2001)   

           1-2- فرضیه گسترش

ره آورد سفر در درون آدمی، به جز خرد و پیش رفت نیست .  ارد بزرگ

          هیجان های مثبت دامنه تفکر - عمل لحظه ای را گسترش می دهند که پیامد آن دامنه ای گسترده از افکار و اعمالی است که فرد احتمالا" آن ها را پی خواهد گرفت. هنگامی که فرد هیجان های مثبت را احساس می کند می تواند احتمالات و امکانات بیش تری را در نظر بگیرد. تجربه هیجان های مثبت اثر گسترده ای دارد که اصولا" در نقطه مخالف تجربه هیجان های منفی افراد قرار می گیرد. (دید باز در برابر دید تونلی)

            2-2- فرضیه ساخت

عشق یعنی اراده به گسترش خود با دیگری در جهت ارتقای رشد دومی. اسکات پک                     

            هنگامی که هیجان های مثبت خزانه تفکر- عمل لحظه ای را گسترش می دهد با گذشت زمان منابع تقویتی و شخصی گوناگونی ساخته و پرداخته می شود این منابع عبارتداز : (1) منابع جسمانی هم چون هماهنگی،سلامتی قلبی-عروقی وقوام عضلانی (2) منابع اجتماعی هم چون دوستی ها،مهارت ها و حمایت های اجتماعی (3) منابع فکری و ذهنی هم چون دانش و توانایی حل مساله (4) منابع روان شناختی هم چون آفرینندگی(خلاقیت)،خوش بینی و تاب

آوری

           هنگامی که افراد در یک حالت هیجانی مثبت باشند نسبت به هنگامی که در حالت های هیجانی منفی یا خنثی هستند با سرعت بیش تری یاد می گیرند و کارکرد فکری و ذهنی شان پیش رفت می کند و بهبود می یابد.

             3-2- فرضیه ابطال                                                                     

اندیشه پروازگر است جایی فرود اش آوریم که زیبایی خانه دارد. اردبزرگ

          هیجان های مثبت افزون برگسترش خزانه تفکر-عمل لحظه ای وساختن منابع شخصیتی پایدار،ظرفیت خنثی کردن وابطال سازی هیجان های منفی طولانی را هم دارند.درنتیجه ساخت هیجان های مثبت در پی هیجان های منفی ممکن است شدت و حدت هیجان های منفی را کم کند همان گونه که گسترش دادن هیجان های مثبت افق نگاه به جهان را گسترش می دهد اثر خنثی سازی هم دارد ابطال نه تنها در سطح روان شناختی روی می دهد بلکه در سطح جسمانی هم روی می دهد.

             4-2- فرضیه تاب آوری                                                                           

 همه پیروزی هایی که بشر به دست آورده ، عموما" درسایه تحمل و بردباری بوده است. کریستوفر مارلو

        هیجان های مثبت از راه اثر گسترش دهنده شان باعث ساخت حلقه های صعودی بهباشی می شوند و حلقه های صعودی به ساخت مجموعه ای از مهارت های رو یارویی (مقابله) کمک می کنند بنابراین آن هایی که هیجان های مثبت را تجربه می کنند در بیش تر موارد با ناملایمات و شداید زندگی بهتر مقابله می کنند و تاب آورتر اند. برد باری (صبر) ،گذشت و تحمل شان بیش تر است.

        ایده حلقه های صعودی در بهباشی از دید مفهومی مخالف دید عمومی درباره حلقه های نزولی در افسردگی است افراد هنگامی که تجربه ها و عواطف منفی دارند یک دید تونلی را تجربه می کنند که بیش تر به تفکر منفی منجر می شود و ممکن است به سرعت موجب نزول حرکت مارپیچی یا حلقوی بشود در برابر آن هیجان های مثبت چشم بند ها را بر می دارد و به مردم اجازه می دهد تا احتمالات و امکانات بیش تری را ببینند و خوش بینانه تر بیاندیشند در نتیجه میل به احساس هیجان مثبت در افراد تاب آوری را در برابر افسردگی تقویت می کند.

             5 -2- فرضیه بالندگی (شکفتن)                                        

خوش بختی دیگران ، بخشی مهم از خوش بختی ما است. رنان

       برای رشد و بالندگی،زیستن باید در حد بهینه و مطلوب باشد وموقعیت های خوبی هم چون رشد شخصی،زایندگی و تاب آوری تجربه شود برپایه فرضیه بالندگی تعیین کننده اصلی رشد و بالندگی  نسبت عواطف مثبت به عواطف  منفی ای است که فرد تجربه می کند یعنی فرد به ازای هر تجربه عاطفی منفی دست کم  باید در طی زمان سه تجربه عاطفی مثبت داشته باشد تا در زندگی به پیش برود و شکوفا شود.     

الگوهای درمانی روان شناسی مثبت گرا

 اگر به دنبال پیروزی نروید خود اش به دنبال شما نخواهد آمد. مارواکلینز           

        چند روی کرد روان شناسی مثبت گرا برای مشاوره و روان درمانی و تمرین ها و کارکرد های مبتنی بر اصول روان شناسی مثبت گرا هست که مشاوران و روان درمانگران می توانند از آن ها برای مشاوره و روان درمانی استفاده کنند عبارتند از: مشاوره توانمند محور ، درمان توانمند مدار ، روان درمانی مثبت گرا ، درمان کیفیت زندگی ، بهباشی درمانی و امید درمانی

1-   مشاوره توانمند – محور(اسمیت 2006 )Strenghts-Based Counseling

 دانش امروز فر بسیاری در پی داشته،اما نیروی جاری سازی آرامش به روان ما را ندارد  امنیت را  بزرگان خردمند به ما می بخشند .  ارد بزرگ

        مشاوره توانمند محور الگویی است که بر پایه اصول روان شناسی  مشاوره،پیش گیری،روان شناسی مثبت گرا،رشد و تحول،درمان حل مساله و روایت درمانی بنا نهاده شده است.این الگو دارای مراحل زیر است : (1) برقراری رابطه و همکاری درمانی (2) شناسایی توانمندی ها (3) ارزیابی مشکلات کنونی (4) بازخورد دادن و تقویت حس امید در مراجعان (5) کمک به مراجعان از راه مکالمه های راه حل ساز برای این که مراجعان راه حل مسایل شان را چارچوب بندی و آرایه بندی کنند (6) توانمند سازی و صلاحیت سازی (7)،(8)و(9) توانمند سازی،تغییرکردن و تاب آوری برای ارتقاء عاملیت اراده و تسهیل و پی گیری هدف های طراحی شده (10) ارزشیابی و خاتمه بخشی

این الگوی مشاوره فاقد فنون خاص برای توانمند سازی ها است ولیکن یک چارچوب راهنما برای کارکردن از یک دیدگاه توانمند محور در دسترس مشاوران می گذارد.

2-   درمان توانمند - مدار(وونگ 2006 ) Strenghts-Centered Counseling

اگر آغاز زندگی ات با سپیده دم و روز همزاد  گشت همواره در جست و جوی چراغ و پناهگاهی برای شبانگاهان باش ، و اگر درشب و سیاهی  آغاز شد از امید در خود چراغی بیافروز که پگاه خوش بختی نزدیک است. ارد بزرگ

درمان توانمند مدار یک الگوی مشاوره ای است که در ساختن گرایی ریشه دارد ایده ای که می گوید دانش و معرفت محصول توافق اجتماعی است و به این  منظور تدوین شده است تا تاثیر و نیروی توانمندی های منشی و فضیلت ها در فرایند تغییردر نظر گرفته شوند.

در این الگو دیدگاه های ذهنی مراجعان درباره آسیب ها و بهزیستی یا بهباشی شخصی شان مهم تر از دیدگاه و نظر های تخصصی عرضه کنندگان سلامت روانی است درمانگر و مراجع در کنار یکدیگر می کوشند معنایی برای تجربه های مراجع به وجود آورند. درمان توانمند مدار جلسه های هفتگی دارد و در آن فرض بر این است که مراجعان طی چند هفته یا چند ماه وارد یک چرخه و بازچرخه چهار مرحله ای   می شوند که عبارتند از: (1) تصریح سازی یا روشن سازی (2) مجسم سازی (3) توانمند سازی (4) شکل گیری نهایی  

3-   روان درمانی مثبت گرا(رشید  2008)Positive Psychotherapy

...فعسی ان تکرهوا شیئا و یجعل الله فیه خیرا کثیرا (4/19)

...اظهار کراهت نکنید که بسیار چیزها ناپسند شما است و حال آن که خدا در آن خیر بسیار برای شما گذاشته است.

روان درمانی مثبت گرا روی کردی در روان درمانی است که اعتبار خود را به گونه ای تجربی به دست آورده است و به گونه ای ویژه با ساخت توانمندی ها و هیجان های مثبت همراه است روان درمانی مثبت گرا با افزایش معنا در زندگی مراجعان به تخفیف و تسکین آسیب های روانی و افزایش شادکامی می پردازد. فرض های بنیادی روان درمانی مثبت گرا عبارتند از : (1) همه مردم استعداد ابتلا به بیماری های روانی و هم چنین ظرفیت ذاتی برای شادکامی را دارند (2) روان درمانی مثبت گرا بر این باور است که خلوص و واقعی بودن توانمندی ها و هیحان های مثبت مراجع به همان اندازه ی ضعف ها و هیجان های منفی اوست.

زیر بنای نظری روان درمانی مثبت گرا متعلق به سلیگمن است (2002) او فرض کد که شادکامی زندگی خوشایند و لذت بخش،زندگی با اشتیاق و زندگی معنا دار را دربرمی گیرد. بدین معنا که مردم هنگامی به زندگی خوشایند و لذت بخش می رسند که بتوانند هیجان های مثبتی را در زمینه هایی از زندگی گذشته،حال و آینده شان تجربه کنند . زندگی هنگامی با اشتیاق احساس می شود که فرد در حوزه های گوناگون زندگی به ویژه کار،روابط عشقی،تفریح و بازی عمیقا" درگیر و غرق شود . زندگی با معنا هم بهره گیری از توانمندی ها در خدمت به چیزی فراتر از خود است و هنگامی که این زندگی های سه گانه در کنار هم وجود داشته باشد یک زندگی کامل به دست می آید.(سلیگمن ،2002)

فرایند روان درمانی مثبت گرا به شکلی که رشید (2008) آن را عرضه کرد 14 نشست (جلسه) آرمانی دارد و در هریک از این نشست ها موضوعی متفاوت یا یکی از سازه های روان شناسی مثبت گرا بررسی و برای مراجعان تکلیف خانگی در نظر گرفته می شود.

4-   درمان مبتنی بر کیفیت زندگی(فریش 2006)   Quality Of Life Therapy

...فاخذناهم بالباساء و الضراء لعلهم یتضرعون (6/42)

 ...به بلا و مصیبت ها گرفتارشان ساختیم شاید که به درگاه خدا روی آورند.

        درمان مبتنی بر کیفیت زندگی روی کرد جامعی برای ترکیب اجزای اصلی روان شناسی مثبت گرا با شناخت درمانی است و هدف آن کمک به مراجعان برای کشف نیازها،هدف ها و خواسته ها در حیطه های مهم زندگی وپیش رفتن به سوی برآوردن و تحقق آن برای رسیدن به یک زندگی رضایت بخش است.

درمان مبتنی بر کیفیت زندگی برهمه زندگی با هدف های آن تاکید دارد.به بیان  دیگر در هر مرحله ای از درمان پیوند حقیقی بین خواسته ها،نیاز ها و هدف های مراجع در زندگی با تدابیر مورد استفاده برقرار می شود و یک الگوی 5 محوری دارد که به آن الگوی کازیو می گویند.

مراجعان در درمان مبتنی بر کیفیت زندگی به آن سویی راهنمایی می شوند که ببینند با پیروی از الگوی کازیو چگونه مهم ترین هدف ها و نیاز های خود را برآورده می کنند تا در حیطه های با اهمیت زندگی شان به رضایت بیش تری دست یابند.  

5-   بهباشی درمانی(ریف 1989 ) Well-Bing Therapy

بزرگ ترین نابکاری آن است که بپنداریم برای آن که برترین باشیم باید دست به ویرانگری چهره دیگران بزنیم . ارد بزرگ

         یک برنامه درمانی کوتاه مدت 8جلسه ای،سازمان یافته،رهنمودی و مشکل مدار است که بر پایه الگوی شناختی بهباشی،روان شناسی ریف

(1989) قرار دارد ودر آن از خود نگری ها،خاطره نویسی منظم،تعاملات درمانگر و مراجع برای افزایش بهباشی مراجع استفاده می شود.  و دارای شش بعد است : (1) تسلط محیطی (2) رشد شخصی (3) هدفمندی زندگی (4) خود مختاری (5) خود پذیری (6) داشتن روابط مثبت با دیگران

هدف درمانگران کمک به مراجعان است تا از سطوح پایین کارکرد در این شش حیطه بهباشی به سطوح بالای آن برسند. به مراجعان یک تکلیف خانگی هم می دهند که برای انجام دادن آن لازم اس ت تجربه هایشان  و شرایطی را که تجربه ها در آن شکل گرفته اند به گونه ای منظم و روزانه بنویسندکه روی یک مقیاس از 1 تا 100 ارزیابی می شود و در مرحله بعدی درمان به مراجعان کمک می شود باور ها و افکاری را که مزاحم تجربه بهباشی آن ها است و نیز احساسات همراه با بهباشی را شناسایی کنند همانند افکار خودکار بک یا باور های غیر منطقی الیس است با این تفاوت که خودنگری مراجع از افکارش بیش تر مبتنی بر بهباشی است تا بر موارد ناراحتی و تنش.

 

     به طور کلی روش های اصلی برای کمک به مراجعان در بهباشی روان شناختی عبارتنداز : (1) باز سازی شناختی افکار خودکار (2) زمان بندی فعالیت هایی که احساس تسلط و کنترل یا لذت تولید می کنند (3) آموزش جرات و جسارت ورزی (4) حل مساله 

6-   امید درمانی (اسنایدر و لوپز 2007) Hope Therapy   

آن گاه که  زایش راهی نو را از درون خویش احساس کردی پای در راهی خواهی گذارد که پیش تر برای رسیدن به آن بسیار تلاش نموده ایی . ارد بزرگ

      امید درمانی به منظور برجسته کردن امید و تاکید آن در فرایند درمان طراحی و تدوین شده است.درمانگرانی که روش امید درمانی را به کار می برند به مراجعان کمک می کنند تا (1) هدف های روشن تری برای خود تعریف کنند (2) چگونگی ایجاد مسیر های چند گانه برای رسیدن به هدف ها یاد بگیرند و (3) انرژی روانی لازم برای پیگیری هدف های دراز مدت را تولید کنند.درمانگران با این اقدامات ادراکات مراجع را از خود،با توجه به توانایی هایش در فعال کردن تفکر عامل و هدفمندی تغیر می دهند (لوپز و همکاران 2000)

نکته اساسی در امید درمانی این است که درمانگر،یاری گری امید بخش باشد و بدین منظور امید را الگوسازی کند و به مراجعان منتقل کند. امید درمانی اصول چند گانه ای دارد و مبتنی است بر این واقعیت که امید درمانی شکل کوتاه مدت و نیمه ساختمندی از درمان است که در آن بر هدف های جاری تمرکز می شود درمانگران برای افزایش امید به مراجعان کمک می رسانند تا بر هدف ها،امکانات و موفقیت های گذشته متمر کز شوند نه بر مشکلات یا شکست ها.

      امید درمانی چهار مولفه دارد (1) امید جویی : عبارت است از کشف امیدی که هر مراجع دارد و می تواند آن را در فرایند تغییرات حاصل از درمان گسترش دهددرمانگران در کاربرد راهبرد های روایتی امید جویی بابیان داستان هایی از افراد امیدوار می توانند هدف ها،تفکر عاملیت و تفکر مسیر را به مراجعان آموزش دهند و از مراجعان بخواهند از زندگی شخصی خود داستان های بگویند و در آن مولفه های امید را شناسایی و روشن کنند .شرح نویسی امید،فن دیگری است برای شناسایی امید که مراجعان خارج از جلسه های درمانی آن را انجام می دهند. (2) پیوند امید : عبارت است از سرعت بخشیدن به بر قراری یک رابطه درمانی امید بخش با مراجعان.هنگامی احتمال رابطه امید بخش بیش تر است که درمانگران بتوانند مراجعان را در برنامه ریزی های شخصی برای طرح درمان و هدف گزینی مشارکت دهند. (3) امید افزایی : هدف از امید افزایی افزایش تفکر امیدوارانه در مراجعانی است که در حیطه خاصی از زندگی فاقد امید اند. (4) یادآوری امید : عبارت است از آموزش دادن به مراجعان تا دست به خود پایی افکار امید بخش شخصی خود بزنند و از فنون افزایش امید به گونه ای استفاده کنند تا مستقل از درمانگران هم بتوانند تفکر امید بخش را نگاه دارند. یادآوری امید می تواند به روش های زیر برای مراجعان انجام شود : (1) واداشتن مراجعان به مرور داستان های شخصی ای که در مرحله امید جویی ساخته اند. (2) یافتن یک دوست امید بخش در زندگی به ویژه در مواقعی که پی گیری هدف ها سخت و مشکل آفرین می شود. (3) تامل درباره پی گیری های موفق در دست یابی به هدف و این که چه راهی را پیش گرفتند تا موفق شدند. (4) تکمیل کردن برگه های مربوط به افکار خودکار برای شناخت افکار مزاحم و رویارویی با آن ها.

تمرین های روان شناسی مثبت گرا

اگر ندانید به کجا می روید، چگونه توقع دارید به آن جا برسید؟ باسیل اس. والش                                          

       برای پرورش سازه ها و توانمندی ها در روان شناسی مثبت گرا تمرین هایی ساخته و پرداخته شده است می توان آن ها را به گونه ای انفرادی یا گروهی استفاده کرد 

1- تمرین بخشش (گذشت کردن)

با گذشت ، شما چیزی را از دست نمی دهید بلکه به دست می آورید.ارد بزرگ

    دراین تمرین ها مشاوران می توانند به مراجعان کمک کنند تا با داستان گویی هیجانی،خیر یابی در شداید و ناگواری ها و رها شدن از کینه به عفو و گذشت برسند.

1-1-      داستان گویی هیجانی (پنبیکر 1997)

      نوشتن تجربه سرشار از هیجان به مراجعان کمک می کند افکار و احساسات منفی را متوقف کنند و به این افکار و احساسات چارچوب و شکل معنادار بدهند از روی داد های تلخ و مصیبت بار حس بهتری پیدا کنند و به زندگی روزمره و شبکه های اجتماعی شان برگردند و در اثر هیجان ها و عواطف منفی دوچار حواس پرتی مداوم نشوند.داستان گویی هیجانی را می توان در حکم نخستین گام در فرایند طلب بخشش در نظر گرفت.

            2-1- خیریابی در شداید و ناگواری ها (کینگ و ماینز 2000)

       روش جای گزین برای داستان گویی هیجانی است که عبارت است از نگارش درباره پیامد های مثبتی که از تجربه های ناگوار به دست می آید.معنا یابی در تجربه های ناگوار با رویارویی (مقابله) موثر،سازگاری روان شناختی،عزت نفس بالاتر و نشانگان افسردگی کم تر رابطه مثبت دارد.

             3-1- رها شدن از کینه ها  (رویچ 2004)

      در این تمرین از اصول شکرگذاری و بخشش استفاده می شود و از مراجعان خواسته می شود تا درباره کسی که از او کینه به دل دارند بیندیشند و کارهای او را به یاد آورند و بنویسند.این اندیشه که شخص را در کلیت اش ببینی و سپاس گزار باشی،از شدت کینه ما کم می کند و فرایند بخشش را سرعت می بخشد.

2- تمرین شکرگذاری (سپاس گذاری کردن)

بهترین چیزها هنگامی روی می دهد که انتظاراش را نداری. مارکز

     

          1-2- دفتر نگارش شکر خانواده

      از مراجعان خواسته می شود دفتری برای نگارش شکر خانواده فراهم کنند.به عنوان مثال به زن و شوهرها آموزش می دهند تا سه مساله را که آن ها از بابت وجود آن در همسرشان هر روز شکر به جا می آورند و یا از همسرشات تشکر می کنند را در دفتری بنویسند

          2-2- قلک شکر (بارتلت و دی استنو 2006)

      یکی از فعالیت هایی است که مراجعان با انجام آن می توانند هم شکرگزاری و هم دیگر دوستی را سرعت ببخشند قلک شکر است.هر بار که برای شان روی دادی در زندگی رخ می دهد و از آن شاکر و سپاس گزارند می توانند به ازای هر شکر سکه ای در قلکی بیندازند و هنگامی که قلک پر شد پول آن را به یک خیریه بدهند تا صرف کار های خیر کنند.این موضوع به پرورش روحیه سپاس گزاری در دیگران هم کمک می کنند 

3- فعالیت های نوع دوستانه  (پترسون 2006)

به آرزوهایی خویش ایمان بیاورید و آن گونه به آن ها بیاندیشید که گویی به زودی روی می دهند . اردبزرگ

      می توان به مراجع تمرینی را پیشنهاد کرد که سگمن آن را تفریح با نیکو کاری می نامد.در این فعالیت از مراجع می خواهند فعالیتی را به طور کامل و تنها برای تفریح یا لذت بردن و سپس فعایتی دیگر را تنها برای نفعی که به دیگران می رساند انجام دهند.آن گاه به شباهت ها و تفاوت های ای دو تجربه بیندیشند.کار داوطلبانه با سطوح بالاتر رضایت از زندگی،سلامتی،بهداشت خوب و کاهش نشانگان افسردگی و اضطراب همراه است.هنگامی که مردم به دیگران کمک می کنند احتمالا بیش تر احساس شادمانی می کنند.سالووی (1990) این رابطه بین کمک کردن و شادمانی را <پدیده احساس خوب،عمل خوب داشتن> می نامد.

4- غرقگی

 اگر یاد بگیرید که به مشکلات بخندید ، همیشه چیزی برای خندیدن دارید. کارول

با کمک کردن به مراجعان برای استفاده مرتب و منظم از توانمندی ها می توان غرقگی را در آنان پرورش داد و شکوفا نمود.یکی از تمرین هایی که می تواند غرقگی ایجاد کند تمرین عملی کردن توانمندی ها است.راه دیگر برای افزایش غرقگی کمک کردن به مراجعان است تا تجربه های پیشین غرقگی را به یاد آورند.تمرین دیگر ارزشیابی ده موضوع برتر است از مراجعان خواسته می شود ده کار برتر و مطلوب خود را که دوست دارند انجام دهند،بنویسند و سپس ارزشیابی کنند که کدام برای غرقگی معیار های لازم را دارد،کدام یک را اخیرا انجام داده اند،کدام یک را در گذشته انجام داده اند و از دنبال کردن این تجربه های خوب چه چیزی ممکن است به دست آورند.                                                                     

5. اشتغال پرسود   (اسنایدر و لوپز 2007)

  کسی که عزمی راسخ دارد ، جهان را مطابق میل خویش عوض

می کند. گوته           

کار بخش بزرگی از زندگی است و تاثیر عمده ای هم بر بهباشی دارد.کسانی که از کارشانمنفعت می برند به جای ترس و واهمه از کار در پی آن می روند.                                                                       

         1-5- اشتیاق به کار و درگیر شدن در آن

احساس اشتیاق به کار و درگیر شدن با آن با مفهوم غرقگی هم پوشانی دارد و غرقگی با به کار بردن منظم توانمندی های برتر ارتباط دارد.هنگامی که مراجع احساس کند نیازهایش تامین می شود و بین توانمندی ها،مهارت ها،استعداد ها،شخصیت او  و الزامات شغلی اش هماهنگی و هم خوانی وجود دارد و هنگامی که احساس کند فرصت انجام دادن کارهایی را پیدا کرده که دوست هم دارد و آن را هر روز در محیط کار اش به بهترین شکل ممکن انجام می دهد احتمالا احساس فعال شدن و اشتیاق به کار بیش تری هم پیدا می کند.

         2-5- هدف پیدا کردن در زندگی با تولید محصول یا عرضه خدمات

کسانی که با کار و حرفه شان هدفی را دنبال می کنند احتمالا از کارشان رضایت بیش تری به دست می آورند و شادمان تر اند. برای آن که مراجعان دریابند هدف شان در کار چیستلازم است بدانند در کار چه رسالتی را به دوش گرفته اند و آن را بنویسند.نوشتن رسالت شخصی در کار سودمند است.در این تمرین از مراجعان می خواهند دلایل کاری را که دارند انجام می دهند بنویسند این کار به آن ها کمک می کند تا دریابند بین شرایط کاری و غیر کاری می توانند تفاوت ایجاد کنند.

         3-5- کسب درآمد برای خود و خانواده

هنگامی که مشاوران به مراجعان کمک می کنند تا شغلی را برگزینند یا در شغل خود ارتقا پیدا کنند به آن ها آموزش می دهند که مواظب باشند که کسب درآمد بیش تر لذت ها و شادی های مهم زندگی و خانواده را خراب نکند.

 

 

 

منابع :

  

جینا.ال.مگیار- موئی  ترجمه دکترفرید براتی سده (1391)،فنون روان شناسی مثبت گرا : راهنمای درمانگران،چاپ یکم، تهران انتشارات رشد، گفتار 1،2و 4

 دوان شولتز و سیدنی الن شولتز ترجمه  یحیی سید محمدی ( 1388)، نظریه های شخصیت ،ویراست هشتم،چاپ پانزدهم ، تهران نشر ویرایش، صص 249 تا 506

iradjbahramifar@gmail.com

منبع