روانشناسی علم زندگی

زندگی باید کرد، گاه با یک گل سرخ، گاه با یک دل تنگ... گاه باید رویید در پس این باران... گاه باید خندید بر غمی بی پایان... زندگی باوری می خواهد، آن هم از جنس امید... که اگر سختی راه به تو یک سیلی زد! یک امید قلبی به تو گوید که خدا هست هنوز..
 
ناتوانی یادگیری و بیامدهای آن
ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ خرداد ۱۳٩۳ : توسط : آسمان ها

پیامد های غیر تحصیلی ناتوانی های یادگیری، لزوم توجه بر آموزش مهارت های زندگی


رقیه عیدی خطیبی- ارائه شده در همایش کودکان استثنایی-دانشگاه تهران

مقدمه:

ناتوانی های یادگیری[1] از  جمله مسائلی هستند که با توجه به تاثیرات مخربی که در زمینه های مختلف زندگی مبتلایان بر جا می گذارند نیازمند توجه بیشتر از سوی محققان و متخصصان می باشند.امروزه با وجود انجام فعالیت های گسترده پزوهشی در این حوزه  نیاز بیشتر به تحقیقات کامل تر همچنان احساس می شود تا با تکیه بر نتایج حاصل از آنها تدابیر لازم در جهت کاهش مشکلات تحصیلی و غیر تحصیلی این افراد اتخاذ گردد. این افراد علاوه بر مسائل تحصیلی با پیامد های غیر تحصیلی ناشی از این مسائل مواجه می شوند که موجب عمیق و گسترده تر شدن مشکلات آنان می گردد. پیامد های غیر تحصیلی ناتوانی های یادگیری اغلب مسائل مرتیط با زندگی روزمره آنها را در بر می گیرد.گفته می شود این افراد به دنبال تجارب ناکام کننده تحصیلی در سایر زمینه ها از جمله مهارت های بین فردی ، مهار تهای مقابله ای و... نیز ضعف ها و ناتوانی هایی را تجربه می کنند.لذا اتخاذ تدابیر علمی و عملی در جهت ممانعت از تسری مشکلات این افراد به سایر حوزه های زندگی شان اهمیت قابل توجهی می یابد. امروزه با توجه به تاکیدی که برمهارت های زندگی[2] در جهت افزایش توانمندسازی  افراد در برخورد با چالش های زندگی می شود، به نظر می رسد آموزش و توانمند سازی افراد مبتلا به ناتوانی یادگیری نیز در استفاده از این مهارت ها می تواند تاثیر مطلوبی در کاهش پیامد های غیر تحصیلی این ناتوانی ها داشته باشد.

 

 

 

 

پیامد های غیر تحصیلی ناتوانی های یادگیری

بررسی ها ی مختلف نشان می دهد ناتوانی یادگیری علاوه بر پیامد های تحصیلی بر زمینه های غیر تحصیلی از جمله سازگاری هیجانی، اجتماعی وخانوادگی افراد مبتلا تاثیر می گذارد. هر چند تحقیقات زیادتری برای تعیین ماهیت رابطه بین ناتوانی های یادگیری و مشکلات عاطفی، اجتماعی و خانوادگی نیازمند است، اما شمار زیادی  از مطالعات انجام گرفته وجود درصد بالائی از مسائل را در افراد مبتلا گزارش کرده  و اغلب نشان داده اند که این گروه از افراد نسبت به افراد عادی آسیب پذیری بیشتری نسبت به مشکلات روان شناختی از جمله افسردگی، خودکشی، اختلالات اضطرابی ، بزهکاری ، سوئ مصرف موادو ... نشان می دهند.

گفته می شود ناتوانی یادگیری دارای پیامد هائی است که این پیامدها منجر به بروز علائمی از قبیل علائم افسردگی می شوند..به طوری که تحقیقات نشان می دهند در میان کودکان ارجاع داده شده به مراکز بهداشت روانی با تشخیص افسردگی، تعداد کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری بیش از کودکانی است که تشخیص های دیگری در یافت کرده اند( کمیجانی، 1384 ؛  سایدریدز[3] 2007)..

 با افزایش علائم افسردگی در این کودکان میزان خودکشی و رفتار های آسیب به خود نیز به صورت معنی داری بیش از سایر کودکان دیده می شود . در مطالعه ای که بر روی کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری انجام شد محققان دربافتند 11 درصد از این کودکان احساس می کنند دلشان می خواهد خودشان را بکشند (کمیجانی 1384).  در مطالعه دیگری نتایج حاصل نشان داد 50  درصد از کودکان زیر ده سال که مرتکب خودکشی شده بودند  تشخیص ناتوانی یادگیری دریافت کرده بودند (کمیجانی 1384).

  از سوی دیگر اختلالات اضطرابی و اقدام به رفتارهای ضد اجتماعی و بزهکاری نیز توجه محققان رابه خود جلب کرده اند. مطالعات انجام گرفته در این زمینه سطوح بالای اضطراب را درمبتلایان به ناتوانی یادگیری در مفایسه با افراد عادی گزارش نموده اند(موریسون[4]،1997). هر چند نوع اضطراب تجربه شده در این دایش آموزان عمدتا مرتبط  با زمینه های تحصیلی آنهاست اما اغلب  به سایر زمینه های زندگی شان تسری می یابد (سایدریدز 2007).   درخصوص رفتارهای ضد اجتماعی نیز در یک مطالعه گزارش گزدید بیش از50 درصد نوجوانان بزهکار دارای شواهدی مبنی بر اختلال یادگیری بوده اند. همچنین نتایج مطالعه دیگری نشان داد نوجوانان دارای ناتوانی یادگیری حدودا دو برابر آنهائی که ناتوانی یادگیری نداشتند محکوم شده بودند و بزهکاران دارای ناتوانی یادگیری احتمال بیشتری داشت که جرم خود را مجددا تکرار کنند( به نقل ازموریسون ، 1997). از سوی دیگر مطالعه دیگری نشان داد نوجوانان مبتلا به ناتوانی یادگیری که محکوم نشده اند نیز بیشتر از همسالان عادی خود در گیر اقدامات بزهکارانه می شوند( همان منبع).

در مطالعه ای برای مقایسه نوجوانان مبتلا به ناتوانی یادگیر ی و عادی با استفاده از سیاهه غربال گری سوئ مصرف مواد محققان دریافتند که بخش قابل ملاحظه ای از دانش آموزان دارای ناتوانی یادگیری در مقایسه با دانش آموزان بدون مشکل وابسته به مواد شیمیائی طبقه بندی شدند (همان منبع).

علاوه بر این، بررسی زندگی بزرگسالی این افراد نشان می دهد در جنبه های مهمی از زندگی بزرگسالی از جمله زندگی شغلی آنان مشکلات قابل توجهی به چشم می خورد. آنها علاوه بر زمینه تحصیلی ضعیف با توجه به تجربه مشکلات عمده در زمینه روابط اجتماعی در حیطه های  شغلی و خانوادگی عملکرد چندان مطلوبی نشان نمی دهند . به طوری که تحقیقات نشان می دهند حتی زمانی که افراد مبتلا به ناتوانی یادگیری نشخیص اختلال خاصی چون افسردگی ، اضطراب ، سوئ مصرف مواد و بزهکاری را دریافت نمی کنند در مقایسه با افراد عادی وبزگی هائی از خود نشان می دهند که در روند رشد و پیشرفت آنها در زمینه های مختلف فردی ، خانوادگی ، و اجنماعی تاثیر                                          می گذارند. نتایج مطالعات نشان می دهند دانش آموزان مبتلا به ناتوانی یادگیری اغلب به دلیل ناکامی در پیشرفت تحصیلی با کاهش خود کار آمدی (کلاسن[5]ولینچ[6] 2007) ، احساس کنترل ، تسلط  و عزت نفس ( سایدریدز 2007 ؛کمیجانی ،1387) ، مشکل در فرایند حل مساله (کرمعلی، 85 )  مواجه هستند. همچنین نتایج تحقیقات انجام گرفته فقدان مهارت ها و قابلیت های اجتماعی مطلوب را در آنها نشان می دهند.گفته می شود خود پنداره پائین با تاثیر بر ادراک اجتماعی آنها  مایه شکست این افراد را در ارتباطات اجتماعی موجب می شود(رمضانی ، 1384 ).

به طور کلی ویزگی هایی از قبیل عزت نفس و خود کار آمدی پائین، مهارت بین فردی ضعیف ، توانائی کم در مقابله با شرائط استرس زا و کنترل و تسلط بر هیجان ها ، حل مساله و تصمیم گیری نا مطلوب ، توان ابراز وجود پائین ، ضعف در مهارت های خود آگاهی و ... در بین افراد مبتلابه ناتوانی یادگیری گزارش می شود که این ویزگی ها علاوه بر اینکه با بروز اختلالات مختلف روانی در رابطه هستند در زمینه های مختلف زندگی فردی اجتماعی، خانوادگی و ... موثر بوده و موجب بروز مشکلاتی برای فرد می شوند یا او را از روند رشد و پیشرفت مطلوب باز می دارند.

 

پیشگیری و کاهش پیامد های غیر تحصیلی ناتوانی های یادگیری  :

تحقیقاتی که در زمینه پیشگیری از مسائل روانی، اجتماعی و خانوادگی در افراد عادی صورت گرفته موارد متعددی را شناسائی و ارائه نموده اند که می توانند در بهبود و ضعیت افراد مواجه با مشکل یا پیشگیری از مواجهه با این قبیل مشکلات مثمر ثمر باشند. روانشناسان در دهه های اخیر در بررسی اختلالات رفتاری و انحرافات اجتماعی و مشکلات روزمره افراد به این نتیجه دست یافته اند که بسیاری ازاین مسائل در ناتوانی افراد در تحلیل صحیح و مناسب از خود و موقعیت خویش ، عدم احساس کنترل و کفایت شخصی جهت رویاروئی با موقعیت های دشوار و عدم آمادگی برای حل مشکلات و مسائل زندگی به شیوه مناسب ریشه دارند (سپاه منصور، 1386). آنها مجموعه ای از ویزگی ها و توانائی ها  را بر می شمرند که نقش مهمی در کمک به افراد در بر خورد با چالش ها و موقعیت های دشوار  ایفا می نمایند . این مجموعه ویزگی ها تحت عنوان مهارت های زندگی شناخته می شوند . رابطه آموزش این مهارت ها در پیشگیری و کاهش مشکلات متعدد روانی، اجتماعی و خانوادگی مورد بررسی قرار گرفته و  . تاثیر آموزش آنها در حوزه های کاهش مصرف سیگار ، الکل ، و وابستگی به مواد ، پیشگیزی از بزهکاری ، جلوگیری از خودکشی ، کاهش نشانه های اختلالات خلقی و اضطرابی و ..در مطالعات متعدد. نشان داده شده است (قلعه اسدی ،86) . . به نظر می رسد چنین راهکارهائی در خصوص افراد مبتلا به ناتوانی یادگیری به عنوان گروه در معرض خطر نیز نتایج مطلوبی داشته باشد.

 

آموزش مهارت های زندگی برای مبتلایان به ناتوانی یادگیری:

مهارت های زندگی مهارت هائی هستند که برای افزایش توانائی های روانی واجنماعی افراد آموزش داده می شوند و فرد را قادر می سازند تا به طور موثر با موقعیت های دشوار و کشمکش های زندگی روبرو شود.

سازمان بهداشت جهانی مهارت های زندگی را با عناوین ده گانه زیر مشخص نموده است :

مهارت های خود آگاهی[7] ، همدلی[8] ، روابط بین فردی[9] ، ارتباط موثر[10] ، مقابله با استرس[11] ،مهارت های مدیریت بر هیجان[12] ، تصمیم گیری [13]، تفکر خلاق[14]،تفکر نقاد[15] و حل مساله[16]

توانائی و موفقیت در کسب  و کاربرد  این مهارت ها موفقیت فرد را در برخورد موثر با چالش های زندگی تضمین می کند. امزوره با توجه به تغییرات و پیچیدگی های مختلف زندگی در جنبه های مختلف توان استفاده از این مهارت ها برای کلیه افراد ضروری است. روشن است این ضرورت در خصوص افرادی که با   مشکلات ویزه ای مواجه هستند قویتر احساس می شود . افراد مبتلا به ناتوانی یادگیری از جمله این افراد می باشند که دست و پنجه نرم کردن با مشکلات مربوط به یادگیری آنها را مستعد پیامد های منفی فردی و اجتماعی می سازد. کاربرد این مهارت ها می تواند در پبشگیری و کاهش این پیامد ها حائز اهمیت فراوان باشد.

-        مهارت خود آگاهی : این مهارت توانائی شناخت از نقاط ضعف و فوت ، خواسته ها ، نیاز ها ، رغبت ها و تصویر واقع بینانه از خود است تا فرد حقوق فردی ، اجتماعی ، و توانائی ها و مسئولیت های خود را بهتر بشناسد. با کسب این مهارت فرد مبتلا به ناتوانی یادگیری قادر خواهد بود شناخت مطلوبی از سایرتوانائی ها و استعدادهای خود به دست آورد، با نفسیری واقع بینانه از ضعف ها و ناتوانی های خود مواجه شود و از تعمیم ضعف ها و ناتوانی خود به سایر حوزه های توانائی خود داری کند.

 

-        مهارت روابط بین فردی : مهارتی است که موجب می شود ضمن تقویت روحیه مشارکت ، اعتماد واقع بینانه و همکاری با دیگران، بتوان مرز های روابط بین خود و دیگران را تشخیص داد و در جهت ایجاد روابط صمیمانه و دوستنانه گام برداشت و به روابط نا سالم خاتمه داد پیش از آنکه آسیب جدی را تجربه نمود. آنچنان که نتایج پزوهش ها نشان می دهد افراد مبتلا به ناتوانی یادگیری اغلب در این زمینه با مشکل مواجه هستند. در یک بررسی نشان داده شد 75 درصد این کودکان در مقایسه با دانش آموزان همتای خود در این مهارت ها با کمبود مواجه هستند و به علت داشتن مشکلات میان فردی اغلب از سوی همسالان شان طرد یا نادیده گرفته می شوند(کرمعلی ،1384).

 

-        مهارت ارتباط موثر : با کسب این مهارت فرد می آموزد برای درک موقعیت دیگران چگونه به سخنان آنان فعالانه گوش دهد و چگونه دیگران را از احساسات و نیازهای خود آگاه نماید تا ضمن به دست آوردن خواست های خود طرف مقابل نیز احساس رضایت نماید

 

-        مهارت مقابله با استرس : فراگیری این مهارت به فرد کمک می کند تا بتواند با استفاده از راهکار های مطلوب بر شرائط استرس زا تسلط بهینه داشته و مانع بروز آسیب های ناشی از تحمل استرس گردد. افراد مبتلا به ناتوانی یادگیری به دلیل ناتوانی خود با درصدبالائی از موقعبت های استرس زا مواجه هستند  و اغلب مهارتهای مقابله ای سودمندی را به کار نمی برند.

 

-        مهارت حل مساله : دانش آموزان مبتلا به ناتوانی یادگیری با توجه به تحقیقات انجام شده در فرایند حل مساله دچار مشکل هستند که به پیچیده تر شدن شرائط استرس زا منجر می شود . فرایند حل مساله دارای مراحل مختلفی است مشتمل بر جهت گیری کلی نسبت به مساله ، تعریف مساله ، تعیین هدف ، ایجادراه حل های مختلف ، انتخاب بهترین راه حل ، اجرا و بازبینی. طی این مراحل به نحو صحیح روند مطلوبی است که به فرد کمک می کند به راه حل های مناسبی برای مسائل خود دست یابد.

 

-        مهارت تصمیم گیزی: افراد در مسیر زندگی ناچار از اخذ تصمیمات مهم و متعددی هستند. درستی یا نادرستی این تصمیمات می تواند بسیاری از جنیه های زندگی را تحت تاثیر قرار دهد . این مهارت به فرد کمک می کند تا با اطلاعات و آگاهی کافی اقدام به انتخاب بهترین گزینه ها و تصمیم گیری مطلوب نماید.

 

-        مهارت تفکر خلاق : این مهارت قدرت کشف و تولید اندیشه های جدید را فراهم می سازد. به نظر می رسد این مهارتها علاوه بر ضرورتی که برای افراد عادی دارند به ویزه در مورد افراد مبتلا به ناتوانی یادگیری از اهمیت قابل توجهی بر خوردار است تا بتوانند در زمینه های دیگر به رشد و شکوفائی برسند.

 

-        مهارت تفکر نقادانه: تفکر نقاد نوع دیگری از تفکر است ..کسب این مهارت به فرد می آموزد نگزش نقادانه ای به اطلاعات و مسائل پیرامون خود داشته باشد. آموزش این مهارتها به ویزه برای نوجوانان و گروههای در معرض خطر و از جمله افراد مبتلا به ناتوانی یادگیری در کاهش جذب به فعالیت های بزهکارانه ، سوئ مصرف مواد و... موثر است .

 

-        مهارت همدلی : این مهارت با رشد توانائی فرد برای درک  شرائط و موقعیت دیگران، زمینه خوبی برای گسترش روابط اجتماعی و توسعه شبکه های اجتماعی و حمایتی فراهم سازد.. 

 

-        مهارت مدیریت بر هیجان:انسان ها در شرائط مختلف ممکن است هیجان های مختلفی از خود نشان دهند ..تجربه هیجان های مثبت و منفی هرچند امری کاملا طبیعی است اما عدم مدیریت مطلوب بر آنها می تواند صدماتی را به فرد وارد سازد . افرادی که کنترل لازم را بر هیجانات خود دارند اغلب در شرائط مختلف فردی و اجتماعی واکنش های کارآمد تری از خود نشان می دهند ، تصمیمات مناسب تری اتخاذ می کنند و از بروز صدمات جدی تر جلوگیری می کنند . آموزش این مهارت به کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری از جهت اینکه با موقعیت های ناکام کننده متعددی روبرو هستند که آنها را مستعد  تجربه هیجانات در سطح نامطلوب می نماید ضروری است.                                                                          

 

 

راهکار های عملی در کاهش پیامد های غیر تحصیلی ناتوانی های یادگیری :

-        طراحی برنامه های آموزش مهارت های زندگی متناسب با ویزگی های این دانش آموزان:  با توضیحات ارائه شده، طراحی برنامه های آموزش مهارت های زندگی برای دانش آموزان مبتلا به ناتوانی یادگیری ضروری به نظر میرسد. هر چند چنین برنامه هائی برای دانش آموزان مدارس عادی طراحی شده و در حال اجرا ست  اما لازم است در خصوص دانش آموزان مبتلا به ناتوانی یادگیری نیز با در نظر گرفتن ویزگی های این دانش آموزان برنامه هایی اختصاصی طراحی و اجرا گردد.

-        تهیه ابزار وتکنولوزی مناسب برای این دانش آموزان برای آموزش مهارت های زندگی: استفاده از تکنولوزی و ابزار مناسب آموزشی همواره در خدمت ارتقا سطح آموزش و پرورش بوده است .طراحی و ساخت ابزار مناسب برای آموزش مهارت های زندگی متناسب با ویزگی های ناتوانایان یادگیری می تواند نتایج مطلوبی را برای این گروه فراهم سازد.

 

-        آشنا سازی معلمان در خصوص نحوه آموزش مهارت های زندگی  به این دانش آموزان:  آموزش مهارت های زندگی از آنجائی  که مستقیما با موقعیت های طبیعی زندگی در رابطه هستند اندکی متفاوت از آموزش سایر مواد درسی می باشد از این رو لازم است معلمانی که درگیر آموزش مبتلایان به ناتوانی یادگیری هستند با شیوه های مناسب آموزش این مهارت ها آشنائی کافی به دست بیاورند

 

-        آموزش معلمان و کار آمد ساختن آنها در استفاده از مهارت های زندگی  به عنوان ایفای نقش الگوی مناسب: یادگیری مشاهده ای و الگوگیری نقش مهمی در روند یادگیری دانش آموزان دارد و معلمان اغلب شخصیت های مهمی در زندگی دانش اموزان هستند که موضوع همانند سازی آنها فرار می گیرند . از این رو لازم است تدابیری اتخاذ گردد خود معلمان نیز در سطح کاربردی با این مهارت ها آشنا شده و در موقعیت های عادی زندگی مدرسه آنها را به کار ببندند

 

-        آموزش خانواده ها در خصوص مسائل غیر تحصیلی این دانش آموزان و کاربرد شیوه های مطلوب در پیشگیری و مقابله مطلوب با این مسائل: کار آمدی خانواده در ارتباط با  فرزندان مبتلا به ناتوانی یادگیری شان تفاوت های بزرگی را از لحاظ سازگاری او فراهم می سازد . خانواده هایی که اطلاعات کافی در زمینه مسائل تحصیلی و غیر تحصیلی این دانش آموزان دارند ،در پاسخ دهی به نیاز های این کودکان تاثیر گذار تر هستند، حمایت لازم را فراهم می آورند . خانواده ای که تاب آوری مطلوبی داشته و در آن ثبات هیجانی و مهارت های والدینی قوی وجود دارد فرزندانی را تربیت می کنند که علی رغم داشتن مشکل یادگیری،  با پیامدهای غیر تحصیلی کمتری مواجه هستند.از این رو لازم است برنامه های مرتبط با آموزش خانواده در این زمینه غنای بیشتری بیابد و خانواده ها علاوه بر این که اطلاعات کافی در زمینه مشکل تحصیلی این دانش آموزان به دست می آورند  در زمینه پیامدهای غیر تحصیلی این دسته از ناتوانی ها نیزآموزش های لازم را کسب نمایند

 

-        آموزش خانواده ها در استفاده از مهارت های زندگی مطلوب در محیط خانواده جهت الگو دهی کار آمد: علاوه بر ضرورت اطلاع رسانی در زمینه مشکلات غیر تحصیلی این دانش آموزان به خانواده هایشان و نحوه مقابله با آنها لازم است خود اعضای خانواده در زمینه استفاده از مهارت های زندگی آموزش های لازم را کسب و به استفاده از این مهارتها در موقعیت های خانوادگی به عنوان الگوی مهم مسلح گردند .

 

-        طراحی برنامه های مطلوب اجتماعی برای پیشگیری از آسیب های اجتماعی این گروه: طراحی چنین برنامه هائی نیز با کسب نظر از متخصصان مسائل اجتماعی می تواند در سطح گسترده موجب کاهش مشکلات این افراد در ابعاد  اجتماعی ، اقتصادی و ... گردد.

منبع روان بنه