روانشناسی علم زندگی

زندگی باید کرد، گاه با یک گل سرخ، گاه با یک دل تنگ... گاه باید رویید در پس این باران... گاه باید خندید بر غمی بی پایان... زندگی باوری می خواهد، آن هم از جنس امید... که اگر سختی راه به تو یک سیلی زد! یک امید قلبی به تو گوید که خدا هست هنوز..
 
بررسی روان‌پویشی نقش عوامل شخصیتی در خیانت زناشویی
ساعت ٧:۱٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۸ خرداد ۱۳٩۳ : توسط : آسمان ها

بررسی روان‌پویشی نقش عوامل شخصیتی در خیانت زناشویی

یاسمین کریمی، دکتر نادر منیرپور، بیتا رحمتی


خیانت یکی از عمده‌ترین عوامل نارضایتی و فروپاشی رابطه زناشویی قلمداد می‌شود. پیشنهاد شده است که ویژگیهای شخصیتی توان پیش بینی تمایل آنها به خیانت را دارد. در مطالعه حاضر تاثیر عوامل شخصیتی در خیانت بر اساس مدل پنج عاملی شخصیت: نوروزگرایی، برونگرایی، توافقپذیری، وظیفه‌شناسی و تجربه‌پذیری بررسی شده است. تحقیقات تجربی بسیاری نشان داده‌اند که نه تنها این مدل ارزیابی صحیحی را از شخصیت به دست می‌دهد؛ بلکه همچنین ابعاد آن در طول عمر افراد نسبتا پایدار هستند. در این مطالعه نتایج تعدادی از تحقیقات در زمینه ارتباط میان ویژگیهای شخصیتی و خیانت زناشویی به شکل مروری مورد بررسی قرار گرفته‌اند. مقدمه: ارتباط با افراد دیگر، عموما بخش عمدهای از زندگی افراد را تشکیل می‌دهد. بزرگسالان نوعا در اقدام به تک‌همسری گزینی، در زمان جوانی بدنبال ایجاد یک رابطه صمیمانه انحصاری هستند (سیدمن و رایدر، 1994). تقریبا تمامی افراد متاهل یا کسانی که با شریک جنسی خود زندگی می‌کنند، انتظار دارند شریک آنها از نظر جنسی و احساسی به آنها وفادار باشد (جایامالا ماداثیل، دایا سینگ سندهو، 2008)، ولیکن میزان شیوع خیانت نیز بسیار قابل توجه است (لاوسون و سامسون، 1988; مایرینگ و اپلینگ- مک ورتر، 1986; پسترک، مارتین، و مارتین، 1985; اسپانیر و مارگولیس، 1983; تریاس و گیسن، 2000; ویدرمن، 1997).خیانت جنسی برای افراد در تمام سنین، یکی از عمده‌ترین دلایل شکستن قواعد ازدواج و تعهد است (شپارد، نلسون، و آندرولی- ماتیس، 1995) و به شدت بر عملکرد و ثبات رابطه اثر میگذارد (دریگوتاس، سفستروم، و جنتیلیا، 1999; ویزمن، دیکسون، و جانسون، 1997)، قواعد رابطه را برهم می‌زند، خلاف انتظارات طرف مقابل بوده؛ همچنین اعتمادی را که رابطه براساس آن شکل گرفته مخدوش می‌نماید (فلدمن و کافمن، 1999; هولمز و رمپل، 1989; پرویتی و آماتو، 2004). این خیانت‌ها ممکن است بعنوان یک عامل تسهیل‌کننده عمل کرده و نارضایتی‌های بنیادی در ازدواج را ظاهر سازد که این مشکلات درنهایت ممکن است منجر به طلاق گردد (کاپلان و سادوک، 2007).

خیانت از نظر اکثریت افراد، داشتن ارتباط جنسی با یک شخص سوم خارج از زناشویی است (هرتلین و همکاران، 2005). کاپلان و سادوک (2007)، زنای محصنه[1] را مقاربت جنسی داوطلبانه یک فرد متاهل با کسی غیر از همسر خود تعریف کرده‌اند. تامپسون (1984) نیز خیانت را بعنوان "یک ارتباط جنسی تناسلی خارج از ازدواج، بدون آگاهی یا رضایت همسر" معرفی می‌کند که در مطالعه حاضر نیز این تعریف اقتباس شده است.

شیوع و پیامدها: خیانت زناشویی، دارای تاریخچه طولانی در حیات انسان است (هاروی، 1995) و مطالعات بسیاری دلایل و شیوع روابط جنسی "خارج از رابطه زناشویی" را بررسی کرده‌‌اند (بنکز، 2001). آمارهای موجود در رابطه با شیوع خیانت در روابط زناشویی، متفاوت است. درصد این روابط در ایالات متحده بین 26 تا 70% برای زنان و 33 تا 75% برای مردان متغیر بوده است (داپری، وایت، اولسن، و لافلور، 2007; پلات، نالبون، کاسانووا، و وچلر، 2008). اگرچه این نوع روابط جنسی عمدتا به طور پنهانی انجام می‌شوند، بررسی‌های تجربی دیگری نرخ آن را در طول دوران زندگی زناشویی بین 30 تا 60% برای مردان و بین 20 تا 50% برای زنان تخمین زده‌اند (گلاس و رایت، 1992; کینسی، پومروی، و مارتین، 1948; کینسی؛ پومروی، مارتین، و گبهارد، 1953; هانت، 1974; آثاناسیو، شاور، و تاوریس، 1970; لوین، 1975; پترسن، 1983). این آمار و ارقام با تحقیقات پیشین کینزی در اواخر دهه 1940 همخوانی داشته و تفاوت چشمگیری نشان نمی‌دهد (لامن و همکاران، 1994،  ویدرمن، 1997; الگییر و الگییر، 1995).

عوامل: تحقیقات انجام شده در رابطه با خیانت حاکی از آن است که دلایل متعددی را می‌توان برای اقدام افراد به چنین کاری برشمرد، ازجمله نارضایتی در رابطه فعلی، تمایل و اشتیاق برای تنوع یا هیجان جنسی، انتقام، خشم یا حسادت، احساس عدم امنیت یا نامطمئن بودن درمورد رابطه، همنشینی و صمیمیت، بلوغ نایافتگی و کمبود تعهد، علاقه مفرط برای برقراری رابطه عاشقانه با فرد خارج از رابطه زناشویی، نارضایتی جنسی، افزایش عزت نفس، ناتوانی در کنترل وسوسه‌ها، در دسترس نبودن همسر، مصرف دارو یا الکل (بانک، 1980; دریگوتاس و همکاران، 1999; فلدمن و کافمن، 1999; فلدمن و همکاران، 2000; گلاس و رایت، 1988; روسکو و همکاران، 1988). علاوه بر دلایل مذکور، ادبیات موجود دررابطه با انگیزه‌های ارتکاب به خیانت متغیرهای دیگری را نیز منجمله سن، تحصیلات، وجود فرصت‌ها، طول مدت رابطه، تاریخچه طلاق، مذهبی بودن، رضایت از رابطه و عوامل و ویژگی های شخصیتی را در این زمینه موثر دانسته‌اند (آتکینز و همکاران، 2001; گریلی، 1994).

شخصیت، نقش عمده‌ای را در بسیاری از زمینه‌های زندگی ایفا می‌کند (لارسن و باس، 2002) درمانگران و نیز عموم مردم، عوامل شخصیتی را یکی از عوامل سببی اهتمام افراد به خیانت می‌دانند (باس و شکلفرد، 1997). امرورزه مدل پنج عاملی در ارزیابی شخصیت یکی از رویکردهای مسلط را در حیطه شخصیت به خود اختصاص داده است. مدل پنج عاملی[2] مک گری و کوستا شامل پنج بعد اصلی شخصیتی است. این عوامل عبارتند از: برونگرایی[3]، توافق­پذیری[4]، وظیفه‌شناسی[5]، نوروزگرایی[6] و تجربه پذیری[7] (وید و والش، 2008). نوروزگرایی عموما نداشتن سازگاری روانی، بی‌ثباتی احساسی و کنترل پایین خلق تلقی می‌شود (جاج و همکاران، 1999؛ پیبادی و گلدبرگ، 1989). برونگرایی تجربه احساسات مثبت است و عمدتا شامل خصوصیات اجتماعی، مسلط و فعال بودن می‌باشد (بوت‌وین و همکاران، 1997؛ پیبادی و گلدبرگ، 1989؛ جاج و همکاران، 1999). تجربه پذیری را هوشمندی، خلاقیت، ارزش‌های فرهنگی، کنجکاوی، توانایی ادراک و بصیرت تعریف کرده‌اند (جاج و همکاران، 1999؛ پیبادی و گلدبرگ، 1989). توافق‌پذیری، شامل صفات همکاری، سخاوتمندی، اعتماد و گرمایش فردی می‌باشد (بوت‌وین و همکاران، 1997؛ جاج و همکاران، 1999؛ پیبادی و گلدبرگ، 1989). وظیفه‌ شناسی به صفات سازماندهی، سخت‌کوش و ساعی بودن اطلاق می‌شود (بوت‌وین و همکاران، 1997؛ جاج و همکاران، 1999؛ پیبادی و گلدبرگ، 1989). کوزک (1996) عنوان نمود که افرادی که در این مقیاس‌ها با همسر خود همبستگی دارند، رضایت زناشویی بیشتری را تجربه می‌کنند. بعلاوه، نداشتن شباهت در مقیاس‌های پنج گانه، با خیانت و یا نارضایتی زناشویی مرتبط است (اورزک و لانگ، 2005). تحقیقات تجربی بسیاری نشان داده‌اند که نه تنها این مدل ارزیابی صحیحی را از شخصیت به دست می‌دهند؛ بلکه همچنین ابعاد آن در طول عمر افراد نسبتا پایدار هستند (سولدز و وایلانت، 1999) و تاحدودی نیز ارثی‌اند (لوهلین، مک‌کرا، کوستا و جان، 1998).

تبیین: باس و شکلفرد (1997) ارتباط نیرومند و مستقیمی را بین شخصیت و احتمال ارتکاب به خیانت یافتند. آن عامل وظیفه شناسی را باثبات‌ترین عامل پیش‌بینی کننده خیانت معرفی کرده‌اند. افرادی که در مقیاس وظیفه‌شناسی نمره کمتری را به دست می‌آوردند، به احتمال بیشتری مرتکب خیانت می‌شدند (اشمیت، 2004)؛ این یافته حاکی از آن است که این افراد تمایل دارند کمتر سازماندهی شده و قابل اعتماد باشند (کاسکا و مک کرا، 1992؛ هوگان و وانز، 1997). باس و شکلفرد (1997) نیز گزارش کردند که افراد دارای نمره پایین‌تر در مقیاس وظیفه‌شناسی، بیشتر خیانت می‌کنند.

فردی که وظیفه‌شناس و وجدان‌گراست، احتمال بیشتری وجود دارد که علیرغم تعارضات در رابطه بماند و در برابر وسوسه‌های محیط مقاومت کند؛ درنتیجه این افراد به احتمال کمتری خیانت می‌کنند (بارتا و کین، 2005).

هندریک و هندریک (1987) به این نتیجه رسیدند که عدم بازداری[8] و تجربه پذیری در مقابل تجربیات متفاوت، با خیانت در روابط ارتباط دارند. البته تحقیقات دیگری نیز نتایجی عکس این مطلب را مطرح نمودند، برای نمونه، شاور و برنان (1992) طی بررسی‌های خود دریافتند که گشودگی کمتر، منجر به رضایت کمتر و درنتیجه تعهد کمتر در روابط صمیمانه می‌شود.

کسانی که در مقیاس برونگرایی نمره بالاتری کسب کردند، بیشتر مرتکب خیانت می‌شدند؛ این یافته حاکی از آن است که آنها اجتماعی‌تر و فعال‌تر هستند و از طریق خیانت، تحریک و تهیج بیشتری می‌یابند که از کسل شدن و افسردگی جلوگیری می‌کند (هندریک و هندریک، 1987). برونگرایی همچنین نیازمند سرمایهشگذاری کمتری در رابطه است. از آنجا که افراد برونگرا بدنبال تحریک و هیجان هستند، کمتر متعهد میششوند که در نهایت منجر به خیانت می‌شود (دریگوتاس و همکاران، 1999؛ راس بالت، 1983).

توافق پذیری، با تمایل به خشنودسازی دیگران و وابستگی ارتباط دارد (جاج و همکاران، 1999؛ پیبادی و گلدبرگ، 1989). اورزک و لانگ (2005) دریافتند که خیانت کاران توافق‌پذیری بسیار بالاتری نسبت به کسانی که خیانت نمی‌کنند دارند. شاید بتوان برای توضیح این مطلب از مدل سرمایه‌گذاری راس بالت (1983) استفاده کرد؛ اگر خیانت‌کاران خود را توافق‌ پذیرتر تلقی می‌کنند، خیانت را می‌توان اینگونه توجیه کرد که فرد خود را فداکارتر و ایثارگرتر از دیگری می‌داند و احساس می‌کند از وی سوء استفاده شده است، و از طریق خیانت بدنبال تلافی است. بوتوین و همکارانش (1997) نیز به این نتیجه رسیدند همسرانی که توافق‌پذیرتر هستند، رضایت زناشویی بیشتری دارند و به احتمال کمتری خیانت می‌کنند.

به نظر می‌رسد که عامل توافق‌پذیری بر رضایت از رابطه تاثیرگذار است. فردی که در مقیاس توافق‌پذیری نمره کمی می‌گیرد، احتمالا در برابر تعارض‌هایی که در رابطه بوجود می‌آید، با خشم واکنش نشان می‌دهد. مشاهدات نشان می‌دهد که خشم بعنوان انگیزه‌ای برای خیانت عمل می‌کند (گلاس و رایت، 1988). 

افراد نوروتیک و کسانی که سبک دلبستگی اجتناب[9] دارند (کسانی که از دیگران فاصله می‌گیرند)، دارای ثبات احساسی کمتری هستند، توافقپذیری پایین‌تری دارند و در عامل تجربه پذیری نیز نمره کمتری کسب می‌کنند؛ به احتمال بیشتری به روابط کوتاه‌ مدت‌تر می‌پردازند و میزان رضایت و تعهد آنها عموما پایین‌تر است (شاور و برنان، 1992) که درنهایت منجر به خیانت می‌شود (فلدمن و کافمن، 1999).  افراد نوروتیک کمتر در روابط خود احساس خوشنودی و رضایت می‌کنند (کارنی و بردبری، 1997)، احساس عدم امنیت می‌کنند و احتمال بیشتری وجود دارد که بصورت تکانشی رفتار کنند (مک کرا و جان، 1992)؛ چنین افرادی به احتمال بیشتری ممکن است خیانت کنند (بارتا و کین، 2005).


 


[1] Adultery

[2]  Big Five Model

[3]  Extraversion

[4]  Agreeableness

[5]  Conscientiousness

[6]  Neuroticism

[7] Openness

[8] Disinhibition

[9] Avoidant Attachment Style