روانشناسی علم زندگی

زندگی باید کرد، گاه با یک گل سرخ، گاه با یک دل تنگ... گاه باید رویید در پس این باران... گاه باید خندید بر غمی بی پایان... زندگی باوری می خواهد، آن هم از جنس امید... که اگر سختی راه به تو یک سیلی زد! یک امید قلبی به تو گوید که خدا هست هنوز..
 
سارقین زمان
ساعت ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩۳ : توسط : آسمان ها

خشی از اوقات ما به سرقت می رود یا در آن تقلب صورت می گیرد، و آنچه باقی می ماند به نظر می رسد که به طور نامشخصی ناپدید می شود.

با مطالعه ی عادات کاری خودتان، کار را آغاز کنید.

دزدهای زمان:

چه کس یا چه چیزی وقت ما را می دزدد؟

چه سارقین وقتی را می توانیم شناسایی کنیم؟


به سؤالات زیر پاسخ دهید تا با سارقین زمان آشنا شوید:

1-    تلفن دائما باعث انقطاع کار من می شود و مکالمات معمولا بیش از حد لزوم ادامه پیدا می کند.

2-    ملاقات کنندگان بسیاری از خارج و داخل سازمان اغلب مانع انجام کارهایم می شوند.

3-    جلسات خیلی بیشتر از حد لزوم طول می کشد و نتایج اغلب برای من رضایت بخش نیستند.

4-    وظایف سنگین، به عبارت دیگر کارهای زیاد و وقت کم، موجب می شود از کار لذت نبرم و کارها به عقب افتد.

5-    بین کارها اولویت بندی نمی کنم و سعی می کنم بسیاری از کارها و وظایف را همزمان انجام دهم. وقت زیادی را صرف موضوعات جزئی و بی اهمیت می کنم و در نتیجه نمی توانم به قدر کافی بر روی وظایف بسیار مهم تر متمرکز شوم.

6-     اغلب به برنامه هایم نمی رسم و تنها تحت فشار ضرب العجل ها و فرجه های کاری می توانم یک نگاه به فهرست برنامه ها بیندازم چون همیشه بعضی مسائل غیر منتظره پیش می آید که به سراغ آنها می روم یا اینکه بیش از حدی که از پس آن برآیم کار قبول کرده ام.

7-    مقدار زیادی مدارک، نامه ها، و کاغذهای اداری روی میز من وجود دارد. بسیاری از وقت من صرف رسیدگی به مراسلات و خواندنی ها می شود. هیچ نظم و ترتیبی در میز من وجود ندارد.

8-    محول کردن کارها و تفویض وظایف تقریبا هرگز انجام نمی گیرد. اغلب خود باید مراقب چیزهایی باشم که می تواند توسط دیگران رسیدگی شود.

9-    اگر دیگران انجام کاری را درخواست کنند در حالی که بایستی حقیقتا مشغول کار خود باشم، برای من گفتن «نه» دشوار است.

10-  اهداف شغلی یا شخصی روشن و مشخصی ندارم، به عبارت دیگر اغلب برای من دشوار است که معنی واقعی کارهایی که روزانه در حال انجام آن هستم درک کنم.

11-  بعضا در جایی که واقعا تصمیم به انجام کاری گرفته ام فاقد انضباط شخصی مورد نیاز هستم.

 

 برای هر سؤال با گزینه های « همیشه(0)، غالبا(1)، گاهی(2)، و هرگز(3)» نمره دهید. همه ی اعداد را باهم جمع کنید و جمع کل را یادداشت کنید.

نتیجه گیری:

0 تا 17 امتیاز: شما وقتتان را برنامه ریزی نکرده و اجازه دده اید تا دیگران فهرست کار شما را تعیین کنند. شما قادر نیستید خودتان را مدیریت کنید. مدیریت زمان، نقطه‌ی شروع زندگی‌ای موفقیت آمیز برای شما را مشخص می کند.

18 تا 24 امتیاز: شما تلاش می کنید تا اوقاتتان را سازماندهی کنید اما به قدر کافی مصر و استوار نیستید تا موفق باشید.

25 تا 30 امتیاز: مدیریت زمان شما خوب است اما می تواند از این بهتر هم شود.

31 تا 36 امتیاز: تبریک می گوییم!(اگر در پاسخ هایتان صداقت را رعایت کرده باشید) شما الگویی برای تمام کسانی هستید که می خواهند چگونگی مدیریت اوقاتشان را بیاموزاند. الفبای مدیریت زمان خود را در اختیار دیگران قرار دهید و از خواندن ادامه ی مطالب مربوط به مدیریت زمان در این وبلاگ صرف نظر کنید!!

منبع