تا به حال شده احساس کنید سرتون پر از افکار گوناگونه و هرکار می‌کنید نمی‌تونید خالیش کنید و حالت آرامش رو برقرار کنید؟ بعضی ها می گن تو سرمون پر از زنبوره! یا پر از مورچست!! احساس می‌کنید خوره‌ای به مغزتون افتاده و مرتب افکار منفی رو پیش چشمتون میاره و ته دلتون رو خالی می کنه. یا اینکه تو ذهنتون کسی هست و از این و اون به خاطر کمترین نشانه‌های رفتاری بدگویی می‌کنه و بهتون می قبولونه که طرف قصد بدی از انجام فلان کار داشته. با قسمت « نشخوار فکری» با ما همراه باشید.


نشخوار فکری یعنی چه؟ یعنی اینکه فرد به دنبال حالت افسردگی و غمگینی، رفتارها و افکاری را نشان می‌دهد که توجه او را به سمت علائم افسردگی جلب می‌کند. مثلا فرد به دنبال رخداد حالت افسردگی در گوشه‌ای می‌نشیند و با خود چنین می‌گوید: فقط من هستم که به این حالت گرفتار شده ام. نتیجه‌ی افسردگی من چه خواهد شد؟ اگر از این حالت در نیایم چه اتفاقی می‌افتد.

این گونه سبک پاسخ به افسردگی باعث به طور انجامیدن نشانه‌های افسردگی و شدت‌یافتن آنها می‌شود. این نوع سبک مقابله، از دیدگاه روان‌شناسان مقابله‌ای ناکارامد و ناسازگار است، زیرا به حل مشکلات کمک نمی‌کند و باعث بدتر شدن اوضاع روانی و خلقی فرد می‌شود.

تحقیقات نشان داده است که زنان بیش از مردان به نشخوار فکری گرفتار می‌شوند و شاید این یکی از علل شیوع افسردگی در زنان باشد.

اثرات منفی نشخوار فکری

ü     فرد دچار نشخوار فکری، بیشتر درگیر مرور خاطرات منفی خود است. او وقایع را منفی تفسیر می‌کند و از این رو رضایت خاطرش از زندگی کاهش می‌یابد و دیدگاهی بدبینانه نسبت به زندگی پیدا می‌کند. این حالت‌ها باعث تشدید خلق افسرده می‌شوند.

ü     نشخوار فکری باعث کاهش رفتارهای مؤثر و انطباقی می‌شود. افرادی که در این چرخه گرفتار شده‌اند، رفتارهایی که باعث ایجاد حس کنترل و دریافت تقویت از دیگران می‌شود را کمتر انجام می‌دهند و این حالت باعث درماندگی و نا امیدی بیشتر آنهامی‌شود. فرد افسرده از دیگران کناره گیری می‌کند. با افراد خانواده و دوستان مراوده‌ی خوبی ندارد و همین رفتارها باعث کناره‌گیری دیگران از او شده و برداشت آنها نیز نسبت به او تغییر می‌کند.

ü     نشخوار فکری روند حل مسأله را مختل می‌کند. ناتوانی در حل مسأله از علل تداوم افسردگی‌ست. وقتی افسردگی ایجاد شد و فرد با نشخوار فکری به آن پاسخ داد، توجه او به سمت خودش جلب می‌شود و خود را مرکز و کانون توجه قرار می‌دهد. لذا مردم چنین برداشت می‌کنند: « تولاک خودش هست»،« اصلا حواسش به اطراف نیست».

چه بایدکرد؟

Ø     توجه برگردانی فعال: به صورت ارادی به چیزی توجه کنید که مثبت است. پژوهش ها نشان داده اند افرادی که از این شیوه استفاده می‌کنند، طول مدت افسردگی آنها خیلی کمتر از کسانی ست که از شیوه‌ی مقابله‌ی نشخوار فکری استفاده می‌کنند.

Ø     با در پیش گرفتن فعالیت ذهنی دیگری موقتا از آن حالت کناره گیری کنید: شما می‌توانید به بازی های فکری بپردازید. تلویزیون ببینید. یک فایل صوتی بشنوید که مستلزم به کارگیری فکر شماست. تلفن را بردارید و به دوستان و فامیل زنگ بزنید. خلاصه فقط ذهنتان را بی دلیل و یا با هر چیز کوچکی مشغول به هرچیزی کنید غیر از آن فکر منفی.

Ø     قلم و کاغذ به دست گیرید و همگی افکار منفی خود را بنویسید: نوشتن بار سنگین افکار فکری را سبک کرده و گاه با خواندن نوشته ها ممکن است شما را به خنده یا شگفتی از افکار غیرمنطقی خود وادارد. در عین حال وقتی فکرتان را نوشتید راحت تر می‌توانید آن را بررسی کنید و خطاهایش را شناسایی نمایید.

Ø     دست زدن به یک فعالیت: افراد در حالت افسردگی حوصله‌ی هیچ کاری ندارد و دچار نوعی کندی و رکود هستند. با دست زدن به یک فعالیت که شما را در حالت برانگیختگی قرار دهد می‌توانید از حالت نشخوار فکری فاصله بگیرید.    پس چرا معطلید؟ ورزش را شروع کنید یا همین الان به سوی کوه مورد علاقه‌ی خود رهسپار شوید.

منبع