روانشناسی علم زندگی

زندگی باید کرد، گاه با یک گل سرخ، گاه با یک دل تنگ... گاه باید رویید در پس این باران... گاه باید خندید بر غمی بی پایان... زندگی باوری می خواهد، آن هم از جنس امید... که اگر سختی راه به تو یک سیلی زد! یک امید قلبی به تو گوید که خدا هست هنوز..
 
نویسنده: آسمان ها - دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳٩۳

نیروی ناخودآگاه شما قدرتمند است و اگر به معنای واقعی این نیرو را به خدمت بگیرید، درهای موفقیت یکی پس از دیگری به رویتان باز خواهند شد. بدانید که هیچ‌چیز جز باورهای شما نیروی عظیم درونی شما را به بند نمی‌کشد. حتما داستان آن فیل را شنیده‌اید. این فیل از همان کوچکی در گوشه‌یی به زنجیر کشیده شده بود و سال‌های متوالی به همین وضعیت مانده بود و امکان فرار نداشت. وقتی که در نهایت زنجیر را از او دور کردند، باز هم این فیل درمانده حرکتی نکرد و به همان شکل ماند…


چرا که باور کرده بود که امکان فرار وجود ندارد. مثال دیگری هم وجود دارد: کلاسی بود که دانش‌آموزان آن، بهره هوشی کمتر از متوسط داشتند. قرار شده بود که آموزگاری به آنها درس بدهد اما قبل از اینکه کارش را شروع کند، به او گفتند که شاگردانش همگی با استعداد و تیزهوشند. نتیجه این شد که همان شاگردان کم‌هوش تا جایی پیشرفت کردند که وارد دانشگاه شدند. حالا به قصه آن فروشنده می‌پردازیم: مدیر یک فروشگاه بزرگ، یکی از فروشندگانش را مامور کرد که در یکی از شعبات آنها مشغول به کار شود. آن فروشگاه جدید در محلی واقع شده بود که موفقیت در کسب و کار و فروش زیاد «محال » بود. اما مدیر این فروشنده به او گفت که خرید و فروش و هر کسب و کاری در آن محل بسیار رونق دارد. فکر می‌کنید چه شد؟ آن فروشگاه بیش از دیگران سود کرد و موفقیت فزاینده آن، به خاطر ذهنیت و باور فروشنده ما بود. می‌بینید که قدرت روح و فکر انسان چه کار می‌کند! مرسوم است که می‌گویند: «اگر ببینی ، باور می‌کنی» اما به واقع و همیشه این نیست چرا که «اگر باور کنی، خواهی دید.» هر وقت که می خواهید به هدفی برسید، آن را در ذهنتان به روشنی «ببینید».
این تصویر در ناخودآگاه شما ثبت می‌شود و بر طبق آن تلاش می‌کنید و سرانجام به هدفتان خواهید رسید. حال ممکن است این سوال پیش بیاید که چطور مطمئن باشیم که این ناخودآگاه، پاسخگوی ما بوده و ما را همراهی خواهد کرد؟ باید با ناخودآگاهتان دوست باشید و با او مثل یک رفیق همدل و صمیمی برخورد کنید. دوستش داشته باشید و برایش احترام قایل شوید. با او صحبت کنید و هرگز یادتان نرود که از او بخاطر حضور همیشگی و دوستانه‌اش تشکر کنید. وقتی که به مشکلی سرسخت بر می‌خورید و نمی‌توانید راه‌حلی بیابید، به او بگویید: «هی دوست من! به من کمک کن تا بتوانم این مشکل را حل کنم.» زمانی که حس می کنید سست و تنبل شده اید و حوصله ندارید کارهایتان را سرو سامان دهید، با ناخودآگاه عزیزتان حرف بزنید: «دوست عزیز، کمک کن که بتوانم سرحال شوم. به من انگیزه بده و تحریکم کن که بروم سراغ کارهایم و با قدرت انجامشان دهم.» اگر به این توصیه ها عمل نکرده این کارها را انجام ندهید، شکست می خورید و به اهدفتان دست نخواهید یافت. آن وقت سرخورده و عصبانی می‌شوید و تمام تقصیرها را گردن ناخودآگاه خواهید انداخت. واضح است که این کار اوضاع را بدتر می کند. بنابراین با ناخودآگاهتان مهربان باشید و با مهربانی خواسته‌تان را بگویید وقتی که هدفی را پیش روی خود قرار می‌دهید، باور کنید که الان هم به آن رسیده اید. موفقیت و پیروزی خود را عینا «ببینید.» (دقت کنید «دیدن» نه «تجسم کردن») و بدانید که میوه‌های موفقیت را با اشتها خواهید خورد