هر کسی در طول زندگی خود افسردگی را تجربه کرده و یا خواهد کرد. انتظار می رود که در دوره هایی از عمر در مبارزه با مشکلات زندگی و یا حتی بدون دلیل دچار غمگینی و یا ناراحتی شوید. در این دوران احساس غمگینی مذکور شدید و طولانی می شود طوری که ممکن است عملکرد روزانه برایتان مشکل گردد.


نشانه های افسردگی عبارتند از:

ناتوانی از لذت بردن _ حتی از فعالیت هایی که معمولًا به احساس بهتری منجر می گردد؛ احساس بی ارزشی و گناه؛ کناره‌گیری از مردم؛ خستگی؛ تحریک پذیری؛ بلا تصمیمی؛ تمرکز ضعیف, و تغییر در خواب و عادات خوردن. در بعضی موارد این احساسها آنقدر شدید می شود که افکار آسیب به خود و پایان دادن به زندگی شاید تنها راه موجود به نظر برسد.

چرا بعضی از مردم افسرده می شوند؟ دلایل عمومی (بویژه برای دانشجویان) عبارتند از: فقدان روابط معنی دار؛ ترک منزل  (دور شدن از خانه والدینی)؛ مشکلات تحصیلی؛ تعارض با والدین؛ یا نگرانی در مود آینده (بعد از فراغت از تحصیل چه کاره خواهم شد؟ چه چیزی از زندگی می خواهم؟ و غیره), اینها فقط تعدادی از عوامل هستند. سایر عوامل محیطی و زیست شیمیایی نیز ممکن است در افسردگی نقش داشته باشند.

  به هنگام افسردگی چه کاری باید انجام دهیم؟

اولین مساله یادآوری این حقیقت است که همه مردم در دوره یا دوره هایی از زندگی خود دچار افسردگی می شوند. برای ارزیابی این که چرا دچار افسردگی شده اید زمانی را در نظر بگیرید. در بسیاری از موارد احساس غمگینی واکنشی مورد انتظار و متناسب به یک فشارزا و یا موقعیت است؛ بهرحال وقتی احساس غمگینی برای مدت زمانی طولانی تدارم یافت و یا در توانایی شما و در عملکردهایتان تداخل کرد, عاقلانه خواهد بود اگر در تغییر وضعیت تان بکوشید. بعضی از کارهایی که می توانید انجام دهید اینها هستند:

?        به روزهایتان ساختار دهید. اهداف روزانه کوچکی را انتخاب کرده و سعی کنید که به آنها عمل کنید.

?        برای هر روز فعالیتهای لذت بخش و شادی آور در نظر بگیرید. به خود بگویید که چیزی برای لذت بردن وجود دارد که مستلزم صرف مقداری نیرو از جانب شماست.

?        به ورزشهایی پر تحرک از قبیل, شنا, دو و تنیس بپردازید.

?        به اندازه کافی استراحت و خواب داشته باشید, اما در آنها افراط نکنید.

?        از رژیم های غذایی متعادل استفاده کنید. خوردن غذاهای شور را قطع کنید.

?        به خود اجازه تجربه کردن احساسات خود را بدهید. اگر به گریه کردن احساس نیاز می کنید, گریه کنید. اگر عصبانی هستید راهی مطمئن برای بیان خشم خود در مدت زمانی کوتاه پیدا کنید.

?        کاغذی بردارید, چگونگی احساس و تفکر خود را یادداشت نمائید. این روش راهی مطمئن برای تجربه احساسات خودتان در تضاد با نگهداری آنها در درون, می باشد.

?        با هر گونه خود گویی یا پیامدهای منفی که ممکن است به خودتان بدهید, مبارزه کنید. به آنچه که فکر می کنید درست, واقعی و ملموس است چنگ بزنید و از نتیجه گیریها و فرضیه سازی های شتاب زده خودداری نمائید. به موارد منفی تمرکز نکنید.

?        یک تیم حمایتی از افراد خوب برای خود فراهم کنید. شامل هر کسی که می تواند حمایت کننده, تشویق کننده و متعادل کننده باشد.

 چگونه می توانیم به یک فرد افسرده کمک کنم؟

مهمترین عامل در کمک به یک فرد افسرده, حمایت کننده بودن است. سرزنش شخص به خاطر افسردگی, کوشش جهت ترک سریع افسردگی توسط شخص و یا سایر روشهای مواجهه ای می تواند وضعیت را بدتر کند. بسیار مهم است که به شخص فرصت دهید تا دریابد که نگران او هستید و م خواهید به او کمک کنید و مایلید منبعی (حمایت کننده) برای او باشید. وسعت کمک شما از گوش دادن به او تا پیشنهاد به وی برای ملاقات یک متخصص بهداشت روانی جهت دریافت کمک را شامل می گردد.

مترجم:مجید محمود علیلو , کارشناس دفتر مرکزی مشاوره وزارت علوم, تحقیقات و فناوری و همکار مرکز مشاوره دانشگاه تهران

http://iransco.org/Br_MoghAbeleBAafsordegI.asp