روانشناسی علم زندگی

زندگی باید کرد، گاه با یک گل سرخ، گاه با یک دل تنگ... گاه باید رویید در پس این باران... گاه باید خندید بر غمی بی پایان... زندگی باوری می خواهد، آن هم از جنس امید... که اگر سختی راه به تو یک سیلی زد! یک امید قلبی به تو گوید که خدا هست هنوز..
 
بی اف اسکینر
ساعت ٩:٢٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٤ آبان ۱۳٩٢ : توسط : آسمان ها

بی اف اسکینر


اسکینر یکی از آخرین بازمانده های مردان بزرگ در عرصة رفتارگرایی است. ولی در بسیاری از موارد او از پیشتازان این متدولوژی محسوب می شود. مطابق روش اسکینر است که ما با تغییر شکل محض اصول تقلیل گرایی به عنوان یک روش علمی برخورد می کنیم. اسکینر عقیده داشت که یک دانشمند باید از داده های تجربی شروع کند تا سرانجام به تعمیمهای استقرار یا به وضع قوانین برسد. پس در مراحل بعدی می تواند یک تئوری علمی که قوانین را در بر بگیرد وضع کند. بنابراین او باید بسیار دقیق باشد تا بتواند کارش را با داده های تا حد امکان موثق، آغاز کند. اسکینر پذیرفت که انسانها زندگی درونی (inner Lives)که برای هر کدام از آنها همانقدر که برای یک داستان نویس اهمیت دارد، این زندگی درونی مهم است. همان طور که خودش این زندگی درونی را در رمانش به نام والدن دو(80) به نمایش می گذارد. با این تفاوت که داده های لازم برای نوشتن داستان، داده های قابل اطمینانی برای کار یک دانشمند نیست. بحثهای اسکینر در تقابل با دیگر روان شناسان مانند فرویدیها که تمام تعمیمها و استنتاجهایشان بر پایة داده های قملروی درونی فرد است درست مانند مجادلة واتسون با درون نگرها بود. اسکینر این هشدار استقرایی را می پذیرفت که یک دانشمند نباید برای تبیین پدیده های قابل مشاهده به ورای داده های قابل مشاهده فکر کند. او خود نیز بیش از حد به حدسیات و یافته های روان شناسانه که اغلب براساس ویژگیهای درونی انسان شکل گرفته اند، اعتماد و اعتناء نمی کرد.

او اهمیت محدود متغیرهای میانی تولمن از قبیل سائق را می پذیرفت، مشروط بر اینکه چنین اصطلاحاتی به عنوان نمادهای کوتاه برای فهم اعمالی که در محدودة پاسخ قرار دارند به کار بروند. برای مثال گرسنگی به مثابه یک انگیزه که به منزلة نقطه اوج تأثیر عملی مانند غذا خوردن، تلقی می شود. دیگر ویژگی مهم رویکرد اسکینر عمل گرایی اوست که اخیراً تحت عنوان فرضیه ای در باب زبان علم، روزآمد شده است. برای اسکینر یک عمل(81) این معانی را می تواند داشته باشد: 1. مشاهدات شخص 2. دستکاری و وارد کردن محاسبات در روشهای ایجاد یک عمل 3. مراحل منطقی و ریاضیی که بین حالتهای پیشین و پسین روی می دهد 4. و هیچ چیز دیگر.

مطابق این اصول عباراتی مانند مثل بلند یا گرسنه به یک موضوع یا یک حالت موجود زنده ارجاع صرف ندارد. بلکه این عبارات به کارهای محقق بر روی مشاهداتش، دخل و تصرف و اندازه گیری های او نیز منوط هستند. این شاخه فرعی از تئوریهای اثبات گرایی و اسنادگرایی دم دست ترین تئوریهای در باب معنا در خلال دو جنگ جهانی بودند. این تئوری اکنون دیگر توسط فیلسوفان رها شده است.

اما در متدولوژی اسکینر و دیگر رفتارگرایان هنوز زنده است. بخصوص در سنت رفتارگرایان پیرو واتسون که خواستار لحاظ کردن امکان دخل و تصرف بر اصول رفتارگرایی را دارند. رفتارگرایی در خیلی از موارد به عمل گرایی امریکایی به دیده تأیید می نگریست. محققان آزمایشگاهها قصد نداشتند با طرح سؤالاتی دربارة رفتار موجودات زنده برای خودشان دردسر ایجاد کنند. بخصوص آنکه منابع و مرجع این رفتار، دلایل درونی باشد که می بایست پاسخ آنها را بدهد.

برای مشاهده اینکه اگر متغیرهای محیطی جایگزین دیگر متغیرها شود، چه صورتهایی از رفتار رشد می کند در آن دوره اهمیت زیادی قائل بودند. این مسئله سرانجام به یک پیشگویی که محقق را قادر می سازد به رفتار شکل بدهد، ختم خواهد شد. اسکینر ادعا می کند که او فرضیه ای در باب رفتار ندارد و فقط تعدادی یادداشت و نوشته های پراکنده دارای همبستگی در این باره دارا می باشد.

البته این صحبتها زودباوری با شرط نهادن دربارة واژه فرضیه است. درواقع کارهای او نوعی قطعی و بدیهی فرض کردن اصول زیست شناسی داروینی هاست که عنوان می کنند که بازتابهای شرطی شده، همچون دیگر ارزش حیاتی، برای بقا ضروری هستند. اسکینر در خلال صورت بندی این قوانین در حقیقت خیلی از اصول پایدار تداعی گرایی راه اصلاح و بهبود بخشید. در جریان همین صورت بندیها بود که اسکینر یک تمایز مهم بین رفتار «پاسخگو» و «کنش گر» را مشخص کرد.

گفتن این نکته لازم به نظر می رسد که آزمایش جعبه که اسکینر را قادر ساخت تا ابزارهای شرطی شدن را به روشهای گوناگونی مطالعه کند، بسیار مدیون جبعه پازل ثوراندیک بوده است. برای هر عکس العمل پاسخگو، یک محرک شناخته ای شده وجود دارد، مانند پوشش مترونوم موسیقی یا ترشح بزاق که با وضعیت شرطی کلاسیک همبستگی و ارتباط دارد. البته در اینجا ممکن است انواعی از شکلهای محرکهای درونی وجود داشته باشند که عملکردشان ورای آن چیزی باشد که پیروان رویکرد عمل گرایی و پاسخهای کنش گر که می تواند توسط آزمایشگر در آنها دخل و تصرف شود باید به مثابه عملکرد در شرایط آزمایشگاهی تلقی شوند، مانند برنامة زمان بندی شده غذا خوردن.

با تعریفی موسع، رفتار تشکیل شده است از پاسخهای یک کنش گر که همگی ابزارهایی برای رسیدن به یک هدف محسوب می شوند. اسکینر فکر می کرد که مطالعه کنش گرهای مشروط و مقید و تمایز میان آنها باید بتواند قوانین پایه ای را فراهم سازد که بتواند رفتار را تبیین و کنترل کنند. یک روز بالاخره باید فرضیه ای طرح ریزی شود تا این قوانین را دربرگرفته ویکپارچه سازد. اما دانشمندان باید تا رسیدن به روشی مطابق روش باکونین(82) به پیش بروند. شخص دانشمند نباید با تئوری پردازی خام و زودهنگام، طبیعت را پیش بیندازد، خصوصاً اگر با فرضیاتی شبیه تئوری هال دربارة اعمال درونی ارگانیسم، روبه رو باشد. بنابراین اسکینر رویکرد پیرامون گرایی واتسون را نپذیرفت اما دربارة فرآیند محوریی که بین محرک و پاسخ واقع شده است، موضع لاادری داشت. درواقع شرطی شدگی کنش گر یک اصلاح در زمینة قانون «اثر» ثوراندیک به شمار می رفت اصلاحی که زمینة آن اصطلاح شناسی غیر ذهن گرایانه بود.

اسکینر، همان واتسون با ادامة برنامه مفهوم برای پوشش دیگر جنبه های رفتار مخالف نبود. برای مثال در کتاب علم و رفتار انسان(83) در سال 1953، اسکینر نظریه ای دربارة هیجان یا عواطف ارائه داد که برطبق آن نامهایی که برای طبقه بندی رفتار با توجه به شرایط مختلف محیط به کار می گرفت، در احتمال وقوع آنها تأثیر می گذارد. به رغم وجود رویکرد اثبات گرایانة جزمی در تفکر اسکینردرباره رفتار کلامی (Verbal Behavior) در سال 1957 طرحی بلندپروازانه برای وارد کردن زبان به چهارچوب رفتاری طرح ریزی کرد. گرچه این عمل دقیقاً در محدودة برنامه ریزی «قواعد رفتار» هال بود و بشدت به یک اندازه از سوی فلاسفه و زبان شناسان موردانتقاد قرار گرفت.

این اواخر اسکینر بشدت گرفتار آماده سازی تکنولوژی آموزشی بوده است که در آن مهارتها و توالیهای بنیادین مادی بدقت طبقه بندی شده که در طی آنها یادگیری بطور منظم از طریق تقویت مثبت شکل می گیرد. اگرچه منظور او از مفهوم تقویت به علت ابهام و دور باطلش همواره مورد نقد بوده است، دستخوش تغییراتی گردیده است که برنامة او برای آموزش اندکی بیش از دستورات و فرامین هم ارزی بودند که می بایست محتوای آنها بطور منطقی بررسی شوند و در طی آنها دانش آموزان باید گام به گام اشتباهاتشان را کاهش دهند و اگر بتوانند موفقیتی بدست آورند پاداش آنها حتمی خواهند بود. این نوع رفتار، آن گونه که اسکینر آن را پذیرفته است. باید بدون ارجاع به قوانین پیچیدة او در باب رفتار کنش گر بررسی شوند.

 

منبع:

http://motarjem-mm.blogfa.com/