مثنوی درمانی (مولانا) و معنادرمانی-محتوای درمان-رنج-3 - معنا در رنج 

معنا در رنج




سرنوشت انسان دارای یک معنای دو بعدی است : 



1 - درجائی ممکن است تغییر داده شود و شکل یابد. 

2 - در جائی لازم است که تحمل شود . 

ارزشهای نگره ای (نگرش فرد به ارزشها) در شرایط محیطی غیر قابل تغییر مانند 
بیماریهای علاج ناپذیر و زندانی شدن در بازداشتگاههای نظامی برای ایستادگی 
کردن ضروری است . 

از طریق ارزشهای نگره ای حتی جنبه های حزن انگیز وجود انسان - مثلث حزن انگیز درد ، گناه و مرگ – می‌توانند به چیزی مثبت تبدیل شوند . 

ارزشهای نگره ای موقعی وارد میدان می شوند که نتوان در سرنوشت تغییری 
ایجاد کرد. موقعیت های گریز ناپذیر منفی به انسانها فرصتی می دهند تا به 
بالاترین ارزشهای خود حقیقت ببخشند و به عمیق ترین معنای زندگی که معنای 
رنج بردن است ، برسند . (فرانکل ،1963). 

مردم می توانند انتخاب کنند که چگونه به رنجها پاسخ دهند. برای مثال معنای 
زندگی می تواند تا آخرین لحظات حیات یک بیمار علاج ناپذیر باقی بماند . 

فرانکل از قول گدی(1) می گوید: 



" هیچ مخمصه ای وجود ندارد که ما یا با عمل کردن و یا با تحمل کردن نتوانیم به آن شرافت ببخشیم"
 
(فرانکل ، 1955). 


بعضی مردم میتوانند رنج ها را تحمل کنند و به این وسیله توانمندتر و قوی تر 
می شوند . اگر چه که مردم ممکن است قربانی سرنوشت شوند ، ولی در عین حال 
می توانند اراده ی درونی خود را تقویت کنند تا موقعیت سخت را به سطحی از 
کمالات انسانی تبدیل کنند. 



(2- ‌نلسون،2001) 


انسان وقتی با وضعی اجتناب ناپذیر مواجه می گردد، و یا با سرنوشتی تغییر 
ناپذیر روبروست، مانند بیماری درمان پذیری و یا مبتلا به بعضی از انواع 
سرطان ، این فرصت را یافته است که به عالیترین ارزشها و به ژرفترین معنای 
زندگی یعنی رنج کشیدن دست یابد. 



درد و رنج 
بهترین جلوگاه ارزش وجودی انسان است. و آنچه که اهمیت بسیار دارد ، شیوه و 
نگرش فرد نسبت به رنج است و شیوه ای که این رنج را به دوش می کشد. یکی از 
اصول اساسی لوگوتراپی (معنادرمانی) این است که توجه انسان ها را به این 
مساله جلب می کند، که انگیزه اصلی و هدف زندگی، گریز از درد و لذت بردن 
نیست، بلکه معنی جویی زندگی است که به زندگی مفهوم واقعی می بخشد. 




به همین دلیل انسانها درد و رنجی را که معنی و هدفی دارد با میل تحمل می 
کنند. البته بدیهی است که نیازی به یادآوری نیست که رنج معنایی نخواهد داشت 
اگر ضرورتی نداشته باشد. مثلا بیمار حق ندارد سرطانی را که با یک جراحی 
بهبود می یابد چون «صلیب خویش به دوش بکشد» و رنجش را تحمل کند. زیرا این 
یک «خودآزاری» بیمار گونه است تا یک تحمل قهرمانانه. 

روان درمانی سنتی، ترمیم و تجدید قوای بیمار را برای کار و لذت بردن از زندگی به عنوان سرلوحه اقدامات خویش قرار داده است . اما 
لوگوتراپی(معنادرمانی) علاوه بر این هدف، سعی بر آن دارد که بیمار را کمک 
کند تا با درک معنای رنجی که می کشد، در تحمل آن استوارتر باشد
 

.(3 - فرانکل ، 1384) 







========
 

منابع و پاورقی: 

1 - Goethe 

2- Nelson-Jones.Richard.(2001).Theory and Practice of counselling & Therapy.London and New York:Continuum 

3– فرانکل، ویکتور امیل، ترجمه نهضت صالحیان و مهین میلانی( 1384). ‌ ‌انسان در جستجوی معنا. تهران: انتشارات درسا