روانشناسی علم زندگی

زندگی باید کرد، گاه با یک گل سرخ، گاه با یک دل تنگ... گاه باید رویید در پس این باران... گاه باید خندید بر غمی بی پایان... زندگی باوری می خواهد، آن هم از جنس امید... که اگر سختی راه به تو یک سیلی زد! یک امید قلبی به تو گوید که خدا هست هنوز..
 
مثنوی درمانی (مولانا) و معنادرمانی-معنا وهدف-1 مقدمه: معنی و معنادرمانی چیست؟
ساعت ٢:٤٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩٢ : توسط : آسمان ها

معنا درمانی: 
معنا درمانی یا لوگوتراپی به معنای وجود انسان و نیاز بشر به معنا و همچنین فنون خاص درمانی برای معنایابی در زندگی می پردازد. 
( 1 - شولتس، 1384) 

همچنین می توان معنا درمانی را آموزش مسئولیت دانست که طی آن بیمار باید مستقلاً به سوی دستیابی به معنای ذاتی وجود خویش برود.(2 - فرانکل، 1366 ) 

معنا درمانگر ، مراجع را متوجه مسئولیت می کند چه مسئولیت نسبت به خداوند ، چه وجدان ، چه جامعه و یا هر قدرت بالا و درمانگر جواب نمی گوید که شخص برای کدام معنای زندگی ، حس مسئولیت داشته باشد.(3 - فرانکل، 1366) 



تعریف مفهوم معنا از نظر مولانا: 
معنا مفهومی عمیق و پایه ای در اندیشه مولانا دارد که مانند روحی می باشد که کالبد بی جان افکار و احساس و رفتار آدمی را حیات و جهت می بخشد. و از آن مهمتر روح آفرینش و هستی هست. 


اصل بودن معنی و فرعی بودن صورت 
«صورت » در نزد مولانا اطلاق می شود بر پدیده ها و لایه های سطحی جهان هستی ، اعم از جهان هستی و انسان، و مراد از «معنی » حقیقت راستین جهان هستی است که در پشت پرده ی نمودها پنهان شده است و فقط چشمان بصیر و «سبب سوراخ کن» می توانند ببیند.(4 - زمانی، 1384) 
همه وجه آشکار جهان که ما حس می کنیم صورت و سایه ای ظاهری از معنای حقیقی آفرینش هست که پنهان به نظر می رسد. 
مولانا همه آنچه از هستی و انسان به صورت ظاهری حس می شود را مانند نقش های عاریه ای می داند. همانطور که یک بازیگر نقش های مختلفی ایفاء می کند و بازی او با ماهیت و شخصیت بازیگر تفاوت دارد. انسان هم نقش های در زندگی این جهانی می گیرد که صورت کار هستند. 
نسبت معنا با صورت (نقش و ظاهر)، مانند معنی شعر نسبت به قافیه آنست. 
قافیه زیبایی دهنده ظاهری به شکل و صورت اشعار هستند. در حالیکه معنی نهفته در جان ابیات هست و اصل هست. بعضی انسانها اشتباه این صورتهای ظاهری دنیا و این قافیه ها را به عنوان معنی می گیرند و اشتباه می کنند. 

مفاهیم مذکور را در ابیات ذیل می می بینم: 
معنیِ تو صورت است و عاریت***بر مناسب شادیُ و بر قافیتمعنی آن باشد که بستاند تو را***بی نیاز از نقش گرداند تو رامعنی آن نبود که کور و کر کند***مرد را بر نقش ، عاشق تر کند 


719:2 الی 721:2 

نقل قول:توضیح ابیات: 
چیزی را که تو معنا می پنداری ، در واقع چیزی جز صورت عاریتی و موقتی نیست. تو به چیزهای به ظاهر آراسته دل خوش کرده ای (مانند کلمات و قافیه های قشنگ) 
معنای حقیقی آن است که تو را از خود بگیرد، یعنی من و مایی و خود بینی را از تو بازستاند تو را از نقش و صورت و نقاب های مرسوم زندگی بی نیاز کند. 
در واقع معنا آن نیست که انسان را کور و ناشنوا سازد و او را بر نقشِ ظاهر شیفته تر کند و اسیر شکل رایج زندگی کند. 
(5 - زمانی،1375)






====================================== 
منابع: 
1– شولتز،دوآن. ترجمه گیتی خوشدل(1384). روانشناسی کمال: الگوهای شخصیت سالم. تهران:‌ نشر پیکان 

2 -- فرانکل، ویکتور امیل، ترجمه فرخ سیف بهزاد(1366).پزشک و روح. تهران: نشر ویس 

3- فرانکل، ویکتور امیل، ترجمه نهضت صالحیان و میلانی( 1366). ‌ ‌انسان در جستجوی معنا: پژوهش در معنا درمانی. تهران: انتشارات نشر ویس 

4- زمانی، کریم(1384). میناگر عشق: شرح موضوعی مثنوی معنوی. تهران:نشر نی 

5 - زمانی، کریم(1374). شرح جامع مثنوی معنوی ( جلد اول تا ششم). تهران: انتشارات اطلاعات