روانشناسی علم زندگی

زندگی باید کرد، گاه با یک گل سرخ، گاه با یک دل تنگ... گاه باید رویید در پس این باران... گاه باید خندید بر غمی بی پایان... زندگی باوری می خواهد، آن هم از جنس امید... که اگر سختی راه به تو یک سیلی زد! یک امید قلبی به تو گوید که خدا هست هنوز..
 
نظریه تکامل انواع

« اگر چه اندیشه ی غالب ، در خصوص موجودات زنده تا قرن نوزدهم میلادی ، مبتنی بر نظریه ثبات انواع بوده ولیکن این سخن هرگز به آن معنی نیست که میان اندیشمندان قرون گذشته ، هیچ نظریه ی مخالفی وجود نداشته است . تاریخ علوم و اندیشه های بشری ، حاکی از آن است که نظریه ی تکامل تدریجی انواع ، هم مورد اعتقاد بعضی از فیلسوفان یونان باستان و هم مورد قبول برخی از دانشمندان تجربی پیش از داروین بوده است .»

« بعضی از فلاسفه ی یونان مانند انکسیماندر و انباذقلس فی الجمله قائل به تبدل انواع بوده اند و در قرون اخیر فرضیه تغییر تدریجی و تکاملی انواع ترانسفرمیسم از نو مورد توجه قرار گرفت و برخی از دانشمندان فرانسه مانند بوفن و لامارک آن را پذیرفتند ولی افکار ایشان چندان مورد توجه واقع نشد تا آنکه بیش از یکصد سال قبل چارلز داروین طبیعی دان معروف انگلیسی کتاب ( اصل انواع ) را انتشار داده و با ذکر تجربیات و مطالعات زیادی که شخصا به عمل آورده بود ، به فرضیه تبدل انواع سر و صورتی بخشید ولی معتقد بود که همه ی انواع حیوانات از چند بلکه از یک نوع اصلی اشتقاق یافته اند . این فرضیه سر و صدای زیادی در محافل علمی به راه انداخت و سیل اعتراضات و انتقادات را به سوی وی سرازیر ساخت . داروین کتاب دیگری به نام (اصل انسان) منتشر نمود، و در آن اظهار عقیده کرد که انسان و میمون ، دارای اجداد مشترکی هستند و از یک منشا به وجود آمده اند . وی کتابهای دیگری در تائید فرضیه ی خود و پاسخ انتقادات مخالفین نگاشت . بعد از داروین کسانی که فرضیه ی او را پسندیده بودند، دنباله¬ی مطالعات او را گرفتند و برای رفع پاره ای از اشکالات و نا هماهنگیهایی که بین فرضیه ی او ، و فرضیه های زمین شناسی و سایر رشته های علوم طبیعی وجود داشت اصول دیگری مانند اصل جهش ( موتاسیون ) را بر اصول تئوری او ( سازش با محیط ، وراثت ، تنازع بقاء و انتخاب طبیعی ) افزودند .»

ـ ارکان نظریه داروین:

«فرضیه تکامل داروین که به نظریه انتخاب طبیعی شهرت دارد بر سه مفهوم اصلی استوار است :

الف) تغییرات تصادفی:

به این معنا که تغییرات جزیی و ظاهرا تصادفی در یک نوع روی می دهد و صفات اکتسابی بدست آمده ، به نسل های بعدی منتقل می شود . داروین درباره منشا این تغییرات هیچ مدرکی نداشت و ناچار برای تبیین آنها باید متوسل به حدس می شد .

ب) تنازع بقاء : 

هر ارگانیسم جاندار میل به تکثیر و انبوه شدن دارد ، هر موجودی به سرعت طبق تصاعد هندسی افزایش می یابد و اگر مانعی بر سر راه انبوه شدن آن پدید نیاید در اندک زمانی ، اخلاف یک جفت همه زمین را خواهد گرفت . از سویی دیگر هر ارگانیسم جاندار ، روابط پیچیده حیاتی با دیگر ارگانیسم ها دارد ، بنابراین هر جاندار برای حفظ موجودیت و اجتناب از انعدام در ستیزی دشوار گرفتار می شود ، با تعمق در تنازع بقا به آسانی در خواهیم یافت که نبرد طبیعت بی پایان است .»


ج) انتخاب طبیعی یا بقای اصلح :

«هنگامی که تحولات سودمندی در ارگانیسم جانداری پدید آمد ، افراد واجد آن ، در تنازع بقا و دوام ، بخت بیشتری خواهند داشت و بر طبق قوانین توارث ، اخلافی با همان ویژگیها از آنها زاده می شود که به دلیل تطابق و سازگاری با محیط ، نسبت به افرادی که دچار تحول نشده اند شانس بیشتری برای بقا دارند . داروین می گوید : « من همین اصول حراست از تغییرات مفید و بقای اصلح را انتخاب طبیعی نامیده ام » . « انتخاب طبیعی در واقع پایه و اساس نظریه داروین است .»

ـ دلیل های تحول انواع 

« 1 ـ دیرینه شناسی :

استخوانها و فسیل هایی از قدیم روزگار در زیر طبقات خاک به یادگار مانده است ، بعضی از آنها متعلق به یک زمانی و بعضی دیگر متعلق به زمان دیگری است و همین اختلاف تاریخ زندگی حیوانات است که مسئله را به ثبوت نزدیکتر می کند . زیرا اسکله حیوانی که در زمانی می زیسته مشابه اسکله حیوانی است که چند سال قبل از آن زندگی می کرده و هر چه اختلاف زمان زیست این حیوانات بیشتر باشد بهمان اندازه تفاوت قیافه آنها بیشتر به نظر می رسد و بالعکس هر چه قدر فاصله زندگی آنها باشد تفاوت قیافه انها هم به همین مقدار کمتر بوده است و همین طور زمان زندگی آنها به هر اندازه که به هم نزدیکتر باشد شباهت آنها به هم دیگر بیشتر است و هر قدر زمان زندگی آنها از هم دور باشد به همین میزان شباهت آنها به یکدیگر کم بوده است . مثلا پستانداران نخست بعضی از خواص خزندگان را دارند ولی در پستانداران دوره بعدی این خواص به مقدار کمی مشاهده شده است پس تمام حیوانات یک نوع بوده اند فقط طول زمان است که به تدریج آنها را از همدیگر جدا و متفاوت کرده است .

2 ـ جنین شناسی تطبیقی :

معنی این جمله یعنی شناختن طرز نمو جنین و حالات طبیعی آن و تطبیق طرز نمو و حالات طبیعی جنین یک نوع ( مثلا گوسفند ) با طرز نمو حالات طبیعی جنین نوع دیگر . هنگام مقایسه صفات جنین های انواع مختلف با یکدیگر این نتیجه بدست آمده که انواع حیوانات یک پیوستگی نسلی دارند . »

3 ـ تشریح مقایسه ای یا تشریح تطبیقی : 

یعنی اگر یک عضو مثلا یک دست را از انسان مورد مطالعه قرار داده و یا دست یک گربه و یا بال کبوتر و خفاش و . . . را مقایسه کنیم می بینیم با اینکه ظاهرا اشکال مختلف دارند ولی طرز ساختمان و استخوان بندی آنها همه روی یک قاعده است و حتی تعداد استخوانهای آنها هم به یک مقدار است و همچنین طرز استخوان بندی پای میمون و گاو و انسان و مرغ و . . . خیلی شبیه هم هستند.

ـ انسان محصول تکامل 

داروین در کتاب بنیاد انواع ، هیچ سخنی از تکامل نوع انسان به میان نیاورده بود ، لیکن دوازده سال بعد از آن یعنی در سال 1871 با انتشار کتاب ( تبار انسان ) با بهره گیری از فرآیند انتخاب طبیعی ، پیدایش نوع انسان را نیز همانند سایر انواع جانداران ، معلول بروز تغییرات جزئی ، تنازع بقا و وراثت صفات اکتسابی ، در طول سالیان متمادی دانست . قسمتی از عبارتهای داروین در کتاب تبار انسان از این قرار است : « نتیجه ی اصلی که در این کتاب تبار انسان بدان رسیده ایم و در حال حاضر مورد قبول بسیاری از طبیعی دان هایی است که صلاحیت داوری دارند ، این است که آدمی از بعضی حیوانات که سازمان عالی کم تری داشته اند ، اشتقاق یافته است . پایه های این نتیجه گیری هیچ گاه نخواهد لرزید ، زیرا شباهت فراوان آدمی و حیوانات پست از نظر رشد جنینی و نیز بسیاری جهات ساختمانی و سرشتی بسیار مهم و ناچیز ـ اعضای تحلیل رفته ی آدمی و بازگشت های غیر عادی خصوصیات جسمی که گاه آدمی بدان محکوم است ـ واقعیت هایی هستند که انکار ناپذیرند.»

نقد و بررسی نظریه تکاملی را در مقالات مرتبط در سایت مشاهده بفرمایید.

منبع: پایان نامه بررسی مراحل تکـامل انسان از دیدگاه قـرآن و بررسـی تضـارب آراء-تهیه و تنظیم:مریم ابراهیمی پنجکی(1390)