روانشناسی علم زندگی

زندگی باید کرد، گاه با یک گل سرخ، گاه با یک دل تنگ... گاه باید رویید در پس این باران... گاه باید خندید بر غمی بی پایان... زندگی باوری می خواهد، آن هم از جنس امید... که اگر سختی راه به تو یک سیلی زد! یک امید قلبی به تو گوید که خدا هست هنوز..
 
 
ساعت ٦:٠٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ تیر ۱۳٩٢ : توسط : آسمان ها

راست مغز هستید یا چپ مغز؟


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
ظاهر بین نباش
ساعت ٦:٠٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ تیر ۱۳٩٢ : توسط : آسمان ها


 
کودک/ بالغ/ والد در آثار مولوی
ساعت ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۸ تیر ۱۳٩٢ : توسط : آسمان ها

کودک/ بالغ/ والد در آثار مولوی


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
امید به زندگی در کلام فلورانس اسکاول شین
ساعت ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۸ تیر ۱۳٩٢ : توسط : آسمان ها
هر گاه آدمی، [چیزی را] با باور بخواهد، باید بستاند؛ زیرا خدا چاره‌ساز است و تدابیر خود را می آفریند.((فلورانس اسکاول شین))  
آدمی، تنها با پیش تاختن به سوی چیزی که از آن می هراسد، می تواند بر ترس خود چیره شود.((فلورانس اسکاول شین))  
خشم نمی گذارد که انسان، پیش چشم خود را ببیند و سبب همه ی تصمیم گیری های نادرست است که به شکست می انجامد.((فلورانس اسکاول شین))  
گاه رویدادی بس ناچیز می تواند نقطه ی عطف زندگی انسان باشد.((فلورانس اسکاول شین))  
پدر و مادر هرگز نباید فرزندان خود را به داشتن پیشه ای وادار کنند.((فلورانس اسکاول شین))  
تنها راهزنی که دار و ندار آدمی را به تاراج می برد، اندیشه های منفی خود او است.((فلورانس اسکاول شین))  
انسان به هنگام خرده گیری یا سرزنش دیگران، به سیم لُخت برق دست می زند و هر آن، ممکن است ضربه ای هولناک بر او وارد آید.((فلورانس اسکاول شین))  
آنچه را که آدمی در دیگران سرزنش می کند، به راستی، به سوی خود می کشد.((فلورانس اسکاول شین))  
بخشیدن، راه ستاندن را می گشاید.((فلورانس اسکاول شین))  
اگر خطای گذشته را نمی توان جبران کرد، دست کم اثر آن را با مهربانی در حق کسی دیگر می توان از بین برد.((فلورانس اسکاول شین))  
محبت و خوش قلبی در کسب و کار نیز گرانبها است.((فلورانس اسکاول شین))  
آزمندی، ریشه ی همه ی بدیها است.((فلورانس اسکاول شین))  
زمانی که انسان با خشنودی و بدون ترس خرج کند، راه را برای سرازیر شدن پول بیشتر می گشاید.((فلورانس اسکاول شین))  
آثار هنرمندی که برای گذران زندگی کار می کند، همواره فراموش می شود.((فلورانس اسکاول شین))  
عشقی در حد کمال ببخش تا عشقی در حد کمال بستانی.((فلورانس اسکاول شین))  
محال [ =نشدنی ] است آدمی بتواند چیزی را به دست آورد که خود هرگز نبخشیده است.((فلورانس اسکاول شین))  
حسد، بزرگترین دشمن عشق است.((فلورانس اسکاول شین))  
عشق راستین، شادمانی‌اش در بخشیدن است، نه ستاندن.((فلورانس اسکاول شین))  
عشق راستین بدون هیچ چشمداشت یا اندکی امید، خود را بر معشوق فرو می باراند.((فلورانس اسکاول شین))  
عشق راستین از خویشتن، آزاد است و از هرچه ترس، رها.((فلورانس اسکاول شین))  
ترس تو است که شیر را درنده می کند.((فلورانس اسکاول شین))  
تا زمانی که انسان، هرچه ترس را از ذهن نیمه هشیار خود نزداید، او را شادی و آرامشی نیست.((فلورانس اسکاول شین))  
اگر کسی وانمود کند که دارا و کامیاب است، میوه‌اش را در زمان آن درو خواهد کرد.((فلورانس اسکاول شین))  
قانون، همواره پشتیبان کسی است که بی باکانه، ولی خردمندانه خرج می کند.((فلورانس اسکاول شین))  
تا زمانی که در جاسنجاقیت، کبریت سوخته افتاده باشد، توانگر نخواهی شد.((فلورانس اسکاول شین))  
آنگاه که انسان، تصویر تنگدستی را از صفحه ی هشیاری خود بزداید، فرمانروای "دوران طلایی" خواهد بود و هر آرزوی درست دلش برآورده خواهد شد.((فلورانس اسکاول شین)) 
تصویری که نقاش، تنها از روی عشق (به هنرش) می آفریند، بزرگترین شاهکار او به شمار می رود.((فلورانس اسکاول شین))  
هیچ انسانی تا عاشق کار خود نباشد، کامیاب نمی شود.((فلورانس اسکاول شین))  
برای شفای تن باید روح را شفا داد.((فلورانس اسکاول شین))  
مهمترین گام برای رسیدن به خواسته، نخستین گام یا "درست خواستن" است.((فلورانس اسکاول شین))  
به محض اینکه انسان از قانون پیروی کند، قانون به فرمانبرداری از او درمی آید.((فلورانس اسکاول شین))  
انسان، تنها می تواند آن باشد که خود را چنان بیند؛ و تنها می تواند به جایی برسد که خود را در آنجا ببیند.((فلورانس اسکاول شین))  
هر اندازه دانش آدمی بیشتر باشد، مسئولیت او افزونتر می گردد.((فلورانس اسکاول شین))  
آدمی، تنها آنچه را که می دهد، باز می ستاند. بازی زندگی؛ بازی بومرنگها است.((فلورانس اسکاول شین))  
انسان باید رها در لحظه [ =دم ] زندگی کند.((فلورانس اسکاول شین))  
گذشته و آینده، دزدان زمان هستند.((فلورانس اسکاول شین))  
زندگی، یک آینه است؛ و ما در دیگران، بازتاب چهره ی خودمان را می بینیم.((فلورانس اسکاول شین))  
چه بسیار پیش آمده که آدمی با دیدن بدیهای خود در دیگران، شفا یافته است.((فلورانس اسکاول شین))  
اگر در باطن انسان، ذره ای واکنش هیجانی نسبت به شرایط ناهماهنگ وجود نداشته باشد، آن شرایط برای همیشه از سر راه او کنار می رود.((فلورانس اسکاول شین))  
هر وضعیت ناهماهنگ، نشانه ی ناهماهنگی در درون خود آدمی است.((فلورانس اسکاول شین))  
تا زمانی که آدمی در برابر شرایطی پایداری کند، آن را به سوی خود خواهد کشید.((فلورانس اسکاول شین))  
به محض آرام شدن دریا، کشتی های انسان از راه می رسند.((فلورانس اسکاول شین))  
تا خود را توانگر احساس نکنی، توانگری ات آشکار نخواهد شد.((فلورانس اسکاول شین)) 
خیرخواهی انسان نیک خواه، پیرامون او، هاله ای بزرگ از پشتیبانی می آفریند.((فلورانس اسکاول شین))  
شگفتا که اگر آدمی برای کسی برکت بخواهد، توان آزار رسانیدن را از او خواهد گرفت.((فلورانس اسکاول شین))  
تنها دشمنان انسان، در درون خود او هستند.((فلورانس اسکاول شین))  
در بازی زندگی، محبت و نیک خواهی بر هر تدبیری پیروز می شود.((فلورانس اسکاول شین))  
اگر انسان برای کسی، بدبختی بخواهد، بی گمان، بدبختی به سراغ خود او خواهد آمد و اگر بخواهد به کسی کمک کند تا به کامیابی برسد، همانا راه کامیابی خود را هموار کرده است.((فلورانس اسکاول شین))  
کسی که از نفوذ سخن باخبر است، به هنگام گفتگو، دقت بسیاری به خرج می دهد.((فلورانس اسکاول شین))  
هر انسانی دارنده ی آن سرزمینی است که با چشم رؤیا می بیند.((فلورانس اسکاول شین))  
انسان، تنها آن چیزی را می تواند به دست آورد که خود را در حال ستاندن آن ببیند.((فلورانس اسکاول شین))  
هر موهبت والا و دلخواهی، پیشاپیش، چشم براه انسان است؛ بادا که آدمی آن را بازشناسد.((فلورانس اسکاول شین))  
بیشتر، پیش از کامیابی بزرگ، اندیشه های عذاب دهنده می آیند.((فلورانس اسکاول شین))  
اگر کسی در پی کامیابی باشد، ولی شرایط را برای شکست فراهم کند، دچار همان شرایطی خواهد شد که برای آن تدارک دیده است.((فلورانس اسکاول شین))  
ترس، تنها دشمن آدمی است.((فلورانس اسکاول شین))  
زمانی که آدمی بتواند بی هیچ دلهره ای آرزو کند، هر آرزویی بی درنگ برآورده خواهد شد.((فلورانس اسکاول شین))  
جز تردید و هراس، هیچ چیز نمی تواند میان انسان و بزرگترین آرمانها یا مرادهای دلش، جدایی بیفکند.((فلورانس اسکاول شین))  
هر آنچه آدمی به گونه ای ژرف، احساس، یا به روشنی مجسم کند، بر ذهن نیمه هشیار اثر می گذارد و مو به مو در صحنه ی زندگی پدیدار می شود.((فلورانس اسکاول شین))  
هر آنچه از آدمی در سخن یا کردار، آشکار شود یا بروز کند، به خود او باز خواهد گشت؛ و هرچه بدهد، باز خواهد گرفت.((فلورانس اسکاول شین))  
خدا به زمان نیاز ندارد و هرگز دیر نمی کند.((فلورانس اسکاول شین))  
جایی هست که جز تو هیچ کس آن را پر نمی کند و کاری هست که جز تو هیچ کس قادر به انجامش نیست.((فلورانس اسکاول شین))  
همه ی امور مهم به دست کسانی انجام پذیرفته است که از آرمانهای بزرگ خود دست نکشیده اند.((فلورانس اسکاول شین))  
قدرت شکست ناپذیر خدا هر مانعی را از سر راه بر می دارد.((فلورانس اسکاول شین))  
خداوند بخشاینده است و انسان، دریافت کننده.((فلورانس اسکاول شین))  
زندگی، بازگشت اندیشه ها، گفتارها و کردارهای ماست که دیر یا زود به ما باز می گردد.((فلورانس اسکاول شین))  
هر انسانی با آگاهی کامل به آیین عشق، پا به این سیاره ی خاکی می گذارد. مشکل شما هر چه باشد، امتحان محبت است. اگر بتوانید از راه محبت در این آزمایش پیروز شوید، مسأله شما حل خواهد شد. اگر نه، آنقدر به درازا خواهد کشید تا از راه محبت، مسأله خود را حل کنید. زیرا مشکل شما مجالی برای تشرف به آیین عشق است.((فلورانس اسکاول شین))  
فقط کارهای جسورانه به حساب می آیند.((فلورانس اسکاول شین))  
خداوند راهها و چاههایی دارد که تو را حیران خواهد کرد.((فلورانس اسکاول شین))  
تمام موفقیت های عظیم بر پایه ی شکست بنا شده اند.((فلورانس اسکاول شین))  
جایی که راه نیست خداوند راه می گشاید.((فلورانس اسکاول شین))  
رهنمودهای مشخص را بطلبید تا کامیاب گردید.((فلورانس اسکاول شین))  

 
محبوب دل ها باشید
ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ تیر ۱۳٩٢ : توسط : آسمان ها

محبوب دل ها باشید


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
100 بار در روز بخندید
ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ تیر ۱۳٩٢ : توسط : آسمان ها

100 بار در روز بخندید


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
شاد بودن معجزه نمی خواهد
ساعت ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ تیر ۱۳٩٢ : توسط : آسمان ها

شاد بودن معجزه نمی خواهد


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
همراه با ما افکارتان رامثبت کنید
ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ تیر ۱۳٩٢ : توسط : آسمان ها

 

برای بهتر شدن بینش خود نسبت به زندگی، باید مطمئن باشید که تمام زوایای رفتارتان مثبت است. امتحان کنید و اگر لازم بود افکار، باورها و دیدتان را نسبت به خود تغییر دهید.

 

با افکار خود مبارزه کنید

کلید اصلی برای موفقیت واقعی در تفکر مثبت این است که تمام راه‌های ممکنی که افکار منفی شما را به مبارزه می‌خواند ، پیدا کرده و سپس آن ها را با افکاری که مثبت‌تر و واقعی‌تر هستند عوض کنید.

برای تغییر افکار منفی به مثبت باید درک کنید که این افکار حقایق را بد جلوه می‌دهند. هیچ چیز کاملا بد نیست .

افکار خود را بازنگری کنید

برای تغییر افکار منفی به مثبت باید درک کنید که این افکار حقایق را بد جلوه می‌دهند. هیچ چیز کاملا بد نیست . این فقط افکار تدافعی ما هستند که آن ها را این‌طور منعکس می‌کنند. بنابراین به خود عادت دهید که همیشه افکارتان را تجزیه و تحلیل کنید و ببینید که کجا چه چیزی را اشتباه فهمیدید. آن گاه متوجه می‌شوید که کجا افکار منفی جا گرفته‌اند. این‌گونه افکار نامتعادل باعث تغییر احساسات شما شده و در درازمدت باعث می‌شود تفکری متفاوت داشته باشید و این تاثیری عمیق و بنیادی بر روی بینش شما در زندگی می‌گذارد.

 

شناخت و اعتراف به منفی بودن

یادداشت روزانه‌ای را که از افکار خود دارید ، مرور کنید. ممکن است متوجه شوید که در گذشته چیزی را اشتباه برای خود معنا کرده و فکری منفی در مورد آن داشته‌اید. حال یاد بگیرید که دنبال پاسخ متعادل‌تری باشید.

 

عوامل را بررسی کنید

همین‌که از فکری منفی آگاهی یافتید اعتبار آن را مورد سوال قرار دهید. سپس اتفاقات را مورد سوال قرار دهید. اطلاعات خود را با منابع قابل لمس برررسی کنید. در این صورت گاهی اتفاق می‌افتد که شما متوجه می‌شوید مشکلی که آن قدر فکر شما را به خود مشغول کرده بود ، اصلا وجود نداشته است. قضاوت خود را کاملا بررسی کنید.

 

آنچه را در ذهن‌تان ثبت شده مرور کنید

همه ما زمانی را به یاد می‌آوریم که منتظر بدترین اتفاق‌ها بوده‌ایم ولی ناگهان همه چیز به بهترین تغییر کرده است. آگاهی از این موضوع به شما کمک می‌کند تا هر فکر منفی‌ای را که در ذهن خود دارید و یا ممکن است در آینده شما را به سوی منفی بودن بکشاند ، مورد سوال قرار دهید آگاهی داشتن از اینکه زمانی قضاوت شما در مورد مساله‌ای غلط بوده باعث می‌شود که شما در قضاوت الان خود نیز تجدید ‌نظر کنید.

افکار ایده‌آل خود را بازنگری کنید و در مورد انتظاراتی که از خود و دیگران و حتی از دنیا دارید واقع‌بین باشید.

واقع‌بین باشید

خیلی طبیعی است که بخواهیم بهترین باشیم، ولی هدف برای بهترین شدن می‌تواند احساسات منفی را به سادگی در ما به‌وجود آورد. زیرا-  در کار، بازی، دوستی یا عشق- همیشه بهترین بودن ممکن نیست. بنابراین افکار ایده‌آل خود را بازنگری کنید و در مورد انتظاراتی که از خود و دیگران و حتی از دنیا دارید واقع‌بین باشید. از اهداف والای خود صرف‌نظر نکنید ، اما اگر همه چیز آن‌طور که انتظار داشتید پیش نرفت ، احساس منفی نداشته باشید.

 

بیشترین سعی خود را بکنید

هرگز احساس بازنده بودن نکنید ، حتی اگر نتوانستید امتیازی کسب کنید. خود را برای رسیدن به هدف یا امتیاز آماده کنید و از کاری که انجام می‌دهید لذت ببرید. بیشتر تلاش برایتان مهم باشد تا نتیجه.

مشکلات را بیش از آنچه هستند بزرگ نکنید و به یاد داشته باشید که اگر یک قسمت از زندگی شما خراب شده بدین معنا نیست که همه زندگی‌تان از بین خواهد رفت.

 

 

هر چیز را در بعد واقعی آن در نظر بگیرید

 

حتی زمانی که در موقعیت واقعا بدی قرار می‌گیرید باید از هجوم افکار منفی جلوگیری کنید.

برای رسیدن به این هدف باید به جای متمرکز کردن فکر خود روی مشکلات، روی نکات خوب و مثبت تمرکزکنید. بدین ترتیب همیشه در برابر ذهن خود عوامل مثبت خواهید داشت. مشکلات را بیش از آنچه هستند بزرگ نکنید و به یاد داشته باشید که اگر یک قسمت از زندگی شما خراب شده بدین معنا نیست که همه زندگی‌تان از بین خواهد رفت.

 

نکته:

مشکلات زمان حال را به آینده تعمیم ندهید. همه چیز می‌گذرد. ببینید در گذشته چه فکر مخربی داشته‌اید ، حال یک قدم به عقب بروید و سعی کنید پاسخی  متعادل‌تر پیدا کنید.

 

بعضی از کارهایی که انجام دادن آنها مفید است:

1- اشتباهات خود را در نظر بگیرید: قابل قبول است که گاهی خسته باشید و از فرم خود خارج شده و مرتکب اشتباهی بشوید ، پس آن را بپذیرید.

 

2- همیشه به کل ماجرا بیندیشید نه جزییات کوچکی که گاهی منفی هستند.

 

3- از اینکه فکر کنید همه چیز یا سیاه است و یا سفید دوری کنید اگر اتفاق بدی پیش آمد فکر نکنید پس همیشه همه چیز بد است.

 

4- برای کارهای مثبت خود ارزش قایل شوید و هر کار خوبی که انجام می دهید حتما آن را ثبت کنید.

 

5- از قضاوت آنی خودداری کنید. قبل از آن که تصمیمی بگیرید و قتی برای فکر کردن بگذارید.

 

منبع : مجله موفقیت و تبیان


 
از منفی بافی دوری کنید
ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ تیر ۱۳٩٢ : توسط : آسمان ها

من انسانی منفی بین هستم. هیچوقت نیمه پر لیوان را نمی بینم، فقط نیمه خالی آن را میبینم. اگر هم لیوان کاملاً پر باشد، نگران این هستم که نکند کسی آن را خالی کند.
آیا شما هم منفی گرا هستید؟ انسان منفی گرا کسی است که آگاهانه یا نا آگاهانه به سمت تفکرات منفی گرایش دارد. منفی بینی ممکن است به شکل عادت درآید، اما قطع کردن این عادت کار چندان دشواری نیست.
ولی اگر این بدبینی دست خودتان نباشد چه؟ مخالف بودن، مردد یا محتاط بودن ممکن است با شما عجین شده باشد، یا اینکه دچار عدم تعادل عصبی باشید. 

تاثیرات مغزی
در تحقیقاتی که در سال 2002 انجام شد، "تاثیر منفی" به عنوان زمینه ای برای اضطراب،بی منطقی، عصبانیت و انواع دیگری خصوصیات نا خوشایند تعریف شده است. تاثیر منفی با بالا رفتن فعالیت در قشر جلوی مغز ایجاد می شود. با اینکه این حالتی ثابت و ماندنی است، اما می توان آن را کنترل کرد.زمانیکه بدبینی نتیجه مستقیم از دست دادن شغل، قطع رابطه با یکی از دوستان یا مرگ کسی که دوستش داریم باشد، به عنوان واکنشی در مقابل این ناراحتی تلقی می شود و موقتی است.
چه این خصوصیت با وجودتان عجین شده باشد و چه فقط واکنشی موقتی به یک حادثه باشد، با ایجاد تغییراتی در مغز شما همراه است. مغز از میلیون ها سلول عصبی تشکیل شده است که پیام ها را به اعضاء مختلف بدن رسانده و دریافت می کنند. ممکن است این پیام ها با ایجاد نا تعادلی شیمیایی مختل شوند.

خجالت ندارد اگر برای مداوای این عدم تعادل و بالا تر بردن کیفیت زندگیتان دنبال مشاوره و درمان پزشکی باشید. اگر احساساتی مثل نا امیدی، کمبود انرژی و نا توانی در انجام کارها دو هفته ادامه پیدا کرد، می توانند علائمی از افسردگی به حساب آیند. می توانید برای دوباره به دست آوردن کنترل مغزتان دنبال درمان باشید. اگر این منفی بافی های شما نتیجه عادت است نه حالت های قابل درمان پزشکی، راه هایی برای مقابله با آن وجود دارد.

در این جا به چند نکته اشاره می کنیم که به مثبت اندیشی شما کمک می کند.

انگیزه تان را مشخص کنید
آگاه باشید چه زمانی تفکرات منفی بر شما غلبه می کنند. زمانی که خسته یا گرسنه هستید یا زمانی که فشار کاریتان زیاد است. ممکن است تفکراتتان تغییر پیدا کنند. کنترل افکار منفی به شما کمک می کند که انگیزه و سبب آن را بفهمید و این باعث می شود که بتوانید دوباره کنترل خودتان را در دست بگیرید.



خود را با شرایط وفق دهید
زمان هایی را که در گذشته منفی بینی به سراغتان آمده را به یاد آورید و به خود یاد آور شوید که چگونه آن را پشت سر گذاشته اید. حتی برای یک فرد مبتلا به منفی بینی یا کسی که دچار افسردگی است هم امید همیشه وجود دارد. سعی کنید اعتماد به نفستان را بالا ببرید و با این کار، رفتارهایتان جنبه ی مثبت بیشتری خواهند گرفت.

قبل از اینکه چیزی بگویید، فکر کنید
خود را مجبور کنید که برای چند روز هیچ حرف منفی بر زبان نیاورید. قبل از اینکه حرفی بزنید، در مورد آن خوب فکر کنید. این عادت جدید را در خود ایجاد کنید که برای خود و دیگران ارزش بیشتری قائل شوید و قبولشان داشته باشید.

دنبال کمک باشید
اگر می بینید که افکار منفیتان روی یک نقطه متمرکز شده اند، از افراد دیگری که تجربه ای مشابه داشته اند کمک بگیرید. حتی رفتن به چند جلسه مشاوره با افراد متخصص به شما کمکمی کند که بهتر با مشکلات زندگی دست و پنجه نرم کنید و دیدگاهتان را توسعه دهید.

دیدگاهتان را تغییر دهید
به افراد نیازمند کمک کنید، چون این باعث می شود که جنبه های مثبت زندگی خودتان را بهتر ببینید. منفی بافی های ما بیشتر به این دلیل است که برای جلو رفتن، بالا رفتن درآمدمان و بیشتر کردن ثروتمان صبر نداریم.

از دوستتان کمک بگیرید
از یک دوست مطمئن بخواهید که وقتی بدبین شدید یا شروع به منفی بافی کردید به شما اطلاع دهد. برای این کار علامتی در نظر بگیرید تا دیگران از آن بویی نبرند. بعد از متوجه شدن، سریعاً در صدد جبران برآیید و آن فکر یا عمل بدبینانه را اصلاح کنید. مهم تغییر رفتارهایتان و تعویض آن ها با عادت های جدید و سالم تر است.

از افراد بدبین دوری کنید
افراد منفی باف و بدبین را از زندگیتان بیرون کنید، زیرا ممکن است تحت تاثیر آنها قرار گیرید. اگر تمایلی به تغییر ندارند، ارتباطتان را با آن ها محدود کنید. دنبال کارهای فوق برنامه باشید دنبال یک سرگرمی برای خودتان بگردید. داشتن علائق و سرگرمی هایی بیرون از منزل و هر روز ورزش کردن، تاثیرات مثبتی روی مغزتان می گذارد. ممکن است فکر کنید که برای اینطور فعالیت های فوق برنامه وقتی ندارید، اما اگر دوباره به وضعیت خودتان و کارهایتان فکر کنید، کمی برای خودتان متاسف خواهید شد. و این انرژی تازه ای به شما می دهد.

استوار باشید
ببینید چه چیز برای زندگی شما خوب و مناسب است و توانایی ها و مهارت ها و استعدادهایتان را کشف کنید. تفکرات مثبت را همیشه جلوی مغزتان بگذارید تا تفکرات منفی دیگر اجازه غلبه کردن بر شما را پیدا نکنند. 

منبع:سایت کاریزمامشاور


 
ازدواج نکنید اگر...
ساعت ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۳ تیر ۱۳٩٢ : توسط : آسمان ها
ازدواج نکنید اگر...
1) اگر در خانواده پدری و زندگی مجردی خود، مسئولیت کاری را به عهده نمی گیرید یا در مسئولیت محوله تعلل می ورزید.( تنبلی و بی مسئولیتی)
2) اگر با پدر، مادر، برادر و خواهر خود( که به نظر شما غیرمنطقی بوده یا اخلاق دلخواه شما را ندارند) ارتباط سازنده و راضی کننده ندارید و نتوانسته اید تعامل قابل قبولی ایجاد نمائید.(عدم تعامل و ارتباط اجتماعی صحیح با دیگران)
 
3) اگر در زندگی، مرتب شغل خود را عوض کرده اید، با دوستان زیادی به خاطر مشکلاتی قطع رابطه نموده اید، رشته تحصیلی خود را تغییر داده یا ترک تحصیل کرده اید، علائق خود را نیمه کاره رها کرده اید و ثبات فکری، احساسی و رفتاری ندارید.(عدم ثبات فکری، احساسی و رفتاری)
 
4) اگر تصور می کنید; افکار، احساس و رفتار همسرتان را در آینده به دلخواه خود تغییر می دهید.(خطای شناختی)
 
5) اگر به دنبال همسر مناسبی هستید به نحوی که در زندگی مشترکتان در آینده با هیچ گونه مشکلی مواجه نشوید.(خطای شناختی)
 
6) اگر در پی کسب لذت و علائق خود، کارها و مسئولیت هایتان بر دوش دیگران قرار می گیرد.(اصالت لذت، و عدم مسئولیت پذیری)
 
7) اگر فقط منطق و طرز نگرش خویش را قبول دارید و در برابر دیگران حالت دفاعی یا حالت تهاجمی می گیرید و قادر به درک افکار، احساس و رفتار دیگران نیستید.(واکنش دفاعی و خود میان بینی)
 
8) اگر نقاط ضعف و نقاط قوت خود را به صورت شفاف نمی بینید.(عدم خودآگاهی)
 
9) اگر تاکنون با نظرات، انتقادات و پیشنهادات دیگران، تغییری در رفتارهای شما ایجاد نشده است.(عدم مدیریت خود یا خود مدیریتی)
 
10) اگر مسائل کاری شما مانع ارتباط دوستانه، و ارتباط دوستان شما مانع ارتباط صمیمی در خانواده(خانواده پدری) می شود یا مسائل و مشکلات شخصی شما در تمام حوزه های زندگی تان تاثیر می گذارد و در هم تنیده می گردد.(مشکل در تقسیم وظایف و تعارض نقش ها)
 
11) اگر به هیچ وجه قادر به تغییر برنامه های از قبل طراحی شده خود نیستید(حتی اگر شرایط تغییر کند) و بسیار متعصب، خشک و غیرقابل انعطاف هستید.( عدم انعطاف پذیری لازم)
 
12) اگر قادر به درک احساسات، رفتار و افکار خانواده، دوستان و همکارانتان(که متفاوت از شما عمل می کنند)، نمی باشید.(عدم اگاهی اجتماعی)
 
13) اگر بیشتر به جای گوش کردن، صحبت می کنید و بیشتر از آنکه سعی کنید دیگران را بفهمید، سعی دارید که دیگران شما را درک کنند.(عدم مدیریت رابطه)
 
14) اگر بسیار هیجان طلب هستید و صرفا، هیجانات شما را به سویی می کشاند و قادر به تعویق انداختن خواسته هایتان نیستید.(هوش هیجانی پائین)
 
15) اگر برای رفتار، احساس و گفتار خود روش و برنامه ای ندارید و منفعلانه و واکنشی نسبت به دیگران عکس العمل نشان می دهید.(رفتار بی تعقل یا انعکاسی، مشکل در شیوه حل مسئله)
 
16) اگر عادت دارید به جای حل مشکلات از آن ها فرار کنید یا اجتناب بورزید یا واکنش شما به مسائل بی تفاوتی هست.(پاسخ اجتنابی به رویدادها)
 
17) اگر در آینه نگاه دیگران، شما فردی غرغرو، سرزنش گر، وابسته، احساساتی، بدبین، گوشه گیر، پرخاشگر، دمدمی مزاج، خودخواه، گوشت تلخ، غمگین یا تکانشی(کسی که یکباره بدون مقدمه و از روی احساس دست به عملی می زند و پیامدهای آن را نمی سنجد) به نظر می آئید.(اختلال شخصیت)
 
18) اگر فکر می کنید، از میان چند میلیارد ساکنین کره زمین، فقط و فقط یک شخص مناسب شماست و ارزش ازدواج دارد و در غیر این صورت زندگی شما بی معنا شده و باید بمیرید یا تا آخر عمر مجرد بمانید.(خطای شناختی، عدم کنترل احساس، هوش هیجانی ضعیف)
 
19) اگر بدون اینکه خود را دقیقا ارزیابی کنید و بشناسید، دنبال همسر مناسب می گردید.( عدم شناخت خود)
 
20) اگر وضعیت فعلی تان راضی کننده نیست و برای رهایی و فرار از موقعیت، اقدام به ازدواج می کنید.(مشکل در شیوه حل مسئله)
 
 

 
ازدواج پر فایده ترین اشتباه دنیا
ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۳ تیر ۱۳٩٢ : توسط : آسمان ها

ازدواج پر فایده ترین اشتباه دنیا

موفقیت در ازدواج تنها در تامین مادیات خلاصه نمی‌شود ، بلکه باید برای رسیدن به آن تلاش کنیم. تحقیقات گویای این مطلب هستند که تمام افراد خانواده در یک زندگی مشترک سالم ، سعادتمند و کامل از مزایای آن بهره‌مند خواهند شد. در اینجا نتیجه تحقیقاتی را که درباره داشتن یک ازدواج سالم به عمل آمده از نظرتان می‌گذرانیم. همه ما می‌دانیم که خداوند به مزایای زندگی مشترک آگاه است و به همین دلیل است که زن ها و مردها را تشویق به ازدواج کرده .
ازدواج در کنار مشکلات و مسئولیت هایی که به همراه خود دارد ، فرد را وارد دنیایی می کند که اگر به درستی صورت گیرد ،بسیار زیبا و دلنشین خواهد بود.
مزایای ازدواج سالم برای کودکان و نوجوانان:
تحقیقات نشان می‌دهد که کودکانی که در آغوش گرم خانواده بزرگ می شوند برتری‌های بیشتری نسبت به سایرین دارند که از جمله آنها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: احتمال ورود آنها به دانشگاه بالاتر است.
از نظر آکادمیک بچه‌های موفق‌تری هستند.از نظر جسمی سالم‌تر هستند. از نظر عاطفی سالم‌تر هستند. احتمال خودکشی در آنها کمتر است.ناآرامی ها و ناهنجاری‌های کمتری را در مدرسه از خود نشان می‌دهند. احتمال کمتری وجود دارد که قربانی سوءاستفاده‌های جنسی شوند. کمتر از مواد مخدر استفاده می‌کنند. کمتر مرتکب جنایت می‌شوند. ارتباط بهتری با پدر و مادر خود دارند. وقتی ازدواج کردند احتمال طلاق کمتر است. در زمان نوجوانی از نظر جنسی فعال نمی‌باشند.
 
مزایای ازدواج سالم برای خانم‌ها:
تحقیقات نشان می‌دهد که خانم‌هایی که در یک ازدواج سالم هستند نسبت به خانم‌هایی که در ازدواج‌های ناموفق هستند، مزایای بیشتری دارند، از جمله:
از ارتباط خود راضی‌تر هستند.از نظر احساسی سالم‌تر هستند.از نظر مالی غنی‌تر هستند.کمتر قربانی خشونت، سوءاستفاده‌های جنسی و یا سایر جرم‌ها می‌شوند.تلاش کمتری برای خودکشی انجام می‌دهند.از موادمخدر استفاده نمی‌کنند.زیرخط فقر به سر نمی‌برند.با فرزندان خود ارتباط بهتری برقرار می‌کنند.از نظر جسمانی سالم‌‌تر هستند.
 
 
مزایای ازدواج سالم برای مردها:
تحقیقات مزایای بسیار زیادی را در مورد مردانی که در یک ازدواج سالم هستند نسبت به سایر آقایان یافته است. به نمونه‌های زیر توجه کنید:
عمر طولانی‌تر.سلامت جسمانی.تامین مالی.اشتغال بلندمدت.دستمزد بالاترداشتن ارتباط بهتر با فرزندان.ریسک کمتر در روی آوردن به موادمخدر و مشروبات الکلی.داشتن ارتباط جنسی رضایت‌بخش‌تر.احتمال کمتر در ارتکاب به جرم و جنایت
احتمال کمتر در خودکشی
 
مزایای ازدواج سالم برای اجتماع: زمانی که در جامعه درصد افرادی که در یک ازدواج سالم هستند ، بیشتر شود، مزایای بیشماری نیز به همراه آن به اجتماع وارد می‌شود. موارد زیر از نمونه‌های آن می‌باشد،
داشتن شهروندان سالم از نظر فیزیکی.دارا بودن شهروندان سالم از نظر احساسی.بالا رفتن درصد افراد تحصیلکرده .کاهش خشونت‌های خانوادگی.کاهش آمار جرم و جنایت.کاهش بارداری در نوجوانان. کاهش میزان ارتکاب به جرم در جوانان و نوجوانان .بالا رفتن میزان مالکیت ملکی.کاهش میزان مهاجرت .افزایش ارزش دارایی‌های افراد.کاهش نیاز به خدمات مشاوره خانوادگی.
 

 

منبع : جام جم آنلاین
تنظیم برای تبیان :داوودی

 
سکوت
ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٢ تیر ۱۳٩٢ : توسط : آسمان ها

سکوت !

 

 

 

سکوت علاوه بر آنکه سرشار از ناگفته‌هاست، سرشار از فایده‌ها هم هست. سکوت ، انسان را در مقابل بسیاری از گناهان بیمه می کند و او را به فکر و اندیشه که سرچشمه ی حیات معنوی اوست دعوت می کند.سکوت بهترین وسیله برای زنده کردن نیروی اندیشه است. زیرا هنگام سخن گفتن نیروهای فراوان فکری مصرف می شود. اگر این انرژیها ذخیره شود نیروی عظیمی را تشکیل خواهد داد که به وسیله ی آن حقایق بزرگی را می توان درک نمود، به علاوه سکوت، آرامش بخش روح و تعدیل کننده احساسات است .

 لقمان به فرزندش فرمود: « فرزندم چه بسا که من در اثر گفتار پشیمان شده ام اما به خاطر سکوت افسوس نخورده ام .»

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                     

سکوت:

* موجب رضا و خوشنودی خداست.

* وسیله محفوظ ماندن از خطاها و لغزشها است .

* وسیله ای است برای قطع شدن هوا و هوسهای نفسانی.

*وسیله ریاضت نفس است .

* وسیله درک حلاوت و لذت عبادت و مناجات با پروردگار است .

* قساوت و سختی دل را از بین می برد.

*وسیله ای است برای کسب حیا و پرهیزکاری.

* سبب زیاد شدن تدبر و تعقل است.

*سکوت، هیبت می‌آورد.

* سکوت، تمرکزآور است.

*ساکت باشید تا عیب و هنرتان نهفته باشد.

 *سکوت باعث می شود که مورد سرزنش دیگران قرار نگیرید

*سکوت مانع خشم و غضب است .

*سکوت محبوبیت می آورد.

*ساکت باشید تا با نگفتن سخنان بیهوده و گناه آلود، به شیطان فرصت عرض اندام ندهید.

* عبادت واقعی در سکوت امکان پذیر است.

*سکوت موجب تقویت ایمان و فاصله گرفتن از گناهان می شود.

*سکوت باعث آرامش و آسایش است .

*  در معرفت دین، سکوت به عنوان یک عبادت تلقی شده است.

از حضرت رسول اکرم (ص) نقل شده است:آیا به شما بگویم که چه عبادتی ساده ترین عبادتهاست؟سکوت و خوش اخلاقی.

*سکوت کلید هر راحتی در دنیا و آخرت است.

 

پاسکال:تمام گرفتاریهای انسان ناشی از آن است که قادر نیست تنها در اتاقی بنشیند ،آرام گیرد و سکوت   اختیار کند .

فیثاغورث:   سکوت را بیاموز  بگذار ،ذهن آرام تو گوش کند و بیاموزد .

 

 

در خاموشی هفت خصلت است:

1-عبادتی است بی مشقت   . 

2-زینتی است بی زیور     . 

3-هیبتی است بی سلطنت   .

4-حفظی است بی دیوار  .    

5-استغنایی است از عذر   . 

6-پوششی است از عیب ها.

                              7-آسایش دادن است فرشتگان نویسنده اعمال را.    

 

 

هر اتفاقی،کوچک یا بزرگ،

وسیله ایست که از طریق آن ” خداوند ” با ما سخن میگوید

 و هنر زندگی دریافتن این پیام هاست !

 

 

 

ﭼﻪ ﺯﻳﺒﺎ ﺧﺎﻟﻘﻲ ﺩاﺭﻡ

ﭼﻪ ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ ﺧﺪاﻱ ﻋﺎﺷﻘﻲ ﺩاﺭﻡ

ﻛﻪ ﻣﻴﺨﻮاﻧﺪ ﻣﺮا ، ﺑﺎ ﺁﻧﻜﻪ ﻣﻴﺪاﻧﺪ ﮔﻨﻪ ﻛﺎﺭﻡ !

 

 

 

خدای را باید شناخت

که اوست دهنده بی منت

اگر همه بستانند او بدهد

و چون او بدهد کَس نتواند بستاند .

 

 


 
گشتالت درمانی چیست ؟
ساعت ٥:۱۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۱ تیر ۱۳٩٢ : توسط : آسمان ها

در گشتالت درمانی بر تجربه کردن زمان حال و آگاهی فوری بر هیجان و کنش تاکید می شود. در این نوع درمان ، مراجع به جای جستجوی ریشه های درمان ، دنبال << تماس برقرار کردن>> با احساساتش می رود. فردریک پرلز بیشترین نقش را در پیدایش جنبش گشتالت درمانی داشت. گشتالت درمانی واقعا ترکیب ناهمگنی از فنون و عقاید است . گشتالت درمانگر ها با هم توافق نظر ندارند و از این عدم توافق خود لذت میبرند . هدف آنها ساختن یک نظریه درمانی قانون نگر نیست بلکه درمان مورد نظرشان را بر احساس منحصر به فرد خویش و تفسیرهایشان از زندگی بنیان میگذارند. مفهوم اصلی در گشتالت درمانی این است که شخص یک کل سازمان یافته است نه مجموعه تکه تکه ای از هیجانات ، شناخت ها و رفتارها. در عین حال انسانها نه تنها باید خود آگاه شوند بلکه باید بفهمند چطور به خودشان لطمه میزنند. این آگاهی نیز با بیان آنچه هم اکنون احساس میکنند و آن هم لحظه به لحظه حاصل میشود .آنها باید هر چیزی را که مانع پیشرفت شان به سطح بالاتری از سازگاری می شود به نحوی تجربه کنند تا جزئی از آگاهی آنان شوند . درمانگر نقش یک عامل تسریع کننده را بازی میکند و بیمار را متوجه این نکته میکند که چطور ظرفیت درونی وی تجلی نمی یابد . در گشتالت درمانی بر آگاهی لحظه ای تاکید می شود نه به یاد آوردن خاطرات یا تکانه های واپس رانده شده. در واقع رویکرد گشتالت درمانی مخلوطی از وجود گرائی و روان کاوی بود. نقش درمانگر این است که توجه بیمار را به احساسات ، افکار و تجارت فعلی جلب کند . نکته بسیار مهم در گشتالت درمانی این است که مراجع مسئولیت کنش ها و احساسات خودش را بپذیرد .اگر بخواهیم گشتالت درمانی را در چهار کلمه خلاصه کنیم باید بگوئیم

( آگاهی – تجربه – حالا و اکنون – مسئولیت پذیری )

اگرچه پرز نظر چندان مساعدی نسبت به تکنیک ندارد ولی میتوان تکنیک های گشتالت درمانی را تا حدودی حول محور رفتاری یعنی قواعد و طرح ها تشریح کرد .

قواعد مورد نظر در گشتالت درمانی به این شرح اند  :

– قاعده زمان حال

– قاعده من و تو

-قاعده زبان آن و زبان من

– قاعده استفاده از پیوستار آگاهی

– قاعده ممنونعیت شایعات بی اساس و بدگوئی

– قاعده تبدیل سوالات به اظهار نظر

طرح های رفتاری فعالیت هائی هستند که مراجع به توصیه مشاور یا درمانگر برای شناخت احساسات و قطبهای مختلف شخصیت خویش و چگونگی برخوردش با اوقعیات انجام می دهد . طرح هائی چون : برقراری گفتگو بین دو جزء شخصیت خوب و بد / طرح کار یا موضوع ناتمام و …

گشتالت درمانی یکی از روش های مهم و مفید در درمان به حساب می آید .


 
نقش نظریه گشتالت در یادگیری
ساعت ٥:۱٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۱ تیر ۱۳٩٢ : توسط : آسمان ها

نظریه گشتالت در سطر نظریه های شناخت گرائی  قرار دارد. نظریه شناخت گرائی بیانگر آن است که فرد خود عامل اصلی بدست آوردن اطلاعات می باشد. شناخت متشکل از ادراک / یادآوری و استدلال در نظامات پیچیده است. با توجه به آنچه شناخت گرایان به آن اعتقاد دارند تعبیر و تفسیر ها و حل پیچیدگی ها و پیش بینی از توانائی های اصلی افراد است یعنی فرد قابلیت پردازش و چیدمان نمادها را دارد. تاکید و تمرکز گشتالتی ها  بر وحدت ادراک است که ریشه این تفکر را می توان در اندیشه کانت پیدا کرد.” کانت معتقد بود ادراک، یک ترکیب غیرفعال حسی نیست، بلکه مجموعه‌ای از عناصر حسی است که توسط ذهن سامان می‌یابد آنچه در ادامه می توان اضافه کرد تمرکز و توجه گشتالتبر کل می باشدچنانچه کل مقدم بر جزء است.واژه گشتالت در حقیقت به معنای وضع و شکل وهیات کل است .مکس ورتهایمر به اتفاق کافکا و کهلر کسانی هستند که اساس روانشناسی گشتالت را پایه گذاری کردند . آنچه در گشتالت دارای اهمیت است توجه و پی بردن به ادراک ارتباط می باشد که رفتار معنادار را بوجود می آورد. گشتالت با آزمایش های علمی ورتهایمر محقق شد. یکی از آزمایشهای معروف او پدیده فای می باشد. در این آزمایش ادراک نشان داده می شود. این آزمایش یکی از جالبترین آزمایشهائی بود که موجب پیشرفت در کار سینما شد. ادراک با تصویر و زمینه پینودی استوار دارد. زمینه در امر یادگیری و مسائل آموزشی عبارت از آن چیزهائی است که شاگرد با آنها آشنائی دارد مثل معلم , دوستان , آنچه شکل و طرح خاصی دارد و آنچه محسوس و مادی است. زمینه زیر بنای تصویر است ( کافکا ) ادراک از طریق تجربه و آشنائی با مفاهیم اصلی طرح ها بوجود می آید ما هر آنچه قادر به درک آن هستیم را از طریق یافتن روابط اجزای مختلف می فهمیم مثلا اگر جهان را که یک کل است درک میکنیم به علت است که ما قادر به فهم هماهنگی ها و روابط خاص هستیم .

آدمی با قوانینی قادر به ادراک است :

قانون فراگیری : به قانون جامعیت نیز معروف است .هر سازمان روانی به سوی کمال و شایستگی سیر می کند که این عمل از طریق فراگیری نظم و ترتیب تقارن سادگی تناسب استواری و پایداری صورت می پذیرد. قانون مجاورت: هر چه عوامل سازنده محیط نزدیک به هم باشند و تشکیل دسته و ی گروه بدهند احتمال همبستگی آنها بیشتر است. قانون مشابهت: ریاضیات در دوران دبیرستان معمولا اینگونه آموزش داده می شود به طور مثال برای نشان دادن جمع سه و چهار سه عدد سیب نمایش می دهند که به علاوه چهار عدد گلابی شدند مشابهت بر اساس ظاهر منجر به ادراک می شود. قانون پیوستگی :در افراد گرایشی وجود دارد نسبت به تکمیل شکل ناکامل و نامتقارن مثلا مثلثی ناقص متشکل از دو ضلع و یک نقطه میل به تکمیل دارد. در حقیقت  عمل و شکل ناتمام ایجاد تنش میکند. قانون پیوستگی : رد کردن احتمالات غیر معمول برای هر شکلی و توجه و تمرکز بر رسیدن به کمال شایسته مثبت و مطلوب مثلا تمایل افراد به پایان داستانهای نا تمام بیشتر به سمت تقارن و پایانی خوش است. قانون اثر :آموخته های ذهنی به همان شکلی که در گذشته ایجاد شده اند کافکا معتقد است اثرانتقال تجربه ای را به تجربه دیگر ممکن می سازد. اساس یادگیری در دیدگاه گشتالت بر ادراک و بینش و حل مسئله استوار است. در ادامه به آزمایش هائی از کاتونا و شیوه های یادگیری در گشتالت و روش های درمانی  می پردازم.


 
لبخند
ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٢ : توسط : آسمان ها



 
ویژگی‌های افراد خودشکوفا
ساعت ٦:٠٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٢ : توسط : آسمان ها

ویژگی‌های افراد خودشکوفا


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
بدبینی و منفی نگری
ساعت ٧:٤٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ تیر ۱۳٩٢ : توسط : آسمان ها
 

بدبینی و منفی نگری

 

بدبینی و منفی نگری و سوء ظن یکی از رذایل اخلاقی و صفات روانی بد می باشد و با اثر بدی که روی خود شخص و اطرافیانش می گذارد، نه تنها از نظر اسلام گناه محسوب می شود؛ بلکه زندگی را در کام انسان تلخ و غیر قابل تحمل می کند. 
ما در تعامل متقابل با دیگران هستیم؛ اگر خوب درباره آن ها فکر کنیم، آن ها نیز با ما خوب خواهند بود و اگر بد درباره آن ها گمان کنیم، آن ها نیز با ما بد خواهند بود. ما حتی حق نداریم درباره خدای مهربان، بدبین و منفی نگر باشیم و اگر غیر از آن باشد، هستی در برابر ما تیره و تار می شود. افراد بدبین و منفی نگر حتی با خود نیز مشکل دارند و به زمین و زمان بد و بیرا می گویند: «دنیا با انسان معامله متقابل می کند، اگر بخندید به روی شما می خندد و اگر چین بر ابرو اندازید، او هم مقابل شما، ابرو در هم می کشد. اگر مهربان و صمیمی باشید، در اطراف خود مردمی را می بینید که همه شما را دوست می دارند و در گنجینه دلها را به روی تان باز می کنند.»
[1]



ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
راه های غلبه بر مشکلات
ساعت ٦:٤٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٢ : توسط : آسمان ها
به مشکلات خود بخندید تا همیشه چیزی برای خندیدن داشته باشید.
در دل هر موفقیت، تحمل سختی و ناملایمات نیز وجود دارد.
 مهم نیست که دیروز چقدر بر شما سخت گذشته است؛ همیشه می توانید از نو آغاز کنید.
معمولاً روزهای اول، مشکل ترین دوران تغییر عادت است. در هم شکستن و تغییر دادن عادتهای ناپسند بسیار دشوار است.
ساده ترین کار جهان این است که خود باشی و دشوارترین کار جهان این است که کسی باشی که دیگران می خواهند.

 

 
....
ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٢ : توسط : آسمان ها


 
مقایسه‌ نظریه یونگ و فروید
ساعت ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٢ : توسط : آسمان ها

جاها و فضاها

آب

جاهای طبیتی معمولا در رویاهای مهمتری ظاهر می‌شوند زیرا از حالت شخصی خارج شده‌اند. یونگ با تاکید زیاد Location دریا و اقیانوس را بهترین نمادهای ناخودآگاه جمعی می‌داند. به دلیل اینکه آب با عواطف و ناخودآگاهی ارتباط دارد. ثانیا اقیانوس و دریا خیلی بزرگ است ولی ما فقط سطحش را می‌بینیم. به مراتب هرچه که جایی که آب در آن جمع شده کوچک شود مثلا دریاچه برکه حوض معنای ناخودآگاه جمعی خود را از دست می‌دهد. شنا کردن استخر ممکن ربطی به ناخودآگاه به معنای متداولش نداشته باشد. اگر در رویا ببینیم که خیلی خوب در استخر شنا می‌کنیم می‌تواند به این معنی باشد که یاد می‌گیریم به عواطف مسلط شویم و با آنها کنار بیاییم و از آنها استفاده کنیم همانطوری که راه رفتن استفاده از زمین به معنای تکیه‌گاه است. همانطوری که غرق شدن در آب نماد خوبی برای غرق شدن در عواطف و احساسات است. دریای متلاطم نماد جریان‌های ناخودآگاه و عواطفی است که به آدم هجوم می‌آورد. مثلا یک دوره خشم‌های شدید یا ...


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
احساس مهم بودن
ساعت ٧:٢٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ تیر ۱۳٩٢ : توسط : آسمان ها

اهمیت دادن به خویشتن یک خصوصیت بارز در نهاد هر انسانی است.این ویژگی آدمی یک مسئله روان شناختی بسیار مهمی است که کودک,جوان,میانسال,پیر,فردعادی یا متوسط,فقیر ,دارا,دانشمند,معلم,استاد و...نمی شناسد.احساس مهم بودن با شخصیت هر فردی گره خورده و بنابراین بسیار حساس می باشد.

 

همین احساس مهم بودن است که باعث بروز خلاقیت ها,ابتکارات,نظریه پردازی ها,تلاش بیشتر جهت کشف قوانین طبیعت,افزایش موفقیت های اقتصادی و تجاری,گسترش فناوری,رقابت دانشمندان و فیلسوفان و ...جهت بسط تئوری ها و نظریه هایشان می گردد.

اهمیت دادن به خود ازنظر رفتاری بسیار مهم بوده و از دو جنبه فردی و اجتماعی قابل بررسی است:

ازنظر فردی احساس مهم بودن درحداعتدال پسندیده است ولی اگر به خودشیفتگی بیانجامد به معنای خروج از اعتدال و درحقیقت یک نوع بیماری است. از جنبه اجتماعی مسئله "احساس مهم بودن" به ما متذکر می شود که در برخورد با دیگران رعایت ادب و احترام را به همنوع درنظر بگیریم.از این طریق هم پایبندی خود را به اخلاق نشان می دهیم و هم با دادن شخصیت به دیگران و رضایت مندی حس درونی آنها از جبهه گیری آنان نسبت به خود جلوگیری می کنیم.


 
بخشش خود و دیگران
ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ تیر ۱۳٩٢ : توسط : آسمان ها

همه ما در زندگی خود دچار خطا و لغزش شده ایم و ممکن است در آینده هم دچار چنین خطاهایی شویم.بروز خطا در زمینه های شغلی و رفتاری اجتناب ناپذیر است.متاسفانه گاهی خطای کوچک شخص, حتی در زمان های بسیار دور ممکن است در ذهن فرد چنان بزرگ بنماید که تمام فکر و ذهن روزانه فرد را درگیر کند و با تکرار این حالات بصورت یک مشغله درآید و منجر به کاهش فرآیند خودآگاهی شخص گردد.در این وضعیت های روحی نامناسب ما لحظه اکنون و حال را فراموش می کنیم و برنامه و طرح مان را برای آینده از دست می دهیم.

 

برای اینکه به هنگام بروز خطا دستخوش چنین حالات روحی نامناسب یا وضعیت های مشابه نشویم,لازم است که برخورد مناسبی با لغزش و خطای خود و یا دیگران داشته باشیم.در این گونه موارد سرزنش بیش از اندازه خود نه تنها مشکل را حل نمی کند بلکه زمینه بروز اختلالات رفتاری را در فرد تشدید می کند.راه حل آسان است اگر و تنها اگر هنر بخشودن را تمرین کنیم و از اشتباه و خطای گذسته درس بیاموزیم و تا حد امکان از تکرار مجدد آن بپرهیزیم.

به طورکلی روحیه عدم گذشت و بخشش خود و دیگران به هنگام اشتباه,مانع از آزادی و رهایی فکر و ذهن فرد می گردد و درصورت مداومت چنین حالاتی با برهم زدن تعادل بافت های بدن به ویژه دستگاه عالی عصبی(مغز) و قلب باعث بیماری های جسمی نیز می گردد,درحالیکه با بخشیدن خود می توانیم ازادتر به زندگی خود ادامه دهیم.بخشش خود و دیگران باعث توازون عملکرد جسمی و ذهنی فرد می گردد و روابط شغلی و اجتماعی را بهبود می بخشد.


 
اسکیزوفرنیا چیست؟
ساعت ٧:۱۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ تیر ۱۳٩٢ : توسط : آسمان ها
 
انسان ها....
ساعت ٧:٠٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ تیر ۱۳٩٢ : توسط : آسمان ها


 
...
ساعت ۸:۳۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳ تیر ۱۳٩٢ : توسط : آسمان ها


 
روا‌نشناسی مثبت
ساعت ٥:۳٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ تیر ۱۳٩٢ : توسط : آسمان ها

روانشناسی مثبت یعنی مطالعه علمی عملکرد یک انسان ایده‌آل. این، اولین جمله‌ای است که در ویکی‌پدیا، مقابل این اصطلاح پیدا می‌کنید. اما این علم نوظهور واقعا درباره چه چیزی بحث می‌کند؟ آن‌طور که مارتین سلیگمن(پدر روانشناسی مثبت) می‌گوید: این روان‌شناسی، روان‌شناسی قرن بیست و یکم است؛ علمی که به جای توجه به ناتوانی‌ها و ضعف‌های بشری،روی توانایی‌های آدم‌ها متمرکز شده است؛ توانایی‌هایی از قبیل شاد زیستن‏، لذت بردن، قدرت حل مسأله و خوش‌بینی.
اگرچه همان‌طور که مارتین سلیگمن می‌گوید، می‌شود ریشه روان‌شناسی مثبت را در اظهارات روان‌شناس‌های قرن بیستم هم دید، اما اولین کسی که این مباحث را به شیوه علمی مطرح کرد «سلیگمن» بود. پیش از او روان‌شناس‌های انسان‌گرایی مثل راجرز و مازلو هم کم ‌و بیش چنین دیدی به انسان‌ها داشتند.

راجرز، آدم‌ها را نامشروط می‌پذیرفت .او می‌گفت هر کسی دنیای فردی و منحصر به فرد خودش را دارد که باید به آن احترام گذاشت. به نظر او ریشه تمام مشکلات بزرگسالان از آن‌جا ناشی می‌شود که والدین در کودکی محبت خودشان را به صورت مشروط به کودک ارائه می‌دهند؛ یعنی کودک باید آن‌گونه که پدر و مادرش می‌گویند رفتار کند تا مورد محبت قرار بگیرد . 
مازلو هم در سلسله مراتبی که برای نیازها در نظر گرفته بود «نیاز به خودشکوفایی» را در بالاترین مرتبه قرار داده بود. او می‌گفت افراد در مرحله خودشکوفایی، یک حس شادی توام با آرامش را تجربه می‌کنند.حتی قبل از انسان‌گراها، یک روان‌شناس آمریکایی به نام ویلیام جیمز، نگرانی اصلی روان‌شناسی را «شادی و بهزیستی انسان‌ها» می‌دانست.
 روانشناسی مثبت در 6 سالی که از قرن بیست و یکم گذشته، پیشرفت‌های زیادی کرده است. جالب است بدانید که روان‌شناسان این مکتب، در مقابل DSM که نظام طبقه‌بندی اختلالات روان‌شناختی بیماران است، یک نظام طبقه‌بندی به نام CSV را به وجود آورده‌اند که توانایی‌های آدم‌ها را گروه‌بندی می‌کند. آن‌ها 6 گروه از توانایی‌های آدمی را در این نظام، مشخص کرده‌اند :
1 ـ خرد و دانایی: شامل خلاقیت، کنجکاوی، باز و پذیرا بودن در مقابل تجارب جدید، عشق به یادگیری و وسعت نظر
2 ـ شجاعت: شامل خودباوری، پایداری، کمال و سر زندگی
3 ـ تنوع‌دوستی: شامل عشق، مهربانی و هوش اجتماعی
4 ـ عدالت‌جویی: شامل رعایت حقوق شهروندی، بی‌طرفی و رهبری
5 ـ اعتدال: شامل بخشش و دلسوزی، فروتنی و آزرم، احتیاط و نظم بخشیدن به عملکرد خود
6 ـ تعالی: شاملِ دانستن ارزش زیبایی‌ها و شگفتی‌ها، قدرشناسی، امیدواری، شوخ‌طبعی و معنویت
حتی این استادان برای این علم نوظهور، زیرمجموعه‌هایی هم ترتیب داده‌اند؛ مثلا، سه تا از زیر مجموعه‌های آن که البته همپوشانی هم با هم دارند شامل گرایش‌های زیرند :

1 ـ تحقیق در زندگی دلپذیر یا زندگی در لذت:این محققان در پی آن هستند که بدانند مردم چگونه می‌توانند به بهترین سطح تجربه، پیش‌بینی و دیگر تجربه‌های حسی خوشایند به عنوان جزئی از زندگی طبیعی دست یابند؛ احساساتی از قبیل حس برقراری رابطه خوب با دیگران، امیدواری، علاقه‌مندی و تفریح کردن .
2 ـ مطالعه زندگی خوب یا زندگی متعهدانه: این محققان احساس سرشار شدن در احساسات منحصر به فردی را که از کارهای ابتدایی و معمولی زندگی سرچشمه می‌گیرند، مطالعه می‌کنند. این احساسات وقتی شکل می‌گیرد که فرد حس می‌کند تکلیفی که به او داده‌اند، با توانایی‌هایش جفت و جور است و مطمئن است که از پس آن بر می‌آید .
3 ـ تحقیق در زندگی معنادار یا زندگی در پیوند با جهان‌: این محققان می‌خواهند بدانند که مردم چگونه احساسات مثبت خود را به سوی بهزیستی و تعلق داشتن به معنایی مثبت هدایت می‌کنند. مهم‌تر این که آن‌ها می‌خواهند بدانند مردم چگونه می‌توانند احساس کنند که یک جزء کوچک اما فعال و مشارکت‌کننده در یک جهان بزرگ‌تر می باشند;احساساتی از قبیل جزئی از طبیعت بودن، عضو یک گروه اجتماعی یا یک نهضت یا یک سازمان یا یک سنت یا یک نظامِ باوری بودن .
سلیگمن را دانشجوهای روان‌شناسی در کشور ما خوب می‌شناسند چون کتاب«آسیب‌شناسی روانی»‌ که آن را مشترکا با «روزنهان» تألیف کرده، یکی از سرفصل‌های درسی رشته روان‌شناسی در ایران است. یکی از جالب‌ترین کارهای سلیگمن، آزمایشی است که روی سگ‌ها انجام داده. او دو گروه از سگ‌ها را در شرایط مختلف قرار داد . 
در گروه اول، سگ‌ها در جعبه دوطرفه‌ای قرار داشتند که به یک طرفش شوک الکتریکی وارد می‌شد و طرف دیگرش نه. بین دو طرف جعبه، دری بود و اهرم‌هایی؛ ولی اهرم‌ها هیچ کدام ربطی به در نداشتند. در گروه دوم همان نوع جعبه‌ها وجود داشت اما با فشار دادن اهرم‌ها سگ‌ها می‌توانستند در را باز کنند . 
او بعد از این که چند بار این آزمایش را روی دو گروه انجام داد، دید که سگ‌های گروه اول بعد از چند بار تقلا دیگر هیچ‌ تلاشی برای نجات خودشان انجام نمی‌دهند و شوک الکتریکی را تحمل می‌کنند. سلیگمن در مرحله بعد، جعبه‌ها را عوض کرد اما سگ‌های گروه اول حتی وقتی که در جعبه‌های گروه دوم قرار می‌گرفتند، باز هم هیچ تلاشی انجام نمی‌دادند. اگر آن‌ها فقط کمی می‌جنبیدند و اهرم را فشار می‌دادند، از شوک نجات پیدا می‌کردند اما آن‌ها «آموخته بودند که درمانده باشند .»
ذهن خلاق سلیگمن، این پدیده را که هر جا می‌رفت به آن می‌گفت «درماندگی آموخته‌شده» ربط داد به افسردگی در انسان‌ها. او همین آزمایش را انسانی‌تر کرد و مسائل غیرقابل ‌حل را به آزمودنی‌هایش داد. آن‌ها بعد از چند بار شکست، دیگر مسائل ریاضی قابل ‌حل را هم بی‌خیال می‌شدند. انگار آن‌ها آموخته بودند که درمانده باشند و به همین خاطر، غمگین می‌شدند .
خوش‌بینی، آموختنی است:
آزمایش‌های سلیگمن برای این که باز هم انسانی‌تر بشود به چیزهای بیشتری نیاز داشت. او رفت سراغ روان‌شناسی اجتماعی و آن‌جا نظریه‌هایی پیدا کرد که ‌توانست با آن‌ها پل بزند بین «درماندگی آموخته‌شده» و «آموزش خوش‌بینی». کامل‌ترین نظریه‌ای که به دردش ‌خورد از نوشته‌های «واینر» بود. او سال‌ها قبل از سلیگمن، «سبک‌های اسنادی آدم‌ها» را معلوم کرده بود. واینر می‌گفت وقتی یک رویداد در زندگی ما اتفاق می‌افتد ما با سه شیوه آن را تبیین می‌کنیم :
اولین شیوه را قبلا روان‌شناس‌های دیگری هم گفته بودند؛ که ما می‌گوییم علت این رویداد یا ما هستیم (سبک اسناد درونی) یا محیط (سبک اِسناد بیرونی). مثلا وقتی در امتحانی شکست می‌خوریم؛ یا آن را ربط می‌دهیم به سؤال‌ها، استاد یا شرایط بد امتحان و یا ربطش می‌دهیم به ناتوانایی‌های خودمان .
در سطح دوم، ما علاوه بر علت، کلیت اِسناد را معلوم می‌کنیم؛ یعنی این که یا همه امتحان‌ها را مزخرف می‌دانیم (سبک اِسنادی کلی) یا فقط همین امتحانی را که خراب کرده‌ایم (سبک اِسنادی خاص). یک نمونه از سبک اِسنادی بیرونی و کلی در توجیه شکست امتحان این است که بگوییم: همه استادهای دانشگاه سخت‌گیرند .
در سطح سوم، ما به آن رویداد یک برچسب زمانی می‌زنیم. مثلا در مورد شکست در امتحان ممکن است استاد آن امتحان را آدم بدذاتی بدانیم (سبک اِسنادی دایمی) یا این که بگوییم آن روزِ به‌خصوص می‌خواسته با سؤال‌های سختش ما را اذیت کند (سبک اِسنادی گذرا )
سلیگمن توانست عمده‌ترین مفاهیم روان‌شناسی مثبت را از تلفیق نظریه «درماندگی آموخته‌شده» و «نظریه اِسنادها» به دست آورد. او می‌گفت اگر درماندگی آموختنی است، پس به وسیله تغییر سبک‌های اِسنادی می‌توان خوش‌بینی را هم آموخت. در واقع درماندگی آموخته‌شده، شکل بدبینانه و اولیه واکنش به اتفاق‌های بدِ زندگی است .
فرض کنید شما در موقعیتی قرار می‌گیرید که چندان کنترلی روی آن ندارید . شما قبل از آن که بیاموزید درمانده شوید از سبک‌های اِسنادی استفاده می‌کنید .
ما در مقابل رویدادهای بد زندگی، یا خوش‌بین هستیم یا بدبین. به زبان سلیگمن، ما بدبین هستیم اگر در مقابل رویداد‌های بد، سبک اِسنادی درونی (خودمان را مقصر بدانیم، نه محیط)، کلی (در موقعیت‌های مشابه هم آن اتفاق بد می‌افتد)، و دایمی (همیشه این اتفاق بد تکرار خواهد شد) داشته باشیم .
در مقابل رویدادهای خوشایند زندگی هم می‌شود بدبین بود. شما اگر یک رویداد خوب زندگی‌تان مثل قبول شدن در کنکور را به عوامل بیرونی (مثلا آسان بودن سؤال‌ها)، خاص (مثلا توانایی فقط در سؤال‌های تستی) و گذرا ( فقط کنکور امسال خوب بود) ربط دهید، شما فروتن نیستید بلکه بدبین‌اید .
سلیگمن، مفهوم امید را هم از سطح دوم و سوم سبک‌های اِسنادی گرفت؛ یعنی ما در مقابل رویدادهای بد، آدم امیدواری هستیم، اگر آن رویداد را گذرا و خاص بدانیم و در مقابل رویدادهای خوب، آدم امیدواری هستیم اگر آن‌ها را کلی و همیشگی بدانیم .
او عزت نفس را هم همین‌گونه تبیین کرد. در واقع انسان‌هایی که عزت نفس بالاتری دارند، رویدادهای خوب را به خودشان نسبت می‌دهند. همچنین آن‌ها با ربط دادن وقایع به محیط و دیگران اجازه نمی‌دهند رویدادهای بد، آسیبی به عزت نفسشان وارد کند. البته خود سلیگمن هم قبول داشت که در شرایطی که ما کاملا به محیط کنترل داریم و اشتباهی می‌کنیم، ربط دادن آن به عوامل بیرونی، بی‌مسؤولیتی است (نه خوش‌بینی). او هشدار می‌دهد که این سبک‌های اِسنادی بدبینانه و خوش‌بینانه بیشتر در مقابل شرایطی است که ما کنترل مبهمی به محیطمان داشته باشیم .
پس در یک کلام: «خوش‌بینی آموختنی است.» اگر ما یاد بگیریم که در مقابل رویدادهای ناخوشایند، سبک ِاسنادی بیرونی، خاص و گذرا داشته باشیم و در مقابل رویدادهای خوشایند، سبک اِسنادی درونی، کلی و دائمی، آن‌وقت خوش‌بین هستیم. سلیگمن و همکارانش دریافتند که آموزش تغییر در سبک‌های اِسنادی باعث می‌شود افراد نشانه‌های افسردگی را کنار بگذارند .
سه قدم به سوی تفکر مثبت:
1 ـ از تبیین‌های بدبینانه استفاده نکنید: طبق نظر سلیگمن همه آدم‌ها می‌توانند یاد بگیرند از تبیین‌هایی استفاده کنند که موقتی و موقعیت‌محور باشند. مثلا یک مادر که با کودکش استثنائا بدرفتاری کرده، می‌تواند این جمله را بگوید که «من آن روز حوصله نداشتم ولی اکثر اوقات، مادر خوبی هستم.» همچنین گاهی می‌شود از شوخی استفاده کرد. مثلا جوانی که در حضور دیگران زمین خورده است، می‌تواند بگوید «اگر از من فیلم می‌گرفتند بساط خنده‌مان جور می‌شد .»
2 ـ شادی خودتان را محدود نکنید: در دنیای ماشینی امروز، ارزش‌های اجتماعی و اقتصادی باعث شده‌اند شادی ما تعریف‌ شده باشد و بسیاری از مردم به نسبت این ارزش‌ها، شادی‌های خودشان را محدود می‌کنند. مثلا با خودشان می‌گویند «تا ماشین نخرم، شاد نمی‌شوم» یا «اگر همه دوستم داشته باشند، شادی واقعی را تجربه می‌کنم.» اما هر کدام از این جملات، هم‌ زمان و هم چگونگی شادی ما را محدود می‌کنند .
اگر این جملات را زیاد تکرار ‌کنیم، قاعده ذهن ما می‌شوند. بنابراین اگر به آن اهداف نرسیم بیشتر و بیشتر غمگین می‌شویم. اما حقیقت این است که فقط هدف نیست که شادی می‌آفریند؛ شادی، فرآیندِ رفتن به سوی هدف است: «من تلاش می‌کنم که ماشین داشته باشم پس به خاطر تلاشم از خودم خشنودم و حس خوبی دارم.» یا: «من باید یاد بگیرم که ارزش‌های آدم‌ها با هم فرق می‌کنند پس نمی‌شود توقع داشت که همه دوستم داشته باشند .»
3 ـ گفت‌وگوهای درونی‌تان را فرآیندمدار کنید: در هر گامی که به جلو برمی‌دارید یکی از جملات شادی‌بخش‌تان را که بیشتر بر فرآیند تأکید دارند تا هدف، تکرار کنید. حتی می‌توانید خود این فرآیندها را به صورت هدف کوتاه‌مدت و شادی‌بخش قرار دهید. مثلا جمع کردن مقدار خاصی از پول جهت خرید ماشین و یا یاد گرفتن یک مهارت ارتباط با دیگران .

منبع:http://babakrahbari.mihanblog.com


 
....
ساعت ٤:۱٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ تیر ۱۳٩٢ : توسط : آسمان ها


 قساوت قلب را می توان در کسانی که زود قضاوت عقل میکنند دید.


 
 
ساعت ۳:٥٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ تیر ۱۳٩٢ : توسط : آسمان ها


 
 
ساعت ۳:٥٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ تیر ۱۳٩٢ : توسط : آسمان ها


 
 
ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ تیر ۱۳٩٢ : توسط : آسمان ها


 
روانشناسی در مثنوی معنوی
ساعت ٢:٤٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٦ تیر ۱۳٩٢ : توسط : آسمان ها
بالندگی انسان از طریق افکار خوش و مسائل روانی است.

مولانا در بخشی از «حکایت آن غلام هندو که به خداوند زاده ی خود پنهان هوا آورده بود» به بیان نکاتی درباره بالندگی انسان از طریق عزت و شرف می پردازد.

تاخیال و فکر خوش بر وی زند

فکر شیرین مرد را فربه کند

جانور فربه شود، لیک از علف

آدمی فربه ز عزّست و شرف

آدمی فربه شود، از راه گوش

جانور فربه شود از حلق و نوش

انسان از راه گوش، چاق و چله شود، و حیوان از طریق خوردن و نوشیدن. «گوش» در اینجا کنایه از مسائل روحی و روانی است. توضیح مصراع اول بر دو وجه ظاهر و باطن قابل بیان است. وجه ظاهر: این مطلب از مسلمات است که وقتی آدمی سخنانی مثبت و خوشایند بشنود و بر اثر آن سخنان، فکر و خیال آسوده و نشاط گیزی پیدا کند با کمترین طعام نیز سرحال و بانشاط می گردد. و برعکس اگر شخصی به چنبر افکار و خیالات اضطراب آور و پریشان کننده ای گرفتار آید چنانچه مقوی ترین غذاها را بخورد باز تنی رنجور و روحی کسل خواهد داشت. عرفای عظام غالبا به طعام ساده بسنده می کردند، چرا که نیروی نشاط و سلامتی جسمانی خود را از طریق عروج روحانی و آرامش درونی به دست می آورند. «قوت جبریل از مطبخ نبود».

اما وجه باطنی مصراع اول: چون جوهر آدمی اندیشه است و مابقی او گوشت و پوستی بیش نیست، تکامل حقیقی او نیز از طریق مسائل فکری و روحی و استماع اقوال بزرگان و اعتقاد و عمل به آنها حاصل می شود. مراد از «فربه شدن» در مصراع اول، کمال روحی و اخلاقی است، و در مصراع دوم، ضخامت جسم. پس ای طالب حقیقت ضخامت جسم و پروار بدن را برای حیوان سیرت بگذار و خود به کمال روحی روی کن.

شرطی سازی

مولانا در پایان حکایت«آن صیادی که خویشتن در گیاه پیچیده بود» به این مساله می پردازد که انسان به این دلیل که مشمول اطعام و رحمت الهی قرار گرفته، باز هم مشتاق و چشم انتظار آن جهان و لطف خداست. و بعد با ذکر مثالی در مورد دلیل نشستن گربه در کنار سوراخ می گوید که گربه چون از آن سو تغذیه شده، باز همانجا می نشیند و منتظر غذا می ماند. یا گربه دیگری که بر پشت بام پرنده ای را شکار کرده، باز با همین خیال آنجا می رود. این پدیده در روانشناسی به شرطی شدن معروف است. درواقع گربه چون در مکانی معین تقویت شده، رفتارش تکرار می شود.

گر ز بی سویت نداده ست او علف
چشم جانت چون بمانده ست آن طرف؟


گربه بر سوراخ ز آن شد معتکف
که از آن سوراخ او شد معتلف

سپس به اصل مطلب باز می گردد و از جانب حضرت حق می گوید: من در گوش تشنگان همچون صدای آب هستم و همچون باران از آسمان فرو می ریزم. ای عاشق از خواب برخیز و تلاشی کن. مگر معقول است که صدای آب بلند شود و شخصی هم در آن نزدیکی سخت تشنه باشد ولی به آب بی اعتنایی کند و بخوابد؟ یعنی طالب اگر حقا طالب باشد به ندای حقیقت جواب می دهد. در غیر اینصورت به خواب غفلت فرو می رود.

بانگ آبم من به گوش تشنگان
همچو باران می رسم از آسمان

بر جه ای عاشق، برآور اضطراب
بانگ آب و تشنه و آنگاه خواب؟

منبع: شرح جامع مثنوی معنوی، کریم زمانی


 
امروز
ساعت ٩:۱٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٦ تیر ۱۳٩٢ : توسط : آسمان ها

                                                     

  حس خوبی دارم انگار دوباره نو شدم

امروز آسمان آسمان ها آبیه اخه یک اتفاق خوب افتاده من هم چون خوشحالم جشن گرفتم